امیر سرتیپ گلفام

اشاره:

آنچه تا کنون درباره غافلگیری در سایت منتشر شده است، بیشتر نوعی استدلال، با استفاده از داده های تاریخی است که پیرامون چند موضوع از جمله: مفهوم غافلگیری و بازدارندگی، عملکرد ارتش دربرابر حمله عراق، پیامدها و نتایح حمله به ایران و شکست ارتش عراق مطرح شده است. چنانکه روشن است؛ برخی از وجوهات مسئله غافلگیری، با نظر به واقعیات تاریخی و ضرورتهای آینده، همچنان نیاز به بررسی دارد. امیدواریم با کمک دوستان و با اجتناب از تکرار مباحث، ابعاد مسئله غافلگیری روشن شود. امیر گلفام چنانکه در عنوان این یادداشت ذکر شده است، به پرسش های خانم دکتر شهرکی پاسخ داده است.

                                              ***********

از آقای درودیان که با ایجاد فضایی علمی- تاریخی فرصتی را مهیا نمودند تا به مرور مباحث تارخ جنگ بپردازیم تشکر می کنم از اینکه اساتید دانشگاهی و فرهیختگان علمی کشور مباحث دفاع مقدس را اینچنین دقیق مورد کنکاش قرار می دهند و این مهم  برای آنان به عنوان یک  دغدغه فکری مبنای بحث های تئوریک قرار گرفته خوشنودم.

خانم دکتر جوان شهرکی مطالب ارزشمندی ارائه و در انتهای مکتوب خود محورها و سوالاتی به شرح زیر مطرح نموده اند:

1-  ارکان مختلف ارتش به روشنی از تضعیف و حتی فروپاشی مبانی دکترین بازدارندگی منطقه ای و بین المللی امنیت کشور  پس از انقلاب آگاه بودند.

2- این فروپاشی پس از پاره کردن قرارداد الجزایر توسط صدام به درجه قطعیت و یقین رسیده بود.

3- ارتش به لحاظ زمینی توان مقابله با حمله عراق را نداشت.

4- نیروی هوایی هر سه وضعیت فروپاشی بازدارندگی، قریب الوقوع بودن تجاوز و ضعف سایر نیروهای ارتش را درک کرده بود و لی پس از کودتای نقاب، اجازه ی حمله پیشدستانه به متجاوز و پیشگیری از تجاوز را نداشت.

   با فرض دقیق بودن درک نگارنده ی این سطور از نوشته ی امیر گلفام و نقد سردار درودیان، پرسشی دو وجهی هست که همچنان بی پاسخ می ماند:

یک؛ آیا این تحلیل منسجم از وضعیت نیروها در زمان وقوع جنگ هم وجود داشت؟تا چه حد می توان آن را تحلیل نهاد ارتش دانست؟ آیا فرماندهان نیروی زمینی هم آن را تایید می کنند؟ و آیا اسنادی دال بر اعلام علنی این تحلیل از شرایط در آن زمان موجود است؟

دو؛ آیا تحلیل ارتش از مبانی قدرت و میزان بازدارندگی خود در حال حاضر تغییر کرده است؟ این تغییر از چه زمانی رخ داده؟ دکترین فعلی این نهاد برای حفظ امنیت کشور چیست و چه درس هایی از آنچه در آغاز جنگ رخ داد، آموخته شده است؟

