اشاره:

نقد روش استدلال امیر گلفام درباره چگونگی  هوشیاری ارتش در برابر حمله سراسری عراق در 31 شهریور سال 1359،موجب پاسخ ایشان و اظهار نظر نسبتاً گسترده در سایت شد. خانم دکتر جوان شهرکی استاد دانشگاه طی یادداشتی که بیشتر ناظر بر کل بحث و همچنین نظراتی است که در این زمینه در سایت طرح شد، دو پرسش اساسی را طرح کرده است که امیدوارم امیر گلفام و دوستان در هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، برای بررسی و پاسخ به آنها، بمنظور انتشار در سایت اقدام نمایند.

                             مریم جوان شهرکی

   نقد و بررسی کارامدی و توانمندی نیروهای نظامی در هر دولت - ملتی در حکم بحث از حیات و امنیت آن چارچوبه ی ملی ست. از این رو شایبه ی آمیختگی این مباحث و دغدغه ها به مسایل سیاسی و ایدئولوژیک نه تنها امکان تفکر و نقد کارشناسی را از محقق این حوزه سلب می کند؛ بلکه اصلی ترین نهادهای دفاعی کشور را نیز از آسیب شناسی عملکرد گذشته خود محروم ساخته و آنها را در معرض فرسودگی و آسیب مداوم قرار می دهد. بی دلیل نیست که پیش روترین روش ها ی برنامه ریزی و ارزیابی نظیر آینده نگاری و سناریو نویسی در کشورهایی مانند آمریکا ابتدا در حوزه های دفاعی- امنیتی طرح و استفاده می شوند و سپس به سایر حوزه های مدیریتی آن کشور سرریز می شوند ...

این مقدمه ی کوتاه  جهت ورود به بحث بسیار مهمی ایفاد شد که در مناظره کلامی میان سردار درودیان و امیر گلفام در خصوص عملکرد ارتش در مواجهه با جنگ تحمیلی درگرفته است. در تحلیل هر دوطرف بحث، نکاتی در نقد و یا در دفاع از عملکرد نهاد ارتش به عنوان یکی از دو نهاد اصلی حافظ امنیت کشور در دوران جنگ مطرح شده است. هدف نویسنده این سطور از نوشتن این یادداشت طرح پرسشی ست که در مطالب هر دو بزرگوار بی پاسخ مانده است و به اعتقاد این جانب، پرسشی ست که باید جایگزین "چه کسی یا نهادی مقصر است" بشود.

در خوانش بی طرفانه متن هر دو نویسنده، باید اذعان نمود که توضیح امیر گلفام در مورد تفاوت میان دو مفهوم دکترین و تاکتیک کاملا به جاست. به این معنا که ارتش نسبت به تضعیف توان بازدارندگی خود و در نتیجه ناکارامدی این دکترین پس از انقلاب به دلایلی که به درستی توضیح داده اند، هوشیار و واقف بوده است. این نگرانی حتی در سال های پیش از وقوع جنگ و انقلاب نیز وجود داشته است. بنا به اسناد آرشیو امنیت ملی آمریکا [1] در سفر شاه به واشنگتن در سال 1962 میلادی- 1341 شمسی،  نگرانی از ضعف بازدارندگی ارتش شاهنشاهی در کنار تهدید فزاینده ی شوروی و تحولات در کشورهای عربی به عنوان مجموعه ای از هشدارها و  دلایل شاه برای خرید تسلیحاتی و آموزش صد خلبان نیروی هوایی شاهنشاهی مطرح و پذیرفته می شود.

نکته ی مهم دیگر در زمینه ی دکترین دفاعی ارتش، جنبه ی هنجاری مفهوم دکترین است. به این معنا که علاوه بر جنبه های تکنیکی، لجستیکی و راهبردی، واژه ی دکترین متضمن جنبه ای هنجاری نیز هست. بنابراین وقتی می گوییم دکترین دفاعی ارتش پیش از انقلاب اسلامی بازدارندگی منطبق بر الگوی نظامی جنگ سرد و جهان دوقطبی بود و همسو با منافع منطقه ای امریکا به تامین منافع ملی کشور می پرداخت در واقع جنبه ی هنجاری این تعریف را نیز درک کرده ایم.

در عین حال بخش هایی از ارتش که به دلیل همین همسویی، برتری نظامی و تکنیکی داشتند مانند نیروی هوایی که توسعه یافته تر از سایر نیروها بوده اند خطر تجاوز دشمن و شکنندگی سپر دفاعی – امنیتی کشور را زودتر از سایر بخش ها در یافته اند ولی قادر به عملیات پیشدستانه مستقل از سایر بخش ها نبوده اند.

نکته  این جاست که این هوشیاری و درک ناشی از ضرورت اقدام در نیروی هوایی تا چه حد به صورت یک تصمیم منسجم از سوی این نهاد در آمد؟ توضیح امیر گلفام آن است که نیروی زمینی درگیر شورش های جنوب و غرب کشور بود و با حضور موثر در شمالغرب با عناصر ضد انقلاب می جنگید. بنابراین تحلیل ایشان به اختصار آن است که:

1-  ارکان مختلف ارتش به روشنی از تضعیف و حتی فروپاشی مبانی دکترین بازدارندگی منطقه ای و بین المللی امنیت کشور  پس از انقلاب آگاه بودند.

2- این فروپاشی پس از پاره کردن قرارداد الجزایر توسط صدام به درجه قطعیت و یقین رسیده بود.

3- ارتش به لحاظ زمینی توان مقابله با حمله عراق را نداشت.

4- نیروی هوایی هر سه وضعیت فروپاشی بازدارندگی، قریب الوقوع بودن تجاوز و ضعف سایر نیروهای ارتش را درک کرده بود و لی پس از کودتای نقاب، اجازه ی حمله پیشدستانه به متجاوز و پیشگیری از تجاوز را نداشت.

   با فرض دقیق بودن درک نگارنده ی این سطور از نوشته ی امیر گلفام و نقد سردار درودیان، پرسشی دو وجهی هست که همچنان بی پاسخ می ماند:

یک؛  آیا این تحلیل منسجم از وضعیت نیروها در زمان وقوع جنگ هم وجود داشت؟تا چه حد می توان آن را تحلیل نهاد ارتش دانست؟ آیا فرماندهان نیروی زمینی هم آن را تایید می کنند؟ و آیا اسنادی دال بر اعلام علنی این تحلیل از شرایط در آن زمان موجود است؟

دو؛ آیا تحلیل ارتش از مبانی قدرت و میزان بازدارندگی خود در حال حاضر تغییر کرده است؟ این تغییر از چه زمانی رخ داده؟ دکترین فعلی این نهاد برای حفظ امنیت کشور چیست و چه درس هایی از آنچه در آغاز جنگ رخ داد، آموخته شده است؟



[1] National Archives, RG 59, Central Files 1967-69, POL 7 IRAN. Secret; Limdis. Repeated to CINCSTRIKE. Drafted by McClelland and approved by Eliot.