دکتر رضا امیری مقدم

اشاره:

دکتر امیری کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛پیش در آمدی بر یک نظریه» را با رویکرد متفاوتی مورد نقد و پرسش قرار داده است. مشاهده ملاحظات راهبردی در نقد کتاب، موجب احساس تاسف برای من شد که چرا قبل از انتشار کتاب از نظرات برخی دوستان که ملاحظات فرانظامی داشته و در سطح راهبردی تجربیات متفاوتی دارند، استفاده نکرده ام. امیدوارم با نقد سایر دوستان زمینه مناسبی برای بحث و گفتگو درباره موضوعات و مسائل طرح شده در کتاب فراهم شود ...

                             *********************

 جناب آقای درودیان در مورد کتاب ارزشمند جنابعالی با عنوان «تجز­یه و تحلیل جنگ ایران و عراق پیش در آمدی بر یک نظریه»، چند نکته را تقدیم می نمایم:

1- این کتاب با رویکردی جدید به موضوع جنگ نگاشته شده است. به صراحت عرض می کنم من تاکنون کتابی با این رویکرد در مورد جنگ مطالعه نکرده ام  از دید حقیر ویژگی مهم کتاب شیوه بررسی آن است، زیرا تلاش کرده ضمن مرور روند آغاز تا پایان جنگ و حفظ قداست آن به نقاط قوت و ضعف کشور به خوبی اشاره کند و در واقع الگوی تصمیم گیری کشور را منصفانه نقد کند از این رو من سخت معتقدم که  این اقدام شروع مبارکی  است که در درون خودمان روش های مدیریتی و تصمیم گیری کشور را نقد کنیم تا شاید انشا الله به جایی برسیم که از روش آزمایش و خطا دوری گزینیم تا شاید هزینه های کشور در سایر موارد را کاهش دهیم.

2- در مورد رویکرد های بررسی جنگ: رویکرد تاریخی- عملیاتی این اشکال را دارد که همواره در سالگرد شروع جنگ جناح های مختلف کشور، سیاسیون و نظامی ها یکدیگر را به باد انتقاد  می گیرند و هریک دیگری را مسبب ناکامی در جنگ می دانند و نتیجه نهایی آن خسته کردن مردم را بدنبال خواهد داشت. رویکرد فرهنگی معنوی هر چند رویکرد خوبی است اما این اشکال را دارد که چون با غلو به شرح حال رزمندگان می پردازد، نسل امروز و نسل های آینده، رزمندگان دوره دفاع مقدس را انسان های خارق العاده ای فرض می کنند که دستشان از رسیدن به دامان آن ها برای همیشه کوتاه است و لذا  هر چند در کوتاه مدت تحت تاثیر معنوی قرار می گیرند اما بعد از مدتی مایوس شده و روزبروز از تعدادشان کاسته می شود. رویکرد سیاسی- انتقادی بدلیل تاثیر منفی دو رویکرد قبلی و بدلیل افزایش مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و مقایسه شرایط  زندگی خود با سایر کشورها روش سیاست گذاری کشور را ناکارآمد می پندارند. ارائه ارزیابی از نتایج هریک از این رویکردها توسط نویسنده می تواند به غنای کتاب و توجه خوانندگان خاص این کتاب منجر شود.

3- کتاب حول سه بازیگر ایران، عراق و امریکا شکل گرفته است. درست است که امریکا مهم تر از سایر بازیگران است ولی نمی توان کشورهای عرب و بویژه شورای همکاری خلیج فارس، اروپا و حتی اتحاد جماهیر شوروی را نادیده گرفت. توجه به سایر بازیگران این خصوصیت را دارد که به این پرسش پاسخ  می دهد که چگونه عراق با وجود متجاوز بودنش توانست همه بازیگران منطقه­ای و بین المللی را به حمایت از خود وادار سازد ولی جمهوری اسلامی ایران در این زمینه ناموفق بود.در جایی از کتاب اشاره کرده اید که تنش در مناسبات ایران و امریکا موجب تداوم مناسبات خصمانه ایران و عراق در چارچوب سیاست امریکا شد. در حالی که در سراسر کتاب جز در ماه های نخست آغاز جنگ، موضع عراق پایان دادن به جنگ بوده است . و سیاست امریکا در طول دوره جنگ بر این قرار داشت که جنگ برنده و بازنده نداشته باشد بعد از جنگ هم باسیاست مهار دو جانبه ایران و عراق بدنبال برقراری توازن در منطقه بود.

4- در فصل سوم بیان داشته اید که ارتش در چارچوب دیدگاهی که از قبل از انقلاب به ارتش عراق داشت احتمال حمله عراق به ایران را نمی داد اما در فصل چهارم و درصفحات 152، 156و 160 اقدامات ارتش برخلاف این نظریه است و ارتش حداقل بیش از دیگران خطر را درک کرده است و شاید بی توجهی دیگران مانع واکنش به موقع به مسئله بوده است. و در کتاب این موضوع رصد نشده است که علت بی توجهی چه بوده است پیگیری این موضوع از این جهت اهمییت دارد که برای آینده نقش هر جایگاه در غافلگیری روشن شود.

5- در این کتاب و سایر آثار شما البته براساس نظریه مسئولین سپاهی جنگ این گونه وانمود می شود که آقای هاشمی رفسنجانی با تعیین استراتژی گرفتن یک نقطه مهم در عراق بدنبال مذاکره بوده است و به خواننده القاء می شود که اگر ایشان نبود ما در جنگ برنده می شدیم در این زمینه به چند نکته اشاره می کنم:

الف: همان گونه که در صفحه 290 بیان داشته اید پس از اعلام آمادگی سعودی برای پرداخت خسارت ایران در جنگ  آقای هاشمی رفسنجانی اعلام می کند تنها چیزی که جبران کننده و مناسب   است سقوط صدام و برقراری حکومتی مردمی و اسلامی در عراق است.