اما در پاسخ به سوالات سرکار خانم دکترجوان شهرکی پژوهشگرمحترم  باید بگویم اولا با این بخش از صحبت های این استاد گرانقدر که آمیختگی مباحث سیاسی را در این بحث مانع نقد کارشناسی می دانند موافق نبوده و ذکر این نکته بسیار مهم است که اساسا شروع مشکلات پیش آمده در آغاز جنگ به همین آمیختگی سیاست و نظامی گری مرتبط است تصمیمات و تدابیر بسیار نادرست سیاسیون از جمله دولت موقت در برخورد با توطئه ها، وضع قوانین نامناسب، سیستم(1) فرماندهی را دچار فروپاشی نمود، چگونه می توان بحثی به این درجه از اهمیت را به عنوان یک متغیر اثرگذار در مباحث تاریخ جنگ نادیده فرض نمود، حضرت امام(ره) با نگاهی راهبردی خطاب به سیاسیون و دولت موقت در فروردین ماه 1359(2) خواستار پیشگیری از وقوع یک جنگ محتمل(3) بودند اما در عمل سیاست منفعل و ناکارآمد که در آن زمان اعتقادی به این فرمایش امام(ره) نداشتند  راه خطای خود را دنبال نمودند. یکی از ارکان اساسی بازدارندگی، مولفه سیاست خارجی است. بازدارندگی و تاکتیک همواره در حال تکامل است. با توجه به شکل تهدیدات، بازدارندگی و تاکتیک شکل مناسب آن تهدید را به خود می گیرد. اعتبار بازدارندگی در ذات سلاح نیست بلکه عمدتاً تابعی از آثار روانی و تسلیحات و تصور کشور حریف از نیات دارنده آن تسلیحات می باشد و تنها زمانی باز دارندگی محقق می شود که این باور در حریف ایجاد که در صورت حمله احتمالی، با ضربات غیر قابل تحمل طرف مقابل مواجه خواهد شد. عقلانیت در ارزیابی درست حریف از رابطه احتمالی بین منافع و دستاوردها از یک سو و خسارات و هزینه ها ناشی از نوع اقدام خود و از سوی دیگر موفقیت بازدارندگی زمانی حاصل می شود که رقیب، اطمینان داشته باشد در صورت تجاوز، تنبیه می شود. و سیاسیون قادر می بودند عواقب چنین عملی را به دشمنی که قصد حمله دارد یادآوری نمایند. این ایده که آشکار سازی قدرت نظامی ممکن است منجر به عقب نشینی دشمنان شود همان برداشت از دکترین بازدارندگی است "اگر خواهان صلح هستی برای جنگ آماده باش "ما (تصمیم گیران کلان کشور) در آغاز انقلاب اسلامی به این مفهوم بی اعتنا بودیم و بر عکس دشمنان با ارایه توطئه انحلال ارتش و توطئه آمریکایی نقاب تلاش در ایجاد جو بی اعتمادی به ارتش را داشتند و اگر دوراندیشی و نگاه راهبردی حضرت امام (ره) در حفظ ارتش نبود معلوم نبود چه برسر انقلاب می آمد. بله اگر در شرایطی عادی و ارتشی که با رهایی تعداد قابل توجهی از نیروی انسانی نشده و فرماندهان خود را از دست نداده است و در سیستم فرماندهی، لجستیک، آموزش و...   دست نخورده  بود(علل این نقصان در این مرحله مطرح و نقد نمی شود) و چنین حمله ای گسترده براو عارض می شد برای مقابله با چنین تهدیدی تردیدی نداشته باشید که بازدارندگی در مفهوم سخت افزاری آن اتفاق می افتاد و ما به بازدارندگی دست می یافتیم.  نگاه مجرد به یک پدیده  مانند  جنگ  بدون  در نظر گرفتن متغیرهای اثرگذار و شرایط حاکم بر اوضاع آن زمان امکان پذیر نیست. در صحبت های اینجانب مقایسه ای از توان نیروها نبود ولی اگر حتی بپذیریم که برتری هوایی  با ما بوده تا زمانی که صاحب زمین نباشید این برتری بی معناست .

و اما در پاسخ به سوالات پیش آمده برای جنابعالی باید بگویم اگر به اسناد و مدارک آن زمان رجوع بفرمایید ملاحظه خواهید نمود که طرح های مقابله با تهدید در هر نیرو آماده بوده، طرح ابوذر،طرح البرز، طرح های نیروی زمینی همه اینها مبتنی بر اسناد است اما اجازه گسترش به نیروی زمینی زمانی صادر می گردد که بسیار دیر شده بود و این تحلیل یعنی برغم ارایه ادله از سوی ارتش به مقامات کشوری و بنی صدر این اعتقاد در آنان به یقین تبدیل نشد مثال ارتش بسان کسی است که عمدا دست و پای اورا بسته اند و اورا به داخل رینگ بوکس انداخته اند و بعد از اینکه او با همه ی این ناملایمات باز پیروز شده حال به او می گویند چرا دست و پایت بسته بوده است. این تحلیل یعنی آمادگی برای دفاع، تحلیل غالب در ارتش و نیروی زمینی می باشد. توجه داشته باشید جا به جایی یک یکان عمده مانند لشکر بدین سادگی نیست و باید یک ناوگان ترابری وظیفه این مهم را بر عهده داشته باشد که چنین امری نیز بدلایلی که فراوان گفته شده است وجود نداشته است در 9 ماه اول جنگ این سلاح سبک نبوده که مقابل ارتش مکانیزه عراق ایستادگی کرده این ارتش بوده که با توجه شرایط اعلام شده با یک عقلانیت منطقی برای مدیریت جنگ تلاش اصلی را نموده و حتی با وجود خودسری های بنی صدر، جنگ را به گونه ای اداره می نماید که تنها هفت روز از آغاز جنگ و پیشروی دشمن نگذشته است پیشنهاد صلح و آتش بس از ناحیه صدام مطرح می شود. جنابعالی به عنوان یک اندیشمند و محقق خود نیز باید در اسناد ارتش جستجو نمایید و به این حقیقت دست یابید. سرتیپ ظهیر نژاد که فرمانده نیروی زمینی در آغاز جنگ بوده در جایی که به شدت برافروخته است می گوید من چگونه به این آقایان بگویم که نیروی زمینی تنها با 50  هزار نفر در مقابل 300 هزار نفر نیروی دشمن ایستادگی نموده و در این شرایط نابرابر پیروز شده است.

