یحیی نیازی

اشاره:

1- اظهارات متناقض تاریخی، مبنی بر ادعای ارائه «طرح بسیج ملی» به امام از سوی سرهنگ شریف النسب، در مصاحبه با روزنامه ایران در تاریخ 4 آذرماه 94، موجب نقد آن در سایت شد.

2- با وجود پرسش هایی که در سایت طرح شد، ایشان پاسخ را برای روزنامه ایران (17 دی 94) ارسال کرده و مایل بودند همان پاسخ‌ها، در سایت نیز منتشر شود که بدلیل انتشار در روزنامه، از این اقدام خودداری و تقاضا شد متن مناسبی را تهیه و ارسال نمایند که در صورت ارسال منتشر خواهد شد.

3- با وجود اینکه سرهنگ شریف النسب در متن اخیر، توضیحاتی را ارائه کرده اند، بیانات امام درباره تشکیل بسیج، در تاریخ شهریور سال 1358 نشان می دهد که اظهارات سرهنگ شریف النسب مبنی بر ارائه ایده «بسیج ملی» و رونمایی آن از سوی امام، با واقعیات تاریخی همخوانی ندارد.


4- امام موضوع تشکیل بسیج را با تاکید بر «بسیج مستضعفین» و نه «بسیج ملی»، در شهریور سال 1358 به خودشان ارجاع داده و می‌گویند: «من یک پیشنهادی در چند روز پیش از این کردم که اگر این پیشنهاد را عمل بکنند، این اسباب این می شود که روابط انشاء الله کم کم پیدا بشود و ایجاد یک حزب مستضعفین، تمام مستضعفین دنیا اعم از مسلم و غیرمسلم، این دولت های غیراسلامی که به مردم ظلم می کنند، ملت اینطور نیستند، ملت مثلاً آمریکا، ملت فرانسه آنهایی که ظلمی نمی خواهند بکنند، آن که ظلم می کند، آن که خلاف می کند، دولت ها هستند، آنها هم مستضعفین‌شان گرفتار مستکبرین هستند و اگر یک حزبی در عالم پیدا بشود، یک حزب عالمی، حزب مستضعفین که همان حزب الله است، اینهمه مشکل رفع بشود، با رفع این دو اشکال، تمام مشکلات مسلمین رفع می شود، هیچ قدرتی با این قدرت ها نمی تواند مقابله بکند.» (صحیفه نور- جلد 8- ص 278-3/6/1358)

5- جناب شریف النسب باید برای ادعای تاریخی خود سند ارائه نماید. همچنین به این پرسش پاسخ دهد که: با فرض اینکه چنین ظرفیتی در ارتش برای طراحی بسیج ملی وجود داشته، چرا با توجه به پیش بینی وقوع جنگ از سوی ارتش، هیچ اقدامی برای فراخوانی نیروهای احتیاط، قبل از حمله عراق صورت نگرفت، تا توان دفاعی کشور افزایش و از اشغال سرزمین ایران جلوگیری شود؟

6- آقای یحیی نیازی در یادداشتی که برای انتشار در سایت ارسال کرده است، به برخی از ابعاد چگونگی تشکیل بسیج اشاره می‌کند که در ادامه از نظر خواهد گذشت. پیش از این نیز در سایت درباره کارکرد بسیج در اندیشه امام خمینی یادداشتی منتشر شده است ...

با مرور حوادث دروان مبارزات امام خمینی و وقایع پس از آن بخوبی می توان نتیجه گرفت که بسیج محصول تفکر، حمایت و توجه ویژه امام بوده و ایشان بودند که واژه بسیج را وارد لغت‌نامه انقلاب کردند. سابقه تشکیل بسیج در تفکر حضرت امام به پیش از انقلاب و در اوج دروران مبارزات علیه رژم شاه برمی گردد.

