پس از نقد و بررسی پرسش های جنگ، در مجموعه 5 جلدی در سالهای 1378 تا 1386 و اطمینان از فرونشستن التهاب حاصل از مناقشات سیاسی و رفع ابهام از مسائل اساسی جنگ، تا اندازه ای از نقد و بررسی پرسش ها فاصله گرفتم. طی سالهای 86 تا 92 بمدت شش سال، درگیر بررسی «مسئله جنگ»، بعنوان یک مسئله استراتژیک شدم که منجر به نگارش کتاب جدیدی شد که برای چاپ در اختیار ناشر محترم قرار دارد.

 طی دو سال گذشته با فرض اینکه آنچه طی سه دهه گذشته نوشته ام، با نگارش کتاب اخیر به پایان رسیده است، در جستجوی «نگرش و روش جدید» برای بررسی جنگ، مطالعاتی را انجام داده ام که بخشی از آن در این وبلاگ آمده است و بخش دیگری هنوز نگارش نشده است. ضمن اینکه ضبط برنامه 13 قسمتی در چارچوب مفهوم «جنگ و زندگی»، از جمله موضوعاتی است که در ذهنم شکل گرفته و پیگیری کرده ام.

 در چنین شرایط ذهنی- مطالعاتی، پخش برنامه «سطرهای ناخوانده» از شبکه یک، بمناسبت هفته دفاع مقدس و بازتاب های آن، همچنین اظهارات اخیر آقای ابراهیم یزدی در گفتگو با «سایت تاریخ ایرانی» و پاسخ آن، مهمتر از آن بازتاب یادداشت یکصدمین در وبلاگ، موجب موضوعیت یافتن مجدد مسئله جنگ، از منظر پرسش و پاسخ شده است. در واقع به نوعی در حال بازگشت به سالهای 86-78 هستم، با این تفاوت که برداشتم از جنگ و هم پرسش ها و پاسخ ها، تا اندازه ای با تأثیر از شرایط سیاسی کشور، و بلوغ فکری نسل جدید، تغییر کرده است. که به دو ملاحظه اشاره می کنم:

1) بازبینی پرسش ها و پاسخ ها، بیانگر پیوستگی و تعامل میان آنهاست، به این معنا که هر دو تحت تاثیر  نگرش سیاسی به جنگ طرح می شود.

2) پیش از این، انتقال از وضعیت جنگی به شرایط پس از جنگ، موجب اهمیت یافتن پرسش ها در مقایسه با توصیف و تشریح وقایع نظامی شده بود. اما هم اکنون به نظر می رسد در حالیکه پرسش ها تداوم دارد و روبه گسترش است، پاسخ ها نیز به لحاظ ارائه داده ها و تحلیل های جدید، تا اندازه ای در حال تغییر است. ادامه دارد ...