سال گذشته و در آغاز سال جاری، بیماری چند تن از دوستان که "حق پدری"، "برادری" و "استادی" بر من دارند، خاطرم را آزرده کرد. چند روز ذهنم مشغول بود که در این باره چه چیزی بنویسم، اما بغض مجال اندیشه و نگارش را نمی داد.

درباره مردان بزرگِ روزهای سخت جنگ و انقلاب که در پیچ و خم زندگی روزمره، گرفتار شده اند و غبار پیری بر چهره آنها نشسته، چه باید نوشت که شایسته آنها باشد؟ برادران عزیز، حاج ابراهیم محمدزاده، هادی نخعی و بهاءالدین شیخ الاسلامی، هریک در کنج عزلت با بیماری دست و پنجه نرم می کنند و در پیچ و خم روزگار، به فراموشی سپرده شده اند، چرا که هیچیک در مصدر قدرت نیستند و امکاناتی در اختیار ندارند!

دفتر سیاسی سپاه در سال 1358 متکی بر اعتبار و نفوذ آقای محمدزاده شکل گرفت. اضلاع دیگر بنیانگذاران این دفتر، در واقع آقایان حسین شریعتمداری، حاج محسن رشید و بهاءالدین شیخ الاسلامی بودند. وجه مشترک هر چهار نفر، مبارزه با رژیم شاه و برخورداری از باورهای سیاسی- اعتقادی و سابقه زندان در رژیم سابق بود. هادی نخعی گرچه با تأخیر به دفتر سیاسی آمد، اما تکمیل کننده این حلقه چهار نفره بود.

با گسترش و تداوم حیات دفتر سیاسی و به موازات آن، تولید گفتمان سیاسی بر پایه آموزه های فرهنگی- دینی، با تأثیر از انقلاب اسلامی، نقش بنیانگذاران دفتر سیاسی در مجموعه سپاه و کشور، رو به توسعه و تعمیق نهاد. در آن زمان، محمدزاده چهره و نماد دفتر سیاسی در نزد دیگران بود و در تأسیس شالوده های فکری دفتر و تعمیق آن، نقش اساسی داشت.

با جذب نیرو و انتشار بولتن "رویدادها و تحلیل ها"، روند جدید دفتر سیاسی آغاز شد و نقش و جایگاه این دفتر را بیشتر روشن و مشخص کرد. در این میان حاج محسن رشید مسئول اجرائی بود، شیخ الاسلامی نقطه ثقل و مورد اعتماد محمدزاده بود و در واقع هیچ خبر و گزارشی در بولتن بدون تأیید او درج نمی شد. شریعتمداری مسئولیت بخش شخصیت ها را برعهده داشت. ضمن اینکه نقطه اتصال دفتر سیاسی با جمع دوستان دفتر و ارتباط با مجموعه وسیعی از افراد سپاه و خارج از سپاه بود. نخعی در اوج بحران سیاسی و امنیتی در کشور، مسئولیت بخش گروهها را بر عهده داشت.

در آغاز جنگ ایران و عراق در حالیکه سپاه درگیر مسائل سیاسی- امنیتی انقلاب بود و تنها نیروهای سپاه در استانهای مرزی در غرب کشور، درگیر مسئله جنگ بودند، نگرانی از "تحریف تاریخ جنگ"، موجب طرح ایده ثبت و ضبط تاریخ جنگ در سپاه شد. حاج محمدزاده پیشنهاد این کار را در سمینار فرماندهان، با برادر علی شمخانی، فرمانده وقت سپاه خوزستان در میان گذاشت و به این شکل، تاریخنگاری جنگ در سپاه، از خرداد سال 60 آغاز شد.

   هادی نخعی گرچه در جریان عملیات رمضان، برای اولین بار در قرارگاه کربلا، ثبت و ضبط عملیات را انجام داد، اما نقش بی بدیلی در روشمندی تاریخنگاری جنگ و ویراستاری گزارشها و در واقع آموزش و تربیت کادر راویان جنگ داشت. بی گمان بدون حضور نخعی در حوزه تاریخنگاری جنگ، در دوران مسئولیت و قبل و پس از آن، آنچه امروز از نظر گزارش نویسی و اسنادی وجود دارد، دچار کاستی های غیرقابل جبران می شد. شیخ الاسلامی نیز در سامان دهی شالوده تفکر سیاسی در دفتر، نقش اصلی را داشت و حقیر بخش مهمی از آنچه که تا کنون نگاشته ام، به لحاظ روشی- تحلیلی، مدیون نامبردگان هستم.

تلاش زیادی کردم تا با نگارش این متن، علاوه بر اینکه به عزیزانم ادای دین نمایم، از آشفتگی ذهنی خود کاسته و در عین حال موجب ناراحتی و آزردگی خاطر سایر دوستان نشوم. اما هر چه می نویسم، به دلیل ناتوانی در بیان احساساتم، بیشتر آزرده می شوم، چه کنم؟

عزیزانی را که نامی از آنها برده شد و بسیاری از دوستان دیگر، برای من در دهه پنجم زندگی، تنها یک نام نیستند، بلکه هر یک بخش مهمی از وجودم را فراگرفته و با اخلاق، تعهد و خلاقیت خویش، آنرا ساخته اند، حال چگونه با چند سطر آنهم بصورت ناقص، می توانم بغض خود را فرو نشانده و آرام شوم؟