با تقدیم سلام و عرض ارادت و احترام

1- در مقاله ارزشمند خود تحت عنوان « نقدی بر تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق » دو سوال اساسی را مطرح فرمود اید:

الف- آیا با مطالعه متون تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق میتوان به شناخت مناسبی از وقایع و مسائل جنگ دست یافت؟

ب- نتایج و پیامدهای رویکرد سیاسی در تاریخ نگاری جنگ چیست و موجب چه ادراکی از مسئله جنگ و تاریخ آن خواهد شد؟

امیر مسعود بختیاری   اگر مقاله شما را از نظر مفهومی درست درک کرده باشم، حضرتعالی با طرح نظریه انقلاب های علمی توماس کوهن، وجود حقیقت عینی در تاریخ و متون تاریخی و تاریخ نگاری واقعه، به معنای انطباق با واقعیات و حقایق عینی را منسوخ دانسته اید. که چنانچه درست فهم کرده باشم و حضرتعالی نظریه کوهن را پذیرفته باشید به معنای آن خواهد بود که متون تهیه شده در مورد جنگ ایران و عراق، نه معتبر و نه منطبق بر حقایق و واقعیات است.

به نظر من و در ساده ترین تعریف از مفهوم تاریخ، آن عبارتست از پدیده، رخداد و حادثه ای که در گذشته دور یا نزدیک اتفاق افتاده و در همان گذشته هم به پایان رسیده باشد ( اگر چه امکان دارد آثار و پیامدهای آن کم و بیش وجود داشته باشد ) و اکنون و در زمان حال بر مبنای مشاهدات میدانی، حضور در واقعه، کتب و سایر اسناد به توصیف، تجزیه و تحلیل، کشف علل و تعبیر و تأویل آن توسط تاریخ نگاران و راویان به آن پرداخته شده و به صورت متون، مدوّن گردیده اند.

بر اساس این تعریف، واقعه ای در گذشته به وقوع پیوسته است. این حقیقتی است که نمیتوان منکر آن باشیم امّا در تاریخ نگاری این واقعه با دو مؤلفه و یا دو حرکت مواجه هستیم:

یکی صرفاً شرح و توصیف آن واقعه از نظر شکلی است و بیان اینکه چه اتفاق افتاد و چگونه ادامه یافت تا به پایان رسید.

و آن دیگری، جستجو و کنکاش و تحقیق و کنجکاوی در مورد علل و عوامل مؤثر حاکم بر آن و نتایج به دست آمده است.

موّرخ و یا موّرخینی که به مورد اول می پردازند یعنی صرفاً و تنها به تشریح و توصیف و بیان واقعه، هم ممکن است فارغ از ذهنیات و پیش فرض ها و باورها و داوری های خویش به این امر اهتمام کنند و موفق هم باشند که در این صورت بیان تاریخی حادثه، از این بابت فاقد تحریف و قابل اعتماد و منطبق بر واقعیات است. در عین حال ممکن است موّرخ و راوی دیگری بر مبنای میزان دانش و تخّصص و درک خود و مبتنی بر ذهنیات، باورها و وابستگی های سازمانی، قومی، نژادی و .... به بیان آن واقعه بنشیند، که در این صورت عمداً یا سهواً، کم یا زیاد، دچار تحریف گردیده است و تاریخ و تاریخ نگاری را مخدوش ساخته و تاریخ نگاران و پژوهشگران آینده را هم در وادی تاریخ گمراه و به کج راهه رهنمون شده است.

امّا موّرخین و تاریخ نویسانی که به کشف علل، تجزیه و تحلیل پرداخته و نتایج و دست آوردهای حاصل از آن واقعه را جستجو می کنند آنها هم فارغ از دو مورد بالا نیستند و بر مبنای ذهنیات، وابستگی ها و دلبستگی های خود داوری و اعلام رأی و نظر می کنند که اگر منصف و عادل و بی نظر و غرض باشند قضاوت آنها فاقد تحریف و در غیر اینصورت گرفتار در دام تحریف خواهند بود که از خیلی کم تا خیلی زیاد دامنه آن متغیّر است.

استاد درودیان با عنایت به عرایض بالا پاسخ به سؤال اول شما، هم تا حدودی مثبت و هم در سطح گسترده تری منفی است و یکسره نمی توان قضاوت و اجتهاد نمود و مصادیق بسیاری برای اثبات این مدّعا قابل ارائه است بطور خلاصه در مواردی میتوان به شناخت مناسب رسید و در موارد بسیار دیگری سرگردان و متحّیر شد که واقعیت چیست و حق با کیست.

