اشاره: تقسیم بندی عملیات های نظامی به ایذایی، محدود، نیمه گسترده و گسترده، هرچند تابع ملاحظات نظامی است، ولی بنظر می رسد بیشتر نوعی تبیین تاریخی – عملیاتی از روند تحولات جنگ است، در حالیکه از منظر ملاحظات راهبردی، باید علاوه بر بازبینی تقسیم‌بندی موجود، مفاهیم یاد شده را تعریف کرد. با این ملاحظه، مفهوم عملیات های محدود و انجام آن در مراحل مختلف جنگ مورد بازبینی قرار گرفته است ...

طرح مسئله

   سطح بندی عملیات‌های نظامی و نام‌گذاری آنها به ایذایی، محدود و گسترده، تابع اهداف عملیات، وسعت زمین، حجم نیروهای شرکت کننده و تأثیر آن در سطح سیاسی است. با این توضیح، این پرسش وجود دارد که؛ اجرای سلسله عملیات‌های محدود، ناظر بر چه اهدافی بود؟ آیا در چارچوب استراتژی جنگ و اتمام آن صورت می گرفت و یا ناظر بر ملاحظات دیگری بود؟ مهمتر آنکه؛ چه نتایجی داشت؟ نظر به اینکه اجرای عملیات‌های محدود در طول 8 سال جنگ، در دوره های مختلف، با اهداف و نتایج متفاوتی همراه بود، لذا پاسخ کامل به پرسش های یاد شده، نیازمند پژوهش است، اما در این یادداشت به برخی ابعاد آن اشاره خواهد شد.

تجزیه و تحلیل

1) در این بررسی، منظور از عملیات‌های محدود؛ مجموعه عملیات‌هایی است که با نیروی محدود، در زمین محدود و با اهداف محدود انجام می شد. در حالیکه عملیات‌های گسترده شامل عملیات های 13 گانه است که به دلیل اهداف، وسعت و استعداد انسانی، نتایج تعیین کننده در دو سطح سیاسی- نظامی داشته است. این عملیات‌ها در مرحله آزادسازی شامل: ثامن الائمه(ع)، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس است. پس از آن نیز شامل: عملیات‌های رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر یک، خیبر، بدر، والفجر هشت، کربلای چهار، کربلای پنج و سرانجام والفجر 10 در حلبچه است.

2) هر چند جنگ و عملیات ها به دو مرحله آزادسازی و پیشروی در خاک عراق تقسیم می شود، اما عملیات‌های محدود، در دسته‌بندی دیگری قابل تقسیم است. قبل از فتح خرمشهر در حدفاصل اشغال تا آزادسازی، تمامی عملیات‌های محدود ارتش و سپاه، در واقع در چارچوب هدف آزادسازی مناطق اشغالی انجام می شد. با این تأکید که جلوگیری از تثبیت مواضع دشمن، کاهش توان روحی و انهدام تجهیزات و نیروی انسانی دشمن، همچنین افزایش توان روحی و رزمی نیروهای خودی مورد توجه بود. پس از فتح خرمشهر، پرسش اساسی این بود که؛ اگر استراتژی ایران، تصرف یک منطقه و اتمام جنگ بوده است، عملیات‌های محدود چه نسبتی با این استراتژی داشته و در چه مرحله ای انجام شده است؟

3) عملیات رمضان؛ نخستین تلاش نظامی ایران پس از فتح خرمشهر بود که در تیرماه سال 61 انجام شد. اگر عملیات رمضان با پیروزی همراه می شد، بنظر می‌رسد شرایط سیاسی- نظامی برای اتمام یا ادامه جنگ، تغییر می کرد. حال آنکه ناتوانی قوای نظامی ایران برای پیشروی در عمق مواضع دفاعی ارتش عراق و نزدیکی به شهر بصره، توانمندی نظامی ایران برای پیروزی قطعی بر عراق همچنین دستاوردهای سیاسی- نظامی حاصل از آزادسازی مناطق اشغالی را مورد پرسش و تردید قرار داد. در چنین شرایطی، دو عملیات محدود به نام های محرم و مسلم بن عقیل در دو منطقه جنوب و غرب کشور انجام شد. حال این پرسش مطرح است که؛ دو عملیات یاد شده، چه نسبتی با استراتژی جنگ پس از فتح خرمشهر و یا نتایج حاصل از عملیات رمضان دارد؟

4) پس از شکست در عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یک که با هدف تعیین سرنوشت جنگ طولانی و پس از ناکامی، عناوین آن تغییر کرد، مجدداً برخی عملیات‌های محدود در جنوب و غرب کشور تحت عنوان والفجر 2، 3، 4 و ... انجام شد. پرسش پیش گفته، در این مرحله نیز صادق است. چنانکه پس از عملیات بدر و خیبر نیز چنین شد.

