اشاره:

در بخش اول این یادداشت «روش شناسی» بحث مورد بررسی قرار گرفت. در بخش دوم این پرسش بررسی خواهد شد که؛ «پیروزی ها و شکست های تعیین کننده در روند جنگ، برای ایران و عراق کدام است؟»

                                            **********

 علت آغاز، ادامه و پایان جنگ گرچه به لحاظ سیاسی، نظامی و تاریخی اهمیت دارد و مورد توجه ناظران، تحلیل‌گران و مورّخین قرار می گیرد، اما مهمتر از آن، تأثیر پیروزی ها و شکست ها در تغییر روند جنگ است که منطق ادامه و یا پایان جنگ را شکل می دهد. تا کنون بررسی های سیاسی- تاریخی و نظامی جنگ ایران و عراق، بر محور موضوعات و مسائل وقوع جنگ، ادامه و پایان آن، صورت بندی شده است، بدون اینکه هیچ گونه اثر ارزشمند و قابل توجهی به صورت مقاله یا کتاب، درباره نقش و تأثیر پیروزی و شکست، در تغییر روند جنگ، تهیه و ارایه شود. بر پایه توضیحات یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ پیروزی ها و شکست های تعیین کننده در روند جنگ، برای ایران و عراق کدام است؟ پاسخ به پرسش یاد شده، با تاکید بر معیار «تغییر در روند جنگ»، صورت خواهد گرفت.

1) پیروزی های نظامی عراق در حمله به ایران

   ارتش عراق طی 45 روز (شش هفته) توانست پس از عبور از مرزهای ایران، در طول 1000 کیلومتر، و درهم شکستن مقاومت نیروهای ارتش در استانهای کرمانشاه- ایلام- خوزستان، تا عمق 90 کیلومتری در خاک ایران پیشروی کرد، و هشت شهر مرزی ایران را به صورت کامل اشغال، و شهر نفتی آبادان را محاصره کرد. مجموع مناطق اشغالی در این مرحله بالغ بر 15 هزار کیلومتر بود. پیشروی ارتش عراق در عمق خاک ایران و اشغال و محاصره شهرها و مناطق مرزی، عراق را از نظر سیاسی در موقعیتی قرار داد تا برای ادامه جنگ، یا تعین شرایط برای پایان دادن به جنگ، تصمیم گیری کند، در حالیکه اگر ارتش عراق در نقطه صفر مرزی متوقف می شد، سرنوشت جنگ تغییر می کرد و امکان پایان دادن به آن، در همان آغاز جنگ فراهم می شد.

2) شکست عراق در تصرف شهر اهواز در پاییز 1359؛

  نظر به اینکه اهداف سیاسی عراق، با تصرف اهداف نظامی در خوزستان قابل تأمین بود، بنابراین به نظر می رسد سقوط شهر اهواز می توانست به لحاظ سیاسی- راهبردی، عراق را در برابر ایران، در موضع برتر سیاسی و نظامی قرار دهد. در نتیجه عراق با وجود اشغال خرمشهر و محاصره آبادان، همچنین تهدید شهرهای دزفول و اندیمشک در شمال خوزستان، بدلیل ناتوانی در تصرف اهواز بعنوان مرکز استان خوزستان، شکست خورد و سایر پیروزی‌های تاکتیکی عراق را تحت تأثیر قرار داد. مهمتر آنکه عراق به دلیل تحلیلی که از وضعیت سیاسی و نظامی ایران داشت، از موضع انفعال و بر اساس ملاحظات سیاسی در مناطق اشغالی ایران مستقر شد.

3) پیروزی ایران در عملیات فتح المبین در فروردین ماه 1361؛

  پیروزی در عملیات فتح المبین و شکست سپاه چهارم ارتش عراق، نه تنها زمینه پیروزی در عملیات بیت المقدس و آزادسازی مناطق اشغالی را فراهم کرد، بلکه منطق ادامه جنگ را با امید به پیروزی نظامی بر عراق شکل داد. با این توضیح، مقاومت عراق در خرمشهر، بیشتر از موضع انفعال و با امید به حفظ خرمشهر در مذاکرات صلح بود. تغییرات یاد شده، از دستاوردهای سیاسی- نظامی عملیات فتح المبین است. حتی اگر جنگ در خرمشهر و آزادی آن طولانی می شد، تأثیری در جلوگیری از تغییر موازنه به سود ایران نداشت. بعبارت دیگر روند جنگ بسود ایران در حال شکل گیری بود، و عراق از قدرت و اراده لازم برای مقابله با آن، برخوردار نبود.

4) شکست ایران در عملیات رمضان در تیرماه 1361؛( پس از فتح خرمشهر)

  ناکامی ایران در عملیات رمضان، نه تنها مانع از تداوم پیروزی بر عراق و اتمام جنگ، با برتری ایران شد، بلکه دستاوردهای سیاسی- نظامی حاصل از مرحله آزادسازی را، مورد تردید قرار داد و عراق و حامیانش نسبت به قدرت احتمالی خود، برای دفاع در برابر تهاجم قوای نظامی ایران، امیدوار شدند. در صورتیکه عملیات رمضان به پیروزی می رسید و اهداف نظامی ایران تأمین می شد، روند جنگ بسود ایران را به شکل بی سابقه ای تغییر می کرد. برقرار موازنه میان ایران و عراق، در نتیجه شکل گیری روند جنگ فرسایشی، حاصل شکست عملیات رمضان بود. متقابلا تغییر روند جنگ و افزایش حمایت از صدام و تلاش برای حفظ وی، برآمده از نتیجه عملیات رمضان بود.

5) شکست عراق در فاو در بهمن ماه سال 1364؛

  پیروزی نظامی ایران در فاو موازنه قوا را به سود ایران تغییر داد و ماهیت جنگ را از حالت فرسایشی در حدّ فاصل فتح خرمشهر تا فاو، به حالت تهاجمی پس از فتح فاو تغییر داد،  همچنین توانمندی دفاعی عراق در برابر قدرت تهاجمی ایران، مورد تردید مجدد قرار گرفت. تمامی تحولات سیاسی و نظامی جنگ در سال 1365، تحت تأثیر پیروزی ایران در فاو قرار داشت. آنچه با فاو حاصل شد، امکان ادامه جنگ و گرفتن امتیاز سیاسی را، برای ایران فراهم کرد و بعدها تحقق یافت.

6) باز پس‌گیری فاو توسط عراق در فرودین ماه 1367؛

  تصرف مجدد فاو از سوی عراق، پس از 26 ماه استقرار قوای نظامی ایران در فاو، نه تنها روند نظامی جنگ را به سود این کشور تغییر داد، بلکه بستر پیروزی عراق در سلسله تهاجمات بعدی را مساعد و در نتیجه زمینه پذیرش قطعنامه 598 و اتمام جنگ را فراهم کرد. حال آنکه اگر عراق در این عملیات پیروز نمی شد، همچنان احتمال باز پس‌گیری سایر مناطق، فراهم نمی شد و جنگ همچنان ادامه پیدا می کرد.

با فرض صحت ارزیابی و تحلیل بررسی یاد شده، از نقش حوادث و عملیات‌های مختلف، در تغییر وضعیت ها و در نتیجه تغییر روند جنگ، پرسش اساسی این است که؛ چگونه باید تحولات جنگ را با معیار تأثیر پیروزی و شکست، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد؟