مرتضی قاضی نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس در این باره می نویسد: «سال 1353 شهید محمد منتظری که تازه از زندان ساواک آزاد شده بود. خودش را از طریق پاکستان به نجف رساند و همین که وارد نجف شد، کارش را شروع کرد. طلبه‌ها را دور هم جمع کرد و سازماندهی جدیدی به آن‌ها داد. هر شب در حجره یکی از طلبه‌ها جمع می‌شدند و درباره‌ی مبارزه با هم صحبت می‌کردند. محمدعلی رحمانی هم که آن زمان طلبه جوانی بود و 17، 18 سال بیش‌تر نداشت، در این بحث‌ها شرکت می‌کرد. یک شب که در حجره نشسته بودند و با هم صحبت می‌کردند، محمد از بقیه پرسید: «دوستان، فکر کنید نهضتی را که امام شروع کرده است چند سال دیگر پیروز شود؟ امام چه طور می‌خواهد کشور را اداره کند؟ با چه نیرویی می‌خواهد کشور را نگه دارد؟ امام که ارتش ندارد، پس با کدام ارتش می‌خواهد کشور را حفظ کند؟» محمد منتظری در آن جلسه گفت «می‌خواهم خدمت امام برسم که ما را راهنمایی کنند تا تکلیف ما برای برنامه‌های آینده روشن شود.» محمد گفت: موضوع را به امام گفتم، وقتی امام حرف‌هایم را شنید چند ثانیه سکوت کرد و بعد فرمود: «من اشتباه آن‌هایی را که به زاهدی تانک سوار اعتماد کردند، دوباره تکرار نمی‌کنم. من به حول و قوه الهی بسیج مردمی را راه می‌اندازم.» همه منظور امام را فهمیدند که منظور وی اشتباه مصدق بود.» ( گفتگوی مرتضی قاضی با محمدعلی رحمانی خرداد ماه 1390)

بسیج در کلام امام در آغازین روزهای پیروزی:

21 فروردین سال 1358 امام در پیامی دستور داد دولت برای مردم محروم در همه جای کشور شروع به خانه‌سازی کند و از مردم خواست تا برای این امر بسیج شوند. «شما مردم شریف ایران در جریان مبارزه با استعمار و استثمار پیروزى بزرگى به دست آوردید و توانستید با اتکاء به خداى متعال و وحدت کلمه و مشارکت همه قشرها بر طاغوت زمان غلبه کنید و پشت ابرقدرت‌ها را بلرزانید. اکنون نیز با خودیارى و همکارى براى مبارزه علیه فقر و محرومیت بسیج شوید و با تأیید الهى به نجات مردم مستضعف کمر همت ببندید.» ( صحیفه امام، ج‏6، ص 518، 21/1/ 1358)

بسیج مردم برای سازندگی:

26 خرداد 1358 امام از مردم خواست که برای سازنگی کشور بسیج شده و در پیامی که از رادیو و تلویزیون پخش شد. شروع جهاد سازندگی را با بسیج نیروی جوان کشور اعلام نمود: «دانشجوهاى عزیز، متخصصین، مهندسین و بازارى، کشاورز، همه قشرهاى ملت، داوطلب براى این است که ایرانى را که به طور مخروبه به دست ما آمده است، بسازند. از این جهت، ما باید بگوییم یک جهاد سازندگى و موسوم کنیم این جهاد را به «جهاد سازندگى».( صحیفه امام، ج‏8، ص 179، 26/3/1358)

بسیج در قضیه پاوه:

در قائله پاوه وقتی اوضاع به شدت مخرب و ویران کننده شد. امام در یک سخنرانی مهم باز موضوع بسیج را متذکر شد و فرمود «نمی‌توانیم توطئه را بپذیریم. ما تمام زن و مرد ایران را بسیج می‌کنیم و ریشه آن‌ها (ضدانقلاب) را می‌کنیم.» (روزنامه جمهوری اسلامی، 27/5/1358).

