اشاره:

در بخش اول مفهوم زمان در گذشته، حال و آینده برای توضیح چکونگی« تداوم و تغییر در تاریخ» توضیح داده شد. در این بخش مصادیق تغییر و تداوم تاریخی، با اشاره به برخی رخدادهای مهم تاریخی مانند؛ وقوع،ادامه و پایان جنگ، همچنین تصرف سفارت امریکا و برخی حوادث دیگر مورد بحث قرار گرفته است.

***********************

7) در ادامه بحث، چگونگی تداوم و در عین حال تغییر تاریخی، در برخی موضوعات جنگ و انقلاب مورد اشاره قرار خواهد گرفت:

* تصرف سفارت آمریکا در آبان سال 1358 در چارچوب پیش فرض های مبارزه سیاسی- تاریخی با آمریکا، پس از کودتای 28 مرداد سال 1332، انجام و مورد حمایت و اجماع جامعه ایران و نخبگان قرار گرفت. با گذشت زمان و تغییر در شرایط، از جمله وقوع جنگ و برخی تحولات دیگر، تصرف سفارت به عنوان عامل وقوع جنگ ارزیابی شد. بنا براین در حالیکه موضوع تاریخی تصرف سفارت تداوم داشته و دارد، به دلیل تغییر در شرایط و پیش فرض های تاریخی، صورتی از بازبینی و تغییر قابل مشاهده است.

* حمله عراق به ایران و اشغال نزدیک به 20 هزار کیلومتر از شهرها و مناطق مرزی، به دلیل ضرورت تعیین مسئولیت آن و همچنین علت بی توجهی به علائم و نشانه های تجاوز عراق، مورد نقد و پرسش قرار گرفت، زیرا بر اساس پیش فرضهای موجود از قدرت ایران در زمان شاه و ارزیابی تاثیر پیروزی انقلاب در عراق، همچنین شرایط منطقه و اوضاع بین المللی در نظام دو قطبی، احتمال وقوع جنگ در نزد مسئولین سیاسی و نظامی کشور، همانند آنچه واقع شد، پیش بینی نمی شد. اما اکنون موضوع جنگ و اشغال، فراموش شده و جای خود را به موضوع چگونگی دفاع در برابر حمله عراق و دستاوردهای آن داده است. در نتیجه مسئولیت و نقش نیروهای نظامی در جنگ، از مسئله «علت ناتوانی در ایجاد بازدارندگی» در برابر عراق و جلوگیری از اشغال سرزمین، به «چگونگی دفاع در برابر متجاوز» تغییر کرده است. در واقع تغییر در الزامات زمان جنگ، همچنین برطرف شدن مسئله اشغال سرزمین، موجب شده است واقعه تاریخی جنگ، در چارچوب «دفاع مقدس» و با تأکید بر دفاع در برابر حمله دشمن، مورد بررسی قرار می گیرد. با این توضیح، موضوع وقوع جنگ، در بستر زمان و تغییر در شرایط، با استناد به داده های تاریخی و نظر به حال و آینده، دستخوش تداوم و تغییر  شده است.

* تصمیم گیری برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، با نظر به شرایط برتری ایران در برابر عراق و ضرورت تنبیه متجاوز و دریافت غرامت، با اجماع داخلی صورت گرفت، اما به دلیل جنگ طولانی و فرسایشی شدن، همچنین نحوه پایان جنگ از طریق پذیرش قطعنامه 598، پیش فرض های اولیه مبنی بر ضرورت ادامه جنگ و امکان دستیابی به پیروزی متکی بر قدرت نظامی، با امتناع از مذاکره با صدام، تغییر کرد و با ظهور واقعیات جدید، علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و بی توجهی به امکانهای سیاسی برای پایان دادن به جنگ، مورد نقد و پرسش قرار گرفت. بنا براین با وجود تداوم موضوع ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، با توجه به تغییر در شرایط و پیش‌فرض‌های اولیه، مسئله ادامه جنگ دستخوش تغییر در نگرش و روایت ها شده است.

