اشاره:

   مواجهه جمهوری اسلام ایران با مجموعه ای از تهدیدات نظامی- امنیتی، طی دو دهه اخیر، این پرسش را به وجود آورده است که؛ چه نسبتی میان تجربه جنگ با عراق با نیازهای کنونی و آینده وجود دارد؟ برخلاف زمان حمله عرق به ایران در شهریور سال 1359 که ایران هنوز از آمادگی ذهنی و عملی برای مقابله با تهدیدات برخوردار نشده بود، هم اکنون ایران با حضور اطلاعاتی و مستشاری در عراق و سوریه، در چارچوب یک قدرت تاثیر گذار در منطقه عمل می کند. بهمین دلیل امروز حمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته نیازمند یک « نظریه دفاعی- امنیتی» برای تبیین سیاستها و ضرورتهای راهبردی در برابر چالشهای آینده است. با وجود اینکه هنوز هیچگونه تلاش در خور توجهی در این زمینه صورت نگرفته است، در عین حال اظهارات برخی فرماندهان سپاه قابل توجه است که در ادامه نقد و بررسی خواهد شد.

********************

  کارکرد دوگانه وقوع جنگ میان دو یا چند کشور بایکدیگر، به دلیل تداوم مناقشات با دشمن خارجی، از طریق تاریخمندی و هویت بخشی به سیاست خارجی، همچنین تاثیر گذاری بر ساختار فرهنگی- سیاسی و خرد دفاعی جامعه، می تواند در یک فرایند تدریجی، امکان تکرارپذیری جنگ را در واکنش به تهدیدات فراهم کند. نظر به تاثیر گذاری عوامل و زمینه های جنگ با عراق، همچنین تداوم تهدیدات نظامی طی دو دهه گذشته، در شکل گیری جنگ احتمالی در آینده، این پرسش وجود دارد که؛ آموزه های برآمده از تجربه جنگ با عراق، کدام است و چه تأثیر و کارکردی در برابر جنگ احتمالی در آینده خواهد داشت؟ پرسش یاد شده بر اساس این فرض بنا شده است که؛ گرچه جنگ ایران و عراق تاریخی شده است، اما دکترین (آموزه) حاصل از آن، بر ماهیت و چگونگی نگرش به جنگ احتمالی ایران در آینده، تأثیر اساسی خواهد داشت. آنچه در این یادداشت مفروض گرفته شده است، ناظر بر اهمیت و پیوستگی تجربه جنگ گذشته با تفکر و عملکرد در برابر جنگ آینده است. با این توضیح، آنچه هم اکنون در توصیف و تبیین، همچنین ترویج و تبلیغ جنگ ایران و عراق صورت می گیرد، تنها به ابعاد تاریخی جنگ محدود نخواهد شد، بلکه شیوه تفکر و رفتار جامعه ایران را در برابر تهدیدات و جنگ احتمالی در آینده شکل خواهد داد، به همین دلیل باید به آن توجه کرد. هم اکنون وجوه برجسته آموزه‌های تجربی ایران در جنگ با عراق و در برابر تهدیدات جاری، بر دو رکن استوار شده است:

1) بازدارندگی دفاعی، متکی بر قدرت تهاجم موشکی، همچنین ایجاد استحکامات دفاعی در برابر حملات هوایی- موشکی دشمن.

2) توسعه و تعمیق فرهنگ مقاومت و مشارکت مردمی در صورت مواجهه با تهاجم نظامی دشمن.

   با فرض صحت برداشت از آموزه های برآمده از تجربه جنگ با عراق، برای مواجهه با تهدیدات و جنگ احتمالی در آینده، و جزئیات دیگری که امکان بررسی آن در این یادداشت وجود ندارد، پرسش دیگری به میان خواهد آمد مبنی بر اینکه؛ آموزه‌های دوگانه برآمده از تجربه جنگ با عراق، چه کارکردی در برابر جنگ احتمالی آینده خواهد داشت؟ بنظر می رسد هم اکنون احتمال «جنگ متعارف و سنتی» با یک قدرت منطقه ای و یا فرامنطقه ای تا اندازه ای کاهش یافته و به موازات آن، احتمال وقوع «جنگ نیابتی» افزایش یافته است. با نظر به این ملاحظه در ادامه اظهارات برخی از فرماندهان سپاه نقد و بررسی خواهد شد.

نتیجه گیری:

   تغییر الگوی جنگ از نبرد سنتی و متعارف به جنگ نیابتی، در بستر زمینه های فرهنگی و قومی، پیش بینی چگونگی و نتایج جنگ آینده را دشوار کرده است. بهمین دلیل مدیریت پیامدهای سیاسی- نظامی و اجتماعی آن، با چالشهای اساسی همراه خواهد بود. با فرض پیدایش شرایط جدید و محدودیت های احتمالی با آغاز جنگ، این پرسش وجود دارد که؛ الگو و روش مناسب برای طراحی و مدیریت جنگ آینده، با در نظر گرفتن تجربه جنگ با عراق، کدام است؟