ب: در صفحه 337 در جلسه شورای عالی دفاع هاشمی رفسنجانی می گوید:باید با یک حرکت بزرگ و وسیع کاری کنیم که رژیم عراق سقوط کند و اگر توان ندارید یک نقطه استراتژیک بگیرید که بتوانیم فشار بیاوریم مسائل را به نفع خودمان حل کنیم.

ج: همان گونه که در این کتاب بروشنی تصویر شده است هاشمی کسی است که بیشترین موضع گیری و مصاحبه را در مورد ضرورت سرنگونی رژیم عراق داشته است.

د: همان گونه که در صفحات 359 و 360 نوشته اید همه کشور استراتژی گرفتن نقطه استراتژیک را تصویب می کند.

هـ: هاشمی موقعی فرماندهی جنگ را بر عهده می گیرد که جنگ دربن بست قرار گرفته و اختلاف سپاه و ارتش به اوج رسیده است  و بدیهی است که در آن زمان ایشان کسی بوده که بیشترین اعتقاد را به جنگ داشته است که به فرماندهی منصوب می شود و گرنه واگذاری مسئولیت به وی منطقی نبود.

ح: بعد از آزاد سازی خرمشهر غیر از تصرف فاو نیروهای نظامی ما عملیات موفقی نداشته اند و همان طور که در این کتاب تشریح شده عموم عملیات های ما با شکست مواجه می شوند، و تصویب گرفتن نقطه استراتژیک  توسط تصمیم گیران کشور در واقع جستجوی را ه حلی برای ناکامی در عملیات هاست. 

ط: هاشمی بعد از ناکامی در عملیات کربلای چهار گفت من الان معتقدم که غیر از پیروزی در جنگ هیچ راهی نداریم .ما اگر بخواهیم جنگ را بدون پیروزی تمام کنیم ، شکست خورده ایم. (ص362)

ی: مطابق آن چه در صفحه 354 نوشته اید بعد از آن که سپاه آن نیازمندی نجومی را اعلام می کند ایشان طرح آن را در این شرایط خیانت قلمداد می کند.

بنابراین نمی توان تقصیر ناکامی در جنگ را به این تصمیم مرتبط کرد.

6- بررسی روند جنگ نشان می دهد که ابر قدرت ها خواهان حفظ توازن قوا در منطقه بوده اند وحزب بعث بعد از ناکامی در جنگ این مهم را درک می نماید و با تمسک جستن به شعار صلح طلبی خود را  طرفدار پایان دادن به جنگ به دنیا معرفی می کند اما بر عکس در کشور ما مطابق آن چه در صفحات 290، 308 ، 317  و 354 آمده تمام موضع گیری های مسئولین به دنیا خلاف رویه عراق را مخابره می کرده است و  از ایران کشوری را به نمایش می گذارد که با براندازی رژیم عراق اولا بدنبال یک حکومت اسلامی در عراق است و از سوی دیگر خواهان برتری کامل بر منطقه و بر هم زدن توازن موجود است. و با وجود آن که در آغاز جنگ عراق در اردگاه شرق قرار داشت اما رفتار ایران مطابق آن چه در ص366 نوشته اید منجر به اجماع جهانی و منطقه ای علیه ایران شد.  تشریح این مسئله از این جهت مهم است که  جنگ میان ایران و عراق  تا آینده های بسیار دور مورد  نقد وبررسی مقامات دو کشور، نظریه پردازان روابط بین الملل و پژوهشگران قرار می گیرد و اگر امروز و توسط نسل کنونی توضیح داده نشود که ایران تکلیف محور به این جنگ پرداخته است نسل های آینده این گونه قضاوت خواهند کرد که تصمیم گیران کشور در این مقطع درک درستی از نظام بین الملل نداشته اند.

7- الگوی تصمیم گیری کشور ما در جنگ بر اساس مولفه های قدرت ملی شکل نمی گیرد بلکه بر عکس بر مبنای یک الگوی ایدئولوژیک، آرمان گرایانه و تکلیف محور به جای منافع محور بنا می شود از این رو آن چه که به عنوان مطالبات سپاه درصفحه 353 عنوان شده در شرایط آن روز  کشور غیر منطقی بوده و اهدافی که برای جنگ ترسیم می شود یعنی آزاد سازی بصره ،کرکوک و سپس بغداد کاملا  خیالی است و به نحوی طراحی می شود که گویا تمام دنیا در خواب است  و ما در یک خلاء ای تصمیم گیری می کنیم که خود تنها  بازیگر  آن هستیم.

8- در یک ارزیابی کلی که از این کتاب  می توان بدست آورد این است که دنیا همه راه های  ممکن برای پایان دادن به جنگ را بدون برنده و بازنده و بر هم خوردن توازن منطقه ای را به مرحله اجرا در آورد، حزب بعث با درک این معنا و با پذیرش این که توان پیروزی در جنگ را ندارد راه مماشات با دنیا را در پیش گرفت و جنگ با خته  در دوسال اول جنگ را با اخذ گرفتن امکانات در پایان جنگ به مرحله برد رساند ولی در مقابل ایران با اصرار بر مواضع مستقلانه خود شرایطی را بوجود آورد که همه دنیا در مقابلش ایستادند و در نهایت توان مادی دنیا بر توان  مادی ومالی ایران غلبه کرد و به آن چه برایش درد ناک بود تن داد.

 در پایان معتقدم این کتاب می تواند الگویی برای بررسی سایر موضوعات مهم کشور نظیر هسته ای و منطقه ای باشد.