طرح ارتش بیست میلیونی توسط امام در دیدار با پاسداران

چهارم آذر 1358  عده ای از پاسداران سپاه مرکز تهران، در قم به دیدار امام رفتند و در این دیدار بود که امام در سخنان مبسوطی مسئله ارتش 20 میلیونی را طرح کرده و خطاب به پاسدارن فرمودند:

«... شما با یک قدرتى مواجه هستید که اگر یک غفلت بشود مملکت‌تان از بین مى‏رود. غفلت نباید بکنید؛ غفلت نکردن به این است که همه قوا، هر چه فریاد دارید سر [امریکا] بکشید. هر چه تظاهر دارید بر ضد آن بکنید. هر عملى دارید، عمل مثبت را، [بر ضد] آن کنید. قواى خودتان را مجهز کنید. و یک تعلیمات نظامى خودتان پیدا کنید. به دوستان‌تان تعلیم بدهید. به اشخاصى که- عرض مى‏کنم- که همین طورى دارند راه مى‏روند تعلیمات نظامى بدهید. مملکت اسلامى باید همه‏اش نظامى باشد. تعلیمات نظامى داشته باشد. یکى از ابواب فقه، باب «رمى» است، که تیراندازى است. خوب، آن وقت تیراندازى بوده، حالا هم تیراندازى است به یک جور دیگر. در اسلام با اینکه «رهان» یعنى یک [شرطى‏] را بگذارند براى چیزى، که نظیر قماربازى مى‏شود حرام است، براى رمى حرام نیست. براى اسب‌دوانى حرام نیست. «سبق و رمایه» یکى از مسائل فقه است. براى این که براى همه افراد مستحب است که سوارى را یاد بگیرند. حالا اتومبیل‌سوارى را، رانندگى را یاد بگیرند، و براى همه مستحب است که تیراندازى را یاد بگیرند. فنون جنگى را یاد بگیرند. اگر یک ملت که همه جوان‌هایش مجهز باشند به همین جهازى علاوه بر جهاز دینى و ایمانى که دارند، مجهز به جهازهاى مادى هم باشند، سلاحى هم باشند و یاد گرفته باشند، همچى نباشند که یک تفنگى دست‌شان آمدند، ندانند با آن چه بکنندش. باید یاد بگیرید و یاد بدهید رفقای‌تان را. جوان‌ها را یادشان بدهید. و همه جا باید این طور بشود که‏ یک مملکت بعد از یک چند سالى بشود یک کشورى با 20 میلیون جوان که دارد، بیست میلیون تفنگ‌دار داشته باشد. بیست میلیون ارتش داشته باشد. و این یک همچو مملکتى آسیب بردار نیست. و الآن هم الحمدللَّه آسیب‌بردار نیست. الآن هم ما پشتیبان‌مان خداست و ما براى او نهضت کردیم. براى پیاده کردن دین او نهضت کردیم و خدا با ماست.» (صحیفه امام، ج 11، ص 121-122، 4/9/1358)

بعد از این دیدار سپاه پاسداران به فرمان امام عمل کرد و ششم آذر 1358 اعلام کرد که همه آموزش نظامی می‌بینند. (روزنامه جمهوری اسلامی، 6/9/1358)

ستاد مرکزی کمیته هم به ستاد کمیته‌ها در همه شهرها دستور داد که افراد داوطلب واجد شرایط را آموزش نظامی بدهند.( روزنامه جمهوری اسلامی، 7/9/1358)

پس از این فرمان تاریخی امام به سپاه پاسداران بود که هر روز از گوشه و کنار کشور خبر می‌رسید که آموزش نظامی جوان‌ها شروع شده است.