5) پس از عملیات فاو و تغییر استراتژی عراق از دفاعی به تهاجمی با حمله به برخی مناطق و اشغال مجدد شهر مهران، طراحی عملیات‌های محدود با هدف باز پس‌گیری مناطق تصرف شده، همچنین انهدام قوای دشمن، در دستور کار قرار گرفت. اما تحول دوم، پس از عملیات کربلای پنج صورت گرفت که استراتژی عملیاتی جنگ در جنوب به بن بست رسید و ادامه جنگ و طراحی عملیات‌ها در منطقه شمالغرب، دنبال شد. در واقع عملیات‌های محدود در مرحله یاد شده، در چارچوب استراتژی جدید عملیاتی بود که عراق به ایران فرصت نداد و با حمله به فاو، استراتژی جدید را با بن بست همراه کرد.

نتیجه گیری

1- عملیات‌های محدود با نیرو، هدف و در زمین محدود، در چهار مرحله از جنگ شامل: قبل از آزادسازی مناطق اشغالی، تا قبل از فاو، پس از فاو و پس از کربلای پنج در منطقه شمالغرب، انجام شده است. نقد و بررسی عملیات های محدود باید در چارچوب استراتژی جنگ صورت بگیرد.

2- عملیات‌های محدود قبل از آزادسازی، در فرآیند تکامل قدرت نظامی ایران و تبدیل آن از دفاعی به تهاجمی و انهدام قوای روحی و رزمی عراق، نقش اساسی داشت، چنانکه نتایج آن در مرحله آزادسازی آشکار شد.

3- عملیات‌های محدود، پس از عملیات رمضان تا فاو، هیچ نسبتی با استراتژی تصرف یک منطقه و اتمام جنگ نداشت و لذا به همان میزان که قوای رزمی دشمن منهدم شد، توان نظامی ایران برای تمرکز بر یک منطقه استراتژیک و دستیابی به پیروزی بزرگ کاهش می یافت. ضمن اینکه به دشمن زمان می داد تا برای مقابله با عملیات سالانه ایران، آماده شود.

4- تصرف فاو در واقع بمعنای تحقق استراتژی ایران مبنی بر تصرف یک منطقه استراتژیک بود اما نتایجی که مدنظر بود؛ مبنی بر فشار حامیان عراق به صدام و اتمام جنگ، حاصل نشد، لذا روند جنگ با تغییر استراتژی عراق از دفاع به آفند، دستخوش دگرگونی شد و در نتیجه هدف عملیات‌های محدود نیز مهار استراتژی تهاجمی عراق و بازپس گیری مناطق اشغال شده بود.

5- پس از عملیات کربلای پنج و بن بست در استراتژی عملیاتی در جنوب، عملیات‌های محدود در شمالغرب در چارچوب استراتژی جدید و کسب زمان برای بدست گیری ابتکار عمل و برخورداری از غافلگیری بود که عراق این استراتژی را از طریق حمله به فاو، با شکست همراه کرد.

6- رویکرد موجود به مسئله جنگ ایران و عراق، در چارچوب «مفهوم دفاع مقدس»، مانع از نقد و بررسی عملیات ها، در چارچوب «اهداف - نتایج» شده است. برابر مفهوم دفاع مقدس هرآنچه انجام شده، با نظر به ماهیت جنگ دفاعی و انگیزه سیاسی- اعتقادی جامعه ایران، مورد تجلیل قرار می گیرد، حال آنکه تعیین اهداف نظامی در جنگ، سنجش پذیر و قابل اندازه گیری است و در نسبت با اهداف سیاسی و استراتژی جنگ قابل تعریف است. با این ملاحظه باید اهداف و نتایج را در نقد و بررسی عملیاتها، و در چارچوب استراتژی جنگ مورد توجه قرار داد.