استاد درودیان؛ حضرتعالی در مقاله خود اشاره فرموده اید که تاریخ نگاری جنگ ایران و عراق در ارتش جمهوری اسلامی ایران، پس از سپاه شکل گرفت که تابع گرایش نظامی و هویّتی و تأکید بر نقش ارتش در جنگ بوده است.

امّا اینکه از رویکرد نظامی و هویّتی در تاریخ نویسی جنگ در ارتش سخن به میان آورده اید به نظر من نظری کاملاً صحیح است که هنوز هم پس از گذشت 35 سال از شروع تاریخ نگاری جنگ در ارتش ادامه دارد امّا چیستی و چرایی آن:

اوّلاً اگرچه جنگ در صحنه رزم و دیپلماسی با هم حرکت می کنند و فدرت نظامی برای پشتیبانی و تحقّق اهداف سیاسی وارد عمل میشود و در واقع جنگ را سیاست مداران راهبردی راه انداخته و تلاش می کنند با قدرت و پیروزی نظامی در میدان، آن را به نتیجه مورد نظر برسانند امّا در باب قضیه تاریخ نویسی ، آنچه که متداول در جهان بوده و هست نظامیان صرفاً و بر مبنای تخصص و حرفه خود به عملیات نگاری و دیدگاهی کاملاً حرفه ای می پردازند که طبعاً تاریخ نویسان ارتش جمهوری اسلامی ایران هم مستثنی از این قاعده نبوده اند.

به عنوان بیان یک واقعّیت، هویت ارتش و ارتشیان در کوران انقلاب اسلامی و پس از آن دردوران 20 ماهه قبل از جنگ علیرغم حمایت های حضرت امام راحل (ره) با هجمه گروه های چپ گرا، ضد انقلاب، روشنفکر نماهای داخلی و حتی بسیاری از انقلابیون ساده اندیش و افراد نفوذی و فریب خورده داخل ارتش مواجه و مشکلات انسانی و ساختار عدیده ای را سبب گردید و جریانات فکری، سیاسی و سازمانی خاصّی در صدد انحلال و تضعیف ارتش بودند. پس از شروع جنگ این جریان به شکلی جدید ادامه یافت و ارتش ناچار بود تاوان مناقشات و اختلافات بنی صدر که در عین حال اختیارات فرماندهی کل نیروهای مسلح را بر عهده داشت بپردازد و تهاجم به هویّت ارتش و ارتشیان در این راستا، کار را حتی تا مرحله تمسخر ارتش و تولید شعارهای استهزاء آیندی مانند «هیئت واگذاری زمین و .......» بالا برد و پس از پایان جنگ هم علیرغم خدمات و ایثارگری های ارتش و ارتشیان، هدف گرفتن هویّت ارتش با نیّت بی هویّت کردن آن به شکلی بی سابقه ادامه یافت و همه چیز از ساختار ارتش از درجات نظامی گرفته تا مقررّات پرسنلی، تاکتیک ها، آموزش ها، آئین نامه ها و .... و بویژه نقش ارتش در جنگ مورد سؤال و نفی قرار گرفت که به خصوص در رسانه های ارتباط جمعی بصورت مصاحبه و بیان خاطرات و مقاله نویسی ها متجلّی گردید که دامنه و پیامدهای آن حتی امروز هم قطع نشده است اگر چه با گذشت زمان و پدیدار شدن پاره ای واقعیت ها و دفاع ارتش از ماهیّت، هویت و عملکرد خود و افزایش آگاهی های جامعه از واقعیت ها، این جریان اکنون سیر نزولی و از کار افتادگی دارد.

به این ترتیب اینکه استاد درودیان می فرمایند تاریخنگاری ارتش در راستای هویّتی و عملکرد ارتش در دفاع مقدس حرکت میکند برداشتی صحیح است.

شایان توجه اینکه، دفاع از هویّت و عملکرد خویش، آن هم در صورتی که مواجه با تهاجم باشد حق طبیعی و ذاتی هر فرد و سازمانی است و نمیتوان از سازمانی که دفاع مظلومانه ای از عملکرد خویش در قالب تاریخ نگاری جنگ و با حداقل تحریف و عدم تخریب دیگران سخن می گوید خرده گرفت. نتیجه اینکه حرکت تاریخ نگاری ارتش که تابع گرایش نظامی و تأکید هویّتی خویش است امری مشروع و طبیعی و دفاعی و اندکی تحریف احتمالی ناخواسته هم قابل اغماض است اگر چه بهتر است همین اندک هم نباشد.

