اشاره:

   اخیراً مدیر محترم گروه حقوق دانشگاه تربیت مدرس، جناب آقای دکتر محمد فرجیها، طی تماسی با اینجانب اعلام کرد: «ما در حال برگزاری همایش بین المللی در زمینه عدالت ترمیمی (عدالت مبتنی بر صلح و ساز) هستیم و یكی از استادان برجسته و میهمان همایش؛ "پرفسور جان برایت ویت" (از استرالیا) بسیار ابراز علاقه نموده اند تا با پژوهشگران ایرانی كه در حوزه منازعات منطقه ای و جنگ تحقیق كرده اند، گفتگوی علمی داشته باشند. در صورت موافقت زمان و محلی را برای این دیدار تعیین فرمایید.» تصور می کردم بیشتر باید درباره جنگ ایران و عراق گفتگو کنیم، اما پس از نشست با پرفسور برایت ویت در تاریخ 14 اردیبهشت 95 و پرسش‌های ایشان درباره جنگ با عراق و سایر بحران ها و درگیری های جاری در منطقه، به نتیجه رسیدم که؛ «نوعی پیوستگی میان علل وقوع بحران و جنگ در منطقه، همچنین ادامه آن و مهمتر از همه، میان نتیجه جنگ ایران و عراق با سایر جنگ‌هایی که در منطقه رخداده است، وجود دارد.» نتیجه یاد شده منجر به نگارش یادداشت حاضر و طرح یک مسئله شد که پیش از این نیز به مناسبت های مختلف در سایت مورد اشاره و بحث قرار گرفته است.

طرح مسئله:                           

 با فرض اینکه جنگ ها به دلایل مختلفی آغاز می شود و صورتهای متفاوتی دارند، در عین حال «جنگ یک پدیده واحد» که وجود تشابه و تمایز میان جنگ‌های مختلف، ناظر بر  ضرورت مطالعه دائمی و پیوسته است. برپایه توضیح یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ چرا با وجود برخورداری ایران از تجربه جنگ 8 ساله با عراق، همچنین تداوم جنگ در کشورهای منطقه، مهمتر از آن تهدید آمریکا و اسرائیل برای حمله نظامی به ایران، درباره ماهیت جنگ ها و تشابه و تفاوت آن، و نقد و بررسی نسبت آنها با تجربه جنگ ایران و عراق، مطالعات تطبیقی صورت نمی پذیرد؟ در این زمینه برخی ملاحظات وجود دارد که به آن اشاره خواهد شد.

تجزیه و تحلیل:

1- هم اکنون بخش مهمی از تهدیدات نظامی- امنیتی علیه ایران، حاصل «برآمدن قدرت منطقه ای ایران» است که، برای مهار آن ائتلاف سازی و اقدامات اطلاعاتی و امنیتی صورت می گیرد. تداوم تقابل خصومت آمیز با ایران، می تواند موجب شکل گیری تهدیدات و احتمالاً سطح جدیدی از درگیری های نظامی- امنیتی در آینده شود.

2-  حضور اطلاعاتی و مستشاری ایران برای مقابله با داعش، در عراق و سوریه، ناظر بر مواجهه ایران با تهدیدات نظامی- امنیتی جاری در منطقه، در چارچوب «نظریه جدید امنیتی» است. هم اکنون بخشی از فرماندهی و ساختار اطلاعاتی و عملیاتی ارتش و سپاه، با صورت جدیدی از تجربه نظامی درگیر شده اند. ملاحظه یاد شده ناظر بر ضرورت بررسی مقایسه ای میان تجربه جنگ با عراق و جنگ‌های جاری در منطقه است که، در چارچوب ضرورت «حفظ ثبات امنیتی در ایران»، شهدای این درگیریها، تحت عنوان «مدافعان حرم» در شهرهای مختلف ایران، بر دوش مردم تشییع می شوند.

3- تجربه جنگ 8 ساله با عراق،با توجه به نیازمندیهای جدید نظامی-امنیتی ایران، به شکل طبیعی باید موجب مطالعات ساختارمند و روشمند، درباره «مسئله جنگ» شود. در حالیکه تلاشهای جاری در ارتش و سپاه بیشتر ناظر بر گزارش توصیفی و تحلیلی از رخدادهای سیاسی و نظامی جنگ با عراق، با رویکرد تاریخی، از طریق مکتوب و شفاهی، همچنین ثبت و انتشار خاطرات رزمندگان است. علاوه بر این تا کنون هیچگونه اثر برجسته ای درباره درسهای استراتژیک جنگ با عراق و ضرورت استفاده از آن در برابر تهدیدات نظامی آینده علیه ایران، منتشر نشده است.

نتیجه گیری:

1- مجموعه ملاحظات نظامی و امنیتی که هم اکنون وجود دارد، ناظر بر ضرورت نوعی مطالعات عمیق و هدفمند درباره «جنگ و صلح» است که، نقطه عزیمت آن، نقد و بررسی تجربه جنگ با عراق و جنگ هایی است که در منطقه صورت گرفته و جریان دارد.

2- «هدف مطالعات جنگ» در ایران، با نظر به تدوام تهدیدات نظامی و احتمال جنگ مجدد، ناظر بر ضرورت ارتقاء قدرت بازدارندگی ایران، نه تنها از طریق مجموعه اقدامات سیاسی، رسانه‌ای و نظامی است، بلکه نظریه پردازی در باره «مفهوم قدرت نظامی و روش بکارگیری آن برای تامین اهداف سیاسی»، با در نظر گرفتن تجربه جنگ با عراق است.

چه باید کرد؟

   با فرض اینکه میان تجربه جنگ با عراق و نتایج آن، همچنین هر دو با نیازهای حال و آینده، گسست مفهومی، رویکردی و روشی ایجاد شده است، باید مطالعه تجربه جنگ با عراق، از بررسیهای تاریخی و مناقشه آمیز، به نیازهای کنونی در حوزه دفاعی و امنیتی، از جمله جنگ های جاری در منطقه و تهدیدات آینده، تغییر کند.