اشاره: روش و چگونگی ارزیابی عملیات‌های نظامی ارتش و سپاه در جنگ، یکی از پرسش‌های اساسی است که به دلیل رویکرد «واقعه محور» به جنگ، در چارچوب «مفهوم دفاع مقدس»، کمتر درباره آن بحث می شود. در این یادداشت مسئله یاد شده با تعریف مفهوم شکست و پیروزی و با فرض تفاوت ماهیت جنگ با دفاع، مورد بحث قرار گرفته است.

                                           ***********

نظر به اینکه جنگ آزمون قدرت نظامی از طریق استراتژی و تاکتیک‌ها، همچنین سازماندهی و بکارگیری نیروها و تجهیزات با تأمین پشتیبانی است، بنابراین هرگونه بررسی نظامی- راهبردی در جنگ، مستلزم ارزیابی دلایل پیروزی و شکست در جنگ است. صراحت و صداقت در این ارزیابی، با استفاده از اسناد و روش نقد، بخشی از ضرورت های تقویت و ارتقاء قدرت دفاعی- امنیتی کشور، برای استفاده از تجربیات گذشته، در پاسخ به نیازهای حال و آینده است.

   برپایه توضیحات یاد شده، ارزیابی پیروزی- شکست در عملیات ها، بیش از آنکه از منظر مناقشه آمیز سازمانی و نقش افراد اهمیت داشته باشد، از منظر شناخت ماهیت قدرت نظامی و روش بکارگیری آن در جنگ باید مورد بررسی قرار گیرد. هم اکنون به دلیل ماهیت دفاعی جنگ ایران و عراق و نقش مشارکت مردمی در چارچوب اعتقادات دینی- انقلابی، مفهوم جنگ به «دفاع با الگوی عاشورایی» محدود شده است. بدیهی است جنگ دفاعی به دلیل ماهیت آن، هویت بخش و مقدس است، به همین دلیل امام خمینی(ره) درباره جنگ، از مفهوم «عدم الفتح» و یا «ناکامی» به جای «شکست» استفاده می کرد. چنانکه هم اکنون نیز در ادبیات جنگ ایران و عراق، کاربرد آنها در مقایسه با واژه پیروزی و شکست، بیشتر رواج دارد.

بکاربردن مفهوم «عدم الفتح در جنگ دفاعی»، از این حیث که اصل دفاع توسط یک جامعه در برابر تجاوز دشمن، بمثابه پیروزی محسوب می شود، عبارت مناسبی است، زیرا در جنگ دفاعی، حتی در صورت اشغال طولانی مدت، متجاوزِ اشغالگر، سرانجام شکست خواهد خورد. بنابراین کارکرد مفهوم عدم الفتح، ناظر بر ماهیت جنگ دفاعی- مردمی ایران، در برابر تجاوز ارتش عراق است. زیرا جنگ دفاعی بر محور شرایط و ضرورت ها، همچنین بر محور تکلیف گرایی، با هر نوع ابزار و هر میزان منابع و محدودیتها در برابر سلاح های انبوه دشمن انجام می شود، به همین دلیل با مفهوم شکست و پیروزی منطبق نیست. در عین حال تبدیل جنگ دفاعی از وضعیت دفاع و غافلگیری به وضعیت تهاجمی برای آزادسازی مناطق اشغالی و تعقیب متجاوز، تنها در چارچوب جنگ دفاعی قابل صورت بندی نیست و آنچه در عملیات های تهاجمی در خاک عراق صورت گرفت، با هدف تصرف زمین و انهدام نیروهای دشمن بود. در واقع تأمین اهداف نظامی، مستلزم تأمین اهداف سیاسی و تسلیم شدن دشمن است. این موضوع بیانگر ضرورت تفکیک جنگ دفاعی از جنگ تهاجمی است. بنا بر این عملیات های نظامی را باید در چارچوب پیروزی و شکست ارزیابی کرد، تا علت دستیابی به اهداف سیاسی و یا ناتوانی در تأمین آن، بمثابه یک تجربه نظامی- راهبردی مشخص شود. تکامل پذیری جنگ در خِرد دفاعی یک جامعه، با توجه به تکرارپذیری تهدید و جنگ، بدون نقد و بررسی نتایج آزمون قدرت نظامی در صحنه جنگ، امکان‌پذیر نخواهد بود.