* تصمیم گیری برای پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598، با نظر به شرایط سیاسی، نظامی و اقتصادی صورت گرفت و در عمل جنگ در چارچوب این قطعنامه به پایان رسید. با گذشت زمان و تغییر در شرایط منجر به پذیرش قطعنامه، موضوع پایان دادن به جنگ با مسائل سیاسی و تحمیل قطعنامه با امام و خیانت پیوند خورده است. بنا براین در حالیکه موضوع پایان جنگ و پذیرش قطعنامه ادامه دارد، ولی تفسیر از آن در حال تغییر است.

* پیامدهای مخاطره آمیز مناقشه هسته ای، موجب اجماع ملی برای برون رفت از فشار تهدید نظامی و تحریم اقتصادی شد. در حالیکه موضوع توافق هسته ای، برون رفت از بحران، با حفظ حقوق هسته ای ملت ایران بود، هم اکنون صورت مسئله تغییر کرده است، چنانکه دستیابی به «برجام» موجب تفسیر جدید مبنی بر«تغییر بازی در چشم انداز تحولات داخلی و نقش منطقه ای ایران» و در نتیجه صورت بندی جدیدی از مناقشات شده است. بنا براین در عین حالیکه همچنان موضوع هسته ای مورد مناقشه است، ولی با دستیابی به توافق در چارچوب «برجام» و تغییر در شرایط، رویکردها از تمرکز بر ضرورت برون رفت، به نتایج و پیامدهای توافق، در حال تغییر  است.

نتیجه گیری:

1) بحث در باره تاریخ با تاکید بر «امکان ها و بدیل های تاریخی با اگر»، بعنوان بازی ذهنی و غیر تاریخی، موجب نوعی جابجائی در موضوع شناخت می شود. در نتیجه شناخت اولیه که حاصل مواجهه تجربی با رخدادهای تاریخی است، با گذشت زمان تغییر و مورد بازبینی قرار می گیرد، لذا در حالیکه موضوعات تاریخی همچنان مورد بحث است و تداوم دارد، ولی درونمایه آن در معرفت تاریخی و روش بررسی، دستخوش تغییر و دگرگونی می شود.

2) با نظر به تعریف از مفهوم زمان و پیوستگی و تعامل دائمی آن میان گذشته با حال و آینده، همچنین تداوم و تغییر تاریخی، مفهوم تحریف در پویایی و بهم پیوستگی مفهوم سه گانه زمان، معنای متفاوتی خواهد داشت. چنانکه نگرش ها و روایت های موجود از وقایع و مسائل جنگ ایران و عراق، به شکل اجتناب ناپذیری دستخوش تغییر خواهد شد. به این شکل که؛ فهم تاریخ در زمان شکل می گیرد و به صورت تدریجی به پیش فرضهای اولیه برای فهم حال و اینده تبدیل و از این طریق «تداوم» پیدا می کند. همچنین پیش فرضهای اولیه در مواجهه با نیاز های اکنونی، بازبینی و موجب «تغییر» در فهم تاریخی خواهد شد. ملاحظات یاد شده موجب تاکید بر این موضوع شده است که؛ «فهم تاریخ مند» است، به این معنا که؛ در زمان شکل می گیرد و با زمان تغییر می کند.

3) شکل گیری تدریجی باورها و پیش فرضهای تاریخی، تغییر را در عین حالیکه ضروری است، با دشواری و چالش همراه خواهد کرد. بزعم هایدگر، «نقد ساختارشکنانه»، بمعنای اوراق کردن تفکر تاریخی و «رسوب زدایی»، پیش شرط تغییر در تفکر و روش مطالعات تاریخی، با هدف باز تولید معانی نهفته در تاریخ است. بنظر می رسد از این طریق «خرد آینده نگر» در جامعه، ما از حصار «تاریخ اندیشی» آزاد خواهد شد.