اتمام دوره 10 ساله ریاست مهندس عزت الله ضرغامی بر سازمان صدا و سیما، زمینه بحث درباره عملکرد ایشان را فراهم کرده است. دوره یاد شده به دلیل تحولات داخلی و محیطی ایران و نحوه واکنش و بازتاب آن در رسانه ملی، بدون تردید تأثیر تعیین کننده و پایداری را بر «تصویرسازی» از وقایع و تحولات، همچنین موضوعات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و تاریخی ایران، نزد افکار عمومی بر جای نهاده است. با این توضیح، تا اندازه ای دلیل و معیار ارزیابی دوره 10 ساله ضرغامی، بر مهمترین و تأثیرگذارترین رسانه کشور، روشن خواهد شد. به این معنا که نقش صدا و سیما در دوره ریاست مهندس ضرغامی، بر افکار عمومی جامعه ایران، در زمینه های مختلف چه بوده است؟

  چنانچه روشن است، پرسش، بسیار اساسی و پاسخ آن، بسیار گسترده و نیاز به بررسی های پژوهشی دارد که اگر برای ایشان چندان نتیجه اساسی به دنبال نداشته باشد، برای دکتر سرافراز، انجام آن ضروری و راهگشا خواهد بود، زیرا تا اندازه ای خط مشی آینده صدا و سیما و اصلاحات ضروری در آن را به نمایش خواهد گذاشت.

   فارغ از طرح مسئله و ابعاد آن که بسیار اساسی و گسترده است، در این یادداشت تنها به بخش بسیار مهم اما محدود آن، درباره جنگ ایران و عراق، با طرح این پرسش که؛ «در دوره 10ساله مدیریت سابق صدا و سیما، چه تصویری از جنگ ایران و عراق در جامعه ایران ساخته و پرداخته شده است؟»، اشاره خواهم کرد. پاسخ به این پرسش نیز مانند پرسش پیشین، دشوار و نیازمند پژوهش است.

   برای این منظور باید ابتدا به اقداماتی که برای تصویرسازی از جنگ، انجام شده، اشاره و سپس پیامدها و نتایج آن را در جامعه، مورد ارزیابی قرار داد. به نظر می رسد حجم و دامنه اقدامات سیما در حوزه جنگ ایران و عراق، در مقایسه با سایر موضوعات دیگر، اگر از نمره بالایی برخوردار نباشد، اما متوسط رو به بالا خواهد بود.

   تولید برنامه های مناسبتی در هفته دفاع مقدس، فتح خرمشهر، هفته بسیج و بزرگداشت برخی عملیاتها، به روش های مختلف، همواره به صورت چشمگیری انجام شده است. همچنین ساخت برنامه های مستند و سریال، به همراه پخش کلیپ در مناسبتهای مختلف، ازجمله به هنگام تشییع شهداء، مشهود و برجسته بوده و برخی از این موارد، با نظارت مستقیم ایشان انجام شده است. معرفی کتاب و برپایی میزگرد برای نقد و بررسی آثار و موضوعات، در شبکه های مختلف صدا و سیما نیز در کنار اقدامات یاد شده، مفید و موثر بوده است.

   نظر به اینکه صدا و سیما ملاحظات مختلفی برای برنامه سازی و پخش دارد و مهمتر از همه، باید سلایق عمومی را در نظر بگیرد، بنابراین تعیین شاخص برای ارزیابی عملکرد 10ساله مدیریت مهندس ضرغامی، دشوار خواهد بود. در عین حال برخی کارهای ممتاز از سیما پخش شد که نباید نسبت به آنها بی توجه بود. از جمله این موارد، می توان به مستند «آخرین روزهای زمستان» که به زندگی نامه شهید حسن باقری پرداخت و به لحاظ تکنیک و محتوا کار بسیار برجسته و ممتازی بود، اشاره کرد و مناسب است برای سایر فرماندهان شهید و حوادث تاریخی نیز از آن الگو گرفت. همچنین تولید و پخش برنامه مستند «سطرهای ناخوانده» از شبکه یک سیما در هفته دفاع مقدس سال جاری، جذاب و همراه با جسارت بود که با برخی ملاحظات قابل ادامه است.

   آنچه از سیما درباره جنگ ایران و عراق ساخته و پخش شده است، در عین حالیکه بر افکار عمومی تأثیرگذاشته است، چنانچه اشاره شد، تا اندازه ای بازتاب افکار عمومی بوده است که بصورت تدریجی شکل گرفته است. بنابراین گرچه برخی کاستی ها در این زمینه وجود دارد، اما به این معنا نبوده که برنامه سازی درباره آن، به صورت کامل در بضاعت و محدود به شخص مهندس ضرغامی بوده باشد.

   بنابراین آنچه که در حوزه جنگ ایران و عراق در سیما، برنامه سازی و پخش شد، با توجه به تمامی ملاحظات، از جمله سلایق و تمایلات موجود در جامعه، حاصل توانمندی های ذهنی- ادراکی، جسارت و ریسک پذیری، همچنین تجربه حضور آقای ضرغامی در جنگ و انقلاب بوده است. زیرا هیچ گاه نظرات و اندیشه هایی فراتر از آنچه که درباره جنگ، در صدا و سیما ساخته و پخش شد، وجود نداشته است که متکی بر آن، عملکرد مهندس ضرغامی را مورد نقد و بررسی قرار دهیم. سایر سازمان ها و نهادهایی هم که اکنون در حوزه جنگ ایران و عراق مسئولیت دارند، فراتر از آنچه از سیما پخش شده است، اندیشه و عمل نکرده اند.

نتیجه گیری:

1- آنچه طی 10سال گذشته در رسانه ملی با مدیریت مهندس ضرغامی و همکاران ایشان انجام شده، خالی از نقص و انتقاد نیست، اما بیش از آنکه متوجه مدیریت این سازمان باشد، باید انجام آن را از سوی سایر اشخاص و نهادهای مسئول، در تولید اندیشه و روشهای جدید برای طرح مسائل و موضوعات جنگ، انتظار داشت.

2- نقش مهندس ضرغامی، به دلیل دوره مدیریت 10 ساله، در بسیاری از زمینه ها و موضوعات، تأسیسی و نهادینه سازی رویکردها و روشها، برای پرداختن به موضوعات مختلف بوده است. آینده بیش از آنکه شاهد تردید در توانمندی فکری- مدیریتی ضرغامی در حوزه جنگ ایران و عراق باشد، شاهد ظهور چالش های فکری- مدیریتی برای دکتر سرافراز، به منظور توسعه و تعمیق، همچنین ارتقاء سطح برنامه ریزی درباره جنگ ایران و عراق خواهد بود.