نظر به اینکه با پیروزی انقلاب قدرت پیشین فرو می پاشد، اما موجب ظهور قدرت جدیدی می شود که متکثر است و ریشه در لایه های اجتماعی دارد. چنانچه حمله عراق به ایران و تهدید موجودیت نظام سیاسی برآمده از انقلاب، قدرت موجود در درون لایه های اجتماعی جامعه را برای دفاع، فعال و بسیج کرد. در واقع از این طریق پویایی جامعه انقلابی ایران، برای پاسخ به نیازهای صحنه جنگ، بکار گرفته شد. با این توضیح واکنش جامعه ایران به جنگ، تحت رهبری و مسئولیت امام خمینی، برای انتقال جامعه درگیر در انقلاب، برای دفاع در برابر تجاوز دشمن، تا اندازه ای سازوکارهای تحول سیاسی- اجتماع و نظامی - امنیتی را در ایران نشان می دهد. متاسفانه با وجود اهمیت این موضوع، هنوز  تحقیقات آکادمیک در این زمینه صورت نگرفته است.

  مشخصه جامعه ایران پس از پیروزی انقلاب، فروپاشی نظم پیشین و تلاش برای استقرار نظم جدید برآمده از انقلاب و آرمانهای آن بود. مشاهده جامعه بی نظم و بی ثبات و در حال گذار، یکی از مهمترین دلایل پذیرش ریسک تصمیم گیری عراق برای حمله به ایران بود. در چنین وضعیتی، متغیر جنگ سرشت و سرنوشت جامعه ایران را به گونه ای اساسی دستخوش تغییر قرار داد. با این توضیح این پرسش وجود دارد که؛ «کارکرد جنگ بر جامعه ایران چه بود؟»

  برابر نظریه «کارکردگرایی»؛ جامعه واجد نظم و ترتیب و متشکل از یک سیستم با سلسله مراتب خاص و بهم پیوسته است. هرگونه تهدیدی مانند جنگ، نسبت به این سیستم، موجودیت آن را به مخاطره می اندازد. قدرت انطباق و سازگاری ساختار جامعه ایران و اجزای آن، با شرایط محیطی، بیانگر توضیح درباره کارکرد جنگ بر جامعه ایران است.  تمرکز بر کارکرد و نقش ساختارها در حفظ نظم و ثبات، با حفظ تعادل سیستم، موجب می شود بتوان از این نظریه برای تاثیر جنگ بر جامعه استفاده کرد. در این بررسی مفهوم «کارکرد» به معنای «اثر و نتیجه» بعنوان مفهوم محوری در نظریه کارکردگرایی، با تاکید بر تاثیر جنگ برای جامعه ایران، مورد توجه و بهره برداری قرار گرفته است، تا به این پرسش پاسخ داده شود که؛ چگونه جامعه ایران پس از پیروزی انقلاب و در مرحله استقرار نظام جدید، خود را با شرایط و وضعیت حاصل از جنگ، منطبق و ساختارهای سیاسی- نظامی و اجتماعی را شکل داد؟

  پرسش یاد شده ناظر بر «کارکرد انقلاب در وقوع جنگ» است. از نقطه عزیمت «کارکرد جنگ بر جامعه ایران»، می توان پرسش دیگری را طرح کرد مبنی بر این که؛ ظرفیت های سیاسی- اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران که درگیر پیروزی انقلاب و استقرار نظام جدید بود، چه تأثیری در شکل گیری تفکر و رفتار دفاعی ایران در برابر تهاجم عراق داشت؟

  چنانچه روشن است؛ در پرسش نخست، کارکرد انقلاب و در پرسش دوم، کارکرد جنگ بر جامعه و نظم سیاسی، مورد تأکید قرار گرفته است. پاسخ به دو پرسش یاد شده، در حالیکه بر روی کارکرد تمرکز دارد، اما در عمل، سطحی از تعامل میان جنگ و انقلاب را روشن خواهد کرد.

  عراق با استفاده از تهدید و قدرت نظامی، «نظام سیاسی» ایران را برای گرفتن «امتیاز سیاسی» و تغییر در مناسبات میان دو کشور، تحت فشار قرار داد. جنگ بعنوان متغیر بیرونی در حالی آغاز شد که نظام سیاسی ایران در حال استقرار بود، هرچند هنوز چهره اصلی آن در برابر چالش های درون ساختاری و فشارهای بیرونی، روشن نشده بود. عراق به این باور بود که نظام سیاسی ایران تحت تأثیر جنگ، تضعیف و یا تغییر خواهد کرد و عراق چگونگی و سطح مناسبات میان دو کشور را، از موضع برتر و به سود عراق تعیین خواهد کرد.

  هر چند ظرفیت های موجود در جامعه ایران بر اثر وضعیت حاصل از پیروزی انقلاب، به دلیل مناقشات سیاسی- اجتماعی و نیز وضعیت گذار به نظم جدید، چندان آشکار نشده بود، اما با واکنش جامعه ایران به حمله عراق، به ویژه در شهرها و مناطق مرزی، سطح جدیدی از تعامل میان جامعه ایران با ساختار سیاسی، بر محور مفهوم دفاع از انقلاب و کشور، در برابر متجاوز شکل گرفت که به معنای امکان پذیری مقاومت در برابر حمله عراق بود.

  بازتولید قدرت سیاسی- امنیتی حاصل از انسجام سیاسی و واکنش دفاعی ایران در برابر تجاوز عراق، زمینه های بسیج اجتماعی را به سمت جبهه ها فراهم کرد. چنین تحولی، قدرت دفاعی را در چارچوب دفاع از انقلاب و کشور، از طریق مشارکت مردمی فراهم کرد. در واقع پویایی درونی جامعه ایران، نه تنها موجب حفظ تعادل نظامی- امنیتی ایران در برابر شوک ناشی از حمله عراق و پیامدهای آن شد، بلکه ثبات سیاسی و قدرت دفاعی کشور را سامان داد. بر پایه توضیحات یاد شده، می توان درباره کارکرد جنگ و انقلاب چنین نتیجه گیری کرد:

1- کارکرد انقلاب بر جنگ موجب، بازتولید قدرت دفاعی- تهاجمی ایران، با تاثیر از پویایی سیاسی - اجتماعی ایران و مشارکت مردمی شد. تحول یاد شده زمینه های شکل گیری ساختارهای جدید نظامی- امنیتی را فراهم کرد. دفاع در برابر متجاوز، آزادسازی مناطق اشغالی و پیشروی در خاک عراق، در یک جنگ طولانی، حاصل بخشی از کارکردهای انقلاب بر جنگ  است.

2- کارکرد جنگ بر انقلاب، با جایگزینی جنگ به جای انقلاب از سوی امام خمینی موجب شد موجودیت نظام سیاسی برآمده از انقلاب و ساختارهای آن را در واکنش به تجاوز عراق حفظ و دستخوش تحول بنیادین شود. علاوه براین سمت گیری سیاست گذاری های سیاسی- امنیتی و اقتصادی- اجتماعی کشور را تحت تأثیر جنگ دگرگون و نهادینه کرد.چنانچه هم اکنون شناخت انقلاب تا اندازه ای از مسیر شناخت جنگ امکان پذیر است.