تشکیل بسیج ملی

هنوز چند روزی از دیدار پاسداران در قم با امام و فرمان ایشان به سپاه پاسدران نگذشته بود که شورای انقلاب تشکیل ستاد بسیج ملی را اعلام کرد.( روزنامه جمهوری اسلامی، 13/10/1358)

 17 دی 1358 حجت‌الاسلام امیر مجد از سوی شورای انقلاب، سرپرست بسیج ملی شد. ( روزنامه جمهوری اسلامی، 17/10/1358)

یک ماه و نیم از فرمان امام گذشته بود و تعداد زیادی از مردم در مساجد و... آموزش دیده بودند. ولی هدف بسیج ملی فقط نظامی نبود. مردم باید برای دفاع غیرنظامی از کشور هم آماده می‌شدند. امام در سومین روز هفته بسیج به مردم پیام داد و از جوانانی که از بسیج عمومی استقبال کردند، تشکر کرد: «این‌جانب از ملت شریف ایران و از جوانان برومند که از بسیج عمومى استقبال نمودند تشکر مى‏کنم. دفاع از اسلام و کشور اسلامى، امرى است که در مواقع خطر، تکلیف شرعى، الهى و ملى است.... من امیدوارم که این بسیج عمومى اسلامى، الگو براى تمام مستضعفین جهان و ملت‌هاى مسلمان عالم باشد.» (صحیفه امام، ج‏12، ص 159-160، 1/12/1358)

چند ماه که از تشکیل بسیج گذشت مسئولین متوجه شدند که باید به این سازمان سر و سامانی بدهند. به همین دلیل پس از ارائه مباحث و تبادل نظر اساسنامه ستاد بسیج ملی 21 اردیبهشت ماه 1359 در جلسه کمیسیون‌های شورای انقلاب تصویب شد. (روزنامه جمهوری اسلامی، 21/2/1359)

مدتی بعد یعنی در تاریخ 10 شهریور 1359 نیز  نام "بسیج ملی" به  "بسیج مستضعفین".( روزنامه جمهوری اسلامی، 10/6/1359)

 شروع جنگ تحمیلی و الحاق قانونی بسیج به سپاه پاسداران

31 شهریور 1359 عراق به طور رسمی جنگ را شروع کرد و فصل جدید فعالیت‌های بسیج آغاز شد. امام 29 مهر 1359 به مردم آماده‌باش کامل نظامی داد. سازمان بسیج مستضعفین هم به همه مراکز خودش آماده‌باش داد.( روزنامه جمهوری اسلامی، 21/6/1359) جوان و پیر، زن و مرد همه برای ثبت نام در بسیج آمدند. ولی فرستادن این همه نیروی آموزش‌ندیده خطرش بیش‌تر بود. باید برای آموزش نیروهای بسیجی فکری می‌شد. بهترین نهادی که می‌توانست آموزش و فرماندهی نیروهای بسیجی را برعهده بگیرد، سپاه پاسداران بود. سپاه خودش یک واحد بسیج مستضعفین داشت. بنابراین در تاریخ 12 آبان 1359 مجلس شورای اسلامی رسیدگی به طرح ادغام بسیج مستضعفین و سپاه پاسداران را شروع کرد.( روزنامه جمهوری اسلامی، 21/2/1359) یک ماه بعد مجلس این طرح را تصویب کرد و بسیج مستضعفین یکی از واحدهای سپاه شد. از این به بعد وظیفه آموزش نظامی و عقیدتی سیاسی نیروهای بسیج با سپاه پاسداران بود و این نقطه آغازی برای حضور بسیج در مهم‌ترین عرصه و میدان خطر یعنی صحنه های نبرد در دروان دفاع مقدس بود. نهالی که امام در دوران مبارزه به آن اندیشیده بود و در آذر ماه 1358، آن را غرس کرده بود، در طول هشت سال دفاع مقدس هر روز تنومندتر و آبدیده‌تر شد و شجره طیبه‌ای برای مردم و کشور شد. سرفرازی های این شجره طیبه آن قدر فروان است و ظرف بسیج آنچنان بزرگ است که نمی توان به سادگی هر موضوع غیر مستندی را به این نهاد برآمده از تفکر امام و حضور حماسی امت نسبت داد.