اشاره 

 عبارت «مکتب تاریخ نگاری جنگ» را برای نخستین بار در یادداشتی به مناسبت چهلمین روز درگذشت دکتر نخعی نوشتم. در آن یادداشت بیشتر مایل بودم به بهانه چهلمین روز درگذشت ایشان، چارچوب مفهومی جدیدی را پیشنهاد کنم که امکان برگزاری همایش سالیانه راویان و محققان حوزه جنگ ایران و عراق را فراهم کند. در یادداشت حاضر تلاش کرده ام مفهوم مکتب تاریخ نگاری جنگ را توضیح روشن کنم.

****************

   استفاده از مفهوم «مکتب و سبک»، در حوزه های زیادی از جمله؛  سیاسی، فرهنگی و دفاعی، همچنین در ادبیات و تاریخ نگاری رواج دارد. فارغ از مناقشه مفهومی درباره مفهوم مکتب و تفاوت آن با سبک، فرض من در تعریف «مکتب تاریخ نگاری» بر این است که؛ هم اکنون حوزه تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق، به روش مستند و نقلی، در درون ارتش و سپاه شکل گرفته است. وجود بیش از 500 اثر پژوهشی در کتب و فصلنامه ها که از سوی پژوهشگران و نویسندگان تهیه و منتشر شده است، همچنین وجود چارچوب مفهومی، روش و فهرست موضوعات مشترک برای تحقیق و برخی مولفه های دیگر، در مجموع این امکان را فراهم کرده است که بتوان در باره وجود مکتب تاریخ نگاری جنگ سخن گفت.

  مهمترین دلیل شکل گیری مکتب تاریخ نگاری، همچنین وجود نویسندگان صاحب سبک را، علاوه بر آثار منتشر شده، در دو زمینه می توان مشاهده کرد:

1- با فرض اینکه مکاتب ادبی، تاریخی، سیاسی، فرهنگی و دفاعی، حاصل جریان های نیرومندی است که در یک دوره زمانی شکل می گیرد، وقوع جنگ و واکنش دفاعی جامعه ایران، جریان نیرومندی را در تمام زمینه ها ایجاد کرده و در نهایت موجب شکل گیری «مکتب دفاعی» در ایران شده است. در واقع نتیجه برآمده از زیست تجربی جامعه ایران در جنگ، موجب اجماع تاریخی و سیاسی- اجتماعی، همچنین نظامی در داخل و خارج از کشور، مبنی بر شکل‌گیری «جنگ دفاعی» شده است. با این ملاحظه؛ جنگ دفاعی جامعه ایران در برابر حمله عراق که از نظر سیاسی و حقوقی در مقایسه با جنگ تهاجمی قرار دارد، موجب شکل گیری «مکتب دفاعی» شده است. آموزه های اعتقادی، ریشه های سیاسی و تاریخی، همچنین کارکرد قدرت دفاعی در شکست ارتش عراق، ازجمله عواملی است که «جنگ دفاعی» را به مفهوم «مکتب دفاعی» ارتقاء داه است.

2- جایگاه جنگ دفاعی و کارکرد آن در دفاع از هویت و موجودیت جامعه ایران، همچنین ایجاد ساختارهای آموزشی، فرهنگی و اجتماعی در تعمیق و توسعه ثبات سیاسی، بخشی از سیاست های برنامه ای و بودجه ای را در زمینه های مختلف، برای تبیین دفاع مقدس، همچنین ترویج و گسترش فرهنگ و ارزشهای دوران دفاع مقدس، اختصاص داده است. در این میان، اهتمام ارتش و سپاه برای نگارش تاریخ جنگ که اسناد را در اختیار دارند، زمینه شکل گیری مکتب تاریخ نگاری را فراهم کرده است. در واقع بدون حمایت های نهادی- ساختاری، مکتب تاریخ نگاری، در امتداد مکتب دفاعی شکل نمی گرفت.

   با فرض صحت استدلال های انجام شده درباره وجود مکتب تاریخ نگاری جنگ، و فارغ از مناقشه درباره روندهای تاریخی و نقش مولفه‌ها و اشخاص مختلف در شکل گیری آن که باید بررسی شود، پرسش این است که؛ چگونه می توان تجربه شکل گرفته در جنگ دفاعی و تبدیل آن به جنگ تهاجمی را با توسعه و تعمیق مکتب دفاعی، از طریق مکتب تاریخ نگاری جنگ دنبال کرد؟

   بررسی پرسش یاد شده به دلیل پیوستگی تجربه جنگ دفاعی با جنگ تهاجمی، در جنگ با عراق، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در واقع نادیده گرفتن دوگانگی حاصل از نتایج جنگ در دو مرحله قبل و بعد از فتح خرمشهر و ناتوانی در تبیین آن، نه تنها مانع از تبیین یک تجربه تاریخی شده است، بلکه مانع از توسعه و تعمیق مکتب دفاعی، همچنین تداوم مکتب تاریخ نگاری جنگ خواهد شد. در این زمینه، ملاحظات دیگری وجود دارد که امیدوارم با نقد و بررسی این موضوع از سوی پژوهشگران حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق، زمینه طرح آن فراهم شود.