دشمن اگر می کشد به دوست توان گفت/ با که توان گفت دوست مرا می کشد

امّا آن نوع تاریخ نگاری که بنابر ملاحظات خاص سیاسی و تحت عنوان جلوگیری از تحریف جنگ نوشته میشود برای من به زحمت قابل فهم و درک است. معنا و مفهوم واقعی آن چیست؟

اگر مورّخین نظامی، تاریخ سیاسی جنگ را می نویسند که جنگ تحریف نشود که این تاریخ نویسی ویژه مردان دستگاه دیپلماسی کشور است و تا آنجا که من میدانم آقای دکتر ولایتی و چند تن دیگر تاریخ سیاسی جنگ را به رشته تحریر در آورده اند یا آیت اله هاشمی رفسنجانی در کتابهای خاطرات خود به این امر تا حدودی پرداخته اند.

این که سازمانی جنگ را با رویکرد سیاسی می نویسد آیا مفهومش آن است که سیاست های داخلی و خارجی مؤثر در جنگ را تاریخ نگاری و ثبت میکند یا وقایع و پدیده های نظامی را با سیاسی کاری، بیان و تصویر میکند.

به هرگونه به اعتقاد من از آنجا که جنگ در راستای اهداف راهبردی سیاسی حرکت میکند و جریان میابد لذا تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی جنبه متکامل تری نسبت به وقایع نگاری نظامی دارد زیرا فهم از حوادث و پدیده های نظامی را آسان تر و روشن تر میسازد امّا اگر قرار باشد با سیاسی کاری وقایع نگاری کرد در اینصورت تحریف در این نوع تاریخ نگاری بیداد خواهد کرد.

به نظر من هنوز زمان و شرایط محیطی برای تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی مهّیا و آماده و مناسب نیست و خطوط قرمز متعّددی فرا روی تاریخ نویسی قرار دارند.

تاریخ نویسی جنگ با رویکرد واقعی و واقع گرایانه سیاسی همراه با انطباق آن با عملیات نظامی و شرایط محیطی، منطقه ای و بین المللی موجب ادراک بهتر و بیان حقایق بسیار بیشتر و ارزشمندتری خواهد بود بویژه اگر به روش علمی تحقیقی و پژوهشی باشد، امّا تاریخ نویسی با رویکرد سیاسی کاری، فارغ از جریان هویّتی نیست و در صدد کسب هویّت و قبضه کردن امور و قدرت است.

سیاسی کاری و سیاست بازی در بیان شرح جنگ، علل نتایج و دست آوردهای آن، برای کسب قدرت و پنهان کردن حقیقت است درست برعکس تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی دستگاه دیپلماسی و مدیران بلندپایه کشور.

خلاصه و نتیجه :

1- در پاسخ به سؤال اول حضرتعالی نظر من این است که با مطالعه متون تاریخی فعلی میتوان تا حدودی به شناخت از وقایع و مسائل جنگ دست یافت اگرچه پرسش های بسیاری را پاسخ نمی دهد.

2- اینکه تاریخ نگاری در ارتش با رویکرد نظامی و هویّتی و بیان عملکرد ارتش در جنگ است سخنی درست و در عین حال این رویکرد امری سازمانی و باتوجه به شرایط منطقی و مشروع و دفاعی است.

3- ارتش به دلیل اینکه یک نهاد سیاسی نیست و امام راحل (ره) هم نیروهای نظامی را از ورود به مسایل سیاسی بر حذر نموده است لذا تاریخ دفاع مقدس را عملیات محور نوشته است و می نویسد نه آنطور که شما بیان فرموده اید.

4- اگر تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی باشد (نه سیاسی کاری) موجب ادراک و فهم بهتر و بیان حقایق بیشتر و عمیق تر از آن میگردد.

5- اگر تاریخ نگاری جنگ با رویکرد سیاسی کاری هدفمند باشد جز تحریف و قلب حقیقت نه حاصلی و نه گریزی خواهد داشت.

سخن پایانی :

   استاد درودیان بیائیم به این جنگ حیدری و نعمتی پایان داده و مسئولانه، آگاهانه و محقّقانه در مقابل خداوند، ملت بزرگ ایران و شهدای گرانقدر و تاریخ سخن گوئیم و قلم زنیم.

خالصانه توفیق آن برادر بزرگوار و فاضل را خواستارم

مسعود بختیاری

20 تیر 94