در پاسخ به سوال دوم که اشاره ای به آن در قسمت اول صحبتم شد قطعا اینگونه است بازدارندگی در حال تکامل است و تابع اصول پذیرفته شده در اندیشه های نظامی می باشد آمریکا بعد از حادثه ی 11 سپتامبر امنیت خود را در خارج از مرزها جستجو می نماید و این مبنای دکترین بازدارندگی وی می شود. در صحبت قبلی خود در پاسخ به آقای درودیان نیز به این نکته اشاره شد، شما حجم رزمایش های انجام شده اعم از نیرویی در آسمان، زمین، در یا و همچنین  مشترک را ببینید، اکنون برای مقابله با تهدید نوظهور داعش و در انسجام کنونی نیروها راهبرد ارتش مبتنی بر دکترین  دفاعی کشور ایجاد بازدارندگی در صفر مرزی با تدارک در نابودی دشمن قبل از رسیدن به مرز می باشد و یا تهدید کنونی ما آمریکا فرض می گردد و اندیشه های بازدارندگی راهبردی و وضعیتی ما متناسب با این تهدید، طرح های بازدارندگی جدید و نوینی را ایجاد و اساسا برای مقابله با این تهدید ناهمتراز شکل ساختاری و بکارگیری نیروها نیز دگرگون شده است. دستآوردهای رزمگاه جنگ تحمیلی نیز بر تاکتیک و اندیشه های دفاعی ما اثر عمیقی نهاده است و شکل گیری کنونی نیروهای ما براساس رهیافت بدست آمده از دفاع مقدس آیین نامه های رزم ما را دچار تحول نموده است اکنون نیروی دریایی ما بازدارندگی را در خلیج عدن و مدار صفر درجه پی گیری می نماید و در شرایط حاضر ما با اطمینان کامل به ملت شریف ایران اسلامی با فضل الهی عرضه می داریم تحت رهنمودهای تابناک و راهبردی مقام معظم رهبری و همبستگی و وفاق ملی در برابر هر متجاوزی به این مرزو بوم، پاسخ خردکننده و محکمی خواهیم داد و این مفهوم بازدارندگی با گذر زمان نیز به مرحله بالاتر و کاملتر تبدیل خواهد شد انشاءا...

 امیدوارم در این نوشته کوتاه توانسته باشم به سوالات ارزنده شما  اندیشمند و پژوهشگر محترم دانشگاه پاسخ داده باشم.

پاورقی:

----------------------------

1- سیستم در مفهوم نظامی عبارت است از مجموعه ای متشکل، ساختارمند، مرتبط و بهم پیوسته

2- مصاحبه با آقای محمدعلی رحمانی رییس وقت بسیج درباره ملاقات هیئت دولت موقت با امام در قم و تذکر امام به این آقایان مبنی بر اینکه صدام در فکر تعرض است بروید با او صحبت کنید شاید قانع شود اگر نه بنیه دفاعی تان را تقویت و خودتان را آماده کنید.

3- باز این مهم از سوی سرلشکر فلاحی فرمانده نیروی زمینی وقت با توجه به قرائن موجود به حضرت امام (ره) رسانیده شده است.