   با فرض اینکه استفاده از مفهوم شکست- پیروزی به معنای ارزیابی نتیجه مستقیم عملیات های نظامی در نسبت با تأمین اهدف سیاسی است، لذا ماهیت عمل دفاعی و تکلیف محور، به اعتبار انگیزه، اخلاص و ایثار رزمندگان، از حوزه قضاوت و ارزشیابی خارج و در نزد خداوند مأجور است. اکنون با توجه به سقوط صدام و تغییر ماهیت تهدید و جنگ، مهمتر از آن؛ ظهور ایران بعنوان قدرت منطقه، دستاوردهای نظامی جنگ ایران و عراق را باید مورد نقد و بررسی قرار داد، بویژه اینکه آنچه هم اکنون در صحنه عراق، سوریه و لبنان جریان دارد، بمعنای تعمیق و گسترش تجربیات جنگ با عراق است.

  در چارچوب ملاحظه یاد شده، به نظر می رسد آزمون قدرت نظامی و میزان تأثیرگذاری آن در کسب پیروزی و تأمین اهداف و یا شکست و ناتوانی در تأمین اهداف سیاسی و نظامی جنگ را، حداقل در چند مرحله و مقطع زمانی حساس می توان مورد سنجش و ارزیابی قرار داد:

1) قبل از جنگ برای بازدارندگی عراق از حمله به ایران.

2) ناتوانی در شکست قطعی ارتش عراق در نقطه صفر مرزی، همچنین جلوگیری از اشغال برخی مناطق و شهرهای مرزی به مدت 20 ماه.

3) ناتوانی بنی صدر برای آزادسازی مناطق اشغالی با تکیه به نیروهای ارتش و نا دیده گرفتن نیروهای سپاه و بسیج در سال اول جنگ از سوی وی.

4) آزادسازی مناطق اشغالی با ترکیب نیروها و امکانات ارتش، سپاه و بسیج در سال دوم جنگ، پس از حذف بنی صدر از ساختار سیاسی کشور.

5) پیروزی سپاه در عملیات های مستقل فاو، کربلای 5 و والفجر 10 و متقابلاً شکست نیروی زمینی ارتش در این دوره برای تأمین اهداف نظامی و کسب پیروزیهای بزرگ همانند سپاه در عملیاتهای مستقل.

6) شکست نیروهای سپاه و ارتش در برابر حملات نظامی عراق در ماههای پایانی جنگ.

7) پیروزی های نظامی ایران در برابر عملیات تهاجمی منافقین در غرب و ارتش عراق در جنوب، پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران.

   بدیهی است بحث درباره موضوعات یاد شده را باید فراتر از سازمان ارتش و سپاه، و بمنظور صورت بندی تجربیات دوره جنگ با عراق، مورد ارزیابی قرار داد. طرح این گونه مباحث که امام پس از پذیرش قطعنامه 598، آن را به زمان مناسب تری واگذار کرد، نه تنها بمعنای تضعیف ارتش و سپاه و یا نادیده گرفتن انگیزه الهی و زحمات رزمندگان نیست، بلکه لازمه حفظ این میراث گرانبها برای نسل آینده، با ارتقاء قدرت دفاعی- امنیتی کشور در برابر تهدید و حمله نظامی دشمن است.

 لازم به تذکر است منظور از عملیاتهای مستقل ارتش و سپاه، طراحی و فرماندهی عملیات بصورت جداگانه و مستقل است، در صورتیکه این اقدامات پیش از این بصورت مشترک انجام می شد. پس از اختلاف در باره انتخاب منطقه نبرد و روش فرماندهی نیروها، برابر تصمیم فرماندهی عالی جنگ مقرر گردید ارتش و سپاه بصورت مستقل برای انجام عملیات اقدام نمایند، حال آنکه در کلیه عملیاتهای بزرگ و پیروز که سپاه انجام داده است، از امکانات هوائی و توپخانه ارتش استفاده شده است. همچنین در برخی از عملیاتهای ارتش که شکست خورده است، از نیروهای بسیج استفاده شده است.