هم اکنون برای توصیف عملکرد سازمانی ارتش و سپاه در جنگ، یا طرح موضوعات تاریخی- عملیاتی که از نظر ارتش و سپاه اهمیت دارد، بیشتر از روش تاریخی، به معنای استفاده از اسناد  تاریخی و استدلال های سیاسی- نظامی استفاده می شود. در بررسی های یاد شده گرچه رویدادهای نظامی از نظر سیاسی و عملیاتی توصیف می شود، ولی موضوعات و مسائل اساسی جنگ واکاوی نمی شود.  با این توضیح برای تغییر رویکردی و روشی در تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق چه باید کرد؟

 بنظرم باید از «مفاهیم اساسی جنگ» برای تجزیه و تحلیل جنگ و ایران و عراق استفاده کرد. ارجاع به مسایل اساسی جنگ در واقع استفاده از روش «تحلیل مفهومی» به جای استفاده از بررسیهای تاریخی و مناقشه آمیز است. استفاده از روش مفهومی بمعنای بررسی مسایل اساسی جنگ با ارجاع به «مفاهیم اساسی» به جای وقایع و رخدادهای نظامی و سیاسی است. استفاده از این روش برخلاف رویکرد و روش جاری است که فهم از جنگ را تاریخمند و با ارجاع به تجربه جنگ با عراق و در چارچوب مفهوم جنگ دفاعی محدود کرده است.  با توجه به حضور ایران در منطقه و ضرورت طراحی سیاست های راهبردی برای استفاده از قدرت نظامی در چارچوب دکترین دفاعی، هم اکنون بیش از گذشته نیازمند رجوع به مفاهیم نظری برای تبیین تجربه گذشته و پاسخ به نیازهای حال و آینده هستیم.