ایران در زمان حمله عراق، به دلیل فروپاشی نظام سیاسی- اجتماعی و قدرت نظامی- امنیتی، در وضعیت نامناسبی قرار داشت، در واقع یکی از دلایل انتخاب زمان حمله عراق به ایران، در نظر گرفتن شرایط سیاسی- نظامی و امنیتی نامساعد ایران بود. ابعاد موضوع و مسئله سیاسی؛یاد شده بسیار گسترده و عمیق است و به بررسی جداگانه ای نیاز دارد، اما در این یادداشت بخشی از مسئله در پاسخ به این پرسش بررسی خواهد شد که؛ «مناقشات سیاسی در کشور، چه تأثیری در واکنش ایران به حمله نظامی عراق و اشغالگری داشت؟»

  در این بررسی تأثیر مناقشات سیاسی، با توجه به شرایط سیاسی، نظامی و امنیتی کشور، به سه مرحله شامل: قبل از جنگ، زمان حمله عراق و پس از اشغال، تقسیم شده است. همچنین برای ارزیابی میزان تاثیرگذاری مناقشات سیاسی در مراحل یاد شده، شاخص‌های سه گانه، شامل؛ «بازدارندگی»، «دفاع» و «آزادسازی» در نظر گرفته شده است. بدین شکل که در هر مرحله با طرح یک پرسش اساسی و پاسخ به آن، موضوع بررسی و سپس نتیجه گیری خواهد شد.

الف) قبل از جنگ

   در مرحله قبل از جنگ، مسئله اساسی برای جلوگیری از حمله عراق به ایران، برخورداری از قدرت «بازدارندگی»، همچنین توانایی تحرکات دیپلماتیک بود. در واقع دو موضوع یاد شده، بمنزله شاخص گذاری برای بررسی تاثیر مناقشات سیاسی است. حال این پرسش وجود دارد که؛ مناقشات سیاسی چه تاثیری در کاهش قدرت بازدارندگی ایران داشت؟

   پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سطح ساختار سیاسی و اجتماعی کشور، مناقشات بسیار عمیق و اساسی درباره ماهیت و شاکله ساختار سیاسی و جهت گیری‌های آن در چارچوب تعریف از اهداف انقلاب، جریان پیدا کرد. به عبارت دیگر؛ ضرورت استقرار نظام جدید، دامنه مناقشات را در سطوح مختلف گسترش داد و وضعیت یاد شده موجب شد، حتی درگیری های مرزی با عراق نیز در چارچوب مناقشات سیاسی مورد بحث قرار گیرد. در واقع به دلیل اینکه کشور از انسجام سیاسی- اجتماعی و قدرت دفاعی- امنیتی برای واکنش بازدارنده در برابر عراق و یا مذاکرات سیاسی برخوردار نبود، این مسئله موجب تسریع در تصمیم گیری و اقدام عراق برای حمله به ایران شد. بیشترین مناقشات سیاسی در این دوره، در چارچوب اهداف و سیاستهای بنی صدر صورت بندی شده است.

نتیجه گیری: مناقشات سیاسی پس از پیروزی انقلاب، مانع از بازتولید قدرت دفاعی- امنیتی و تمرکز برای مقابله با حملات نظامی عراق شد. بهمین دلیل ایران نه تنها از قدرت بازدارندگی برخوردار نشد، بلکه فاقد توانایی لازم برای حل و فصل مناقشات، از طریق سیاسی بود.

ب ) زمان حمله

  در برابر حمله عراق به ایران، مسئله اساسی برخورداری ایران از «قدرت دفاعی» بود، موضوع یاد شده بمنزله شاخص گذاری برای بررسی تاثیر مناقشات سیاسی در جنگ است. حال این پرسش وجود دارد که؛ مدیریت مناقشات سیاسی چه تاثیری در شکل گیری قدرت دفاعی ایران داشت؟

   برجسته ترین کارکرد حمله عراق به ایران، شکل گیری انسجام سیاسی- اجتماعی و آشکار سازی قدرت دفاعی جامعه ایران بود. در واقع با حمله عراق به ایران، امام از طریق «جایگزینی جنگ بجای انقلاب»، التهاب حاصل از مناقشات سیاسی را به شور و هیجان اجتماعی برای دفاع در برابر متجاوز تبدیل کرد. قدرت دفاعی و مردمی ایران در برابر حمله عراق، حاصل همین تحول و مدیریت آن از سوی امام بود. شکل گیری ساختارهای دفاعی، بر پایه حضور داوطلبانه مردمی و بسیاری از امور دیگر، حاصل تحولات یاد شده می باشد.

نتیجه گیری: ظهور قدرت دفاعی ایران در برابر حمله نظامی عراق، بیانگر این معنا بود که ایران بدلیل پیروزی انقلاب دینی و مردمی با رهبری امام خمینی، در صورت اجتناب از مناقشات سیاسی و برخورداری از انسجام سیاسی- اجتماعی، از ظرفیت دستیابی به بازدارندگی در برابر عراق برخوردار بود.

ج) پس از اشغال

   در برابر اشغال بخشی از شهرها و مناطق مرزی، مسئله اساسی برخورداری ایران از قدرت تهاجمی برای «آزادسازی مناطق اشغالی» بود و این موضوع، بمنزله شاخص گذاری برای بررسی تاثیر مناقشات سیاسی است. حال این پرسش وجود دارد که؛ مناقشات سیاسی چه تاثیری در جلوگیری از شکل گیری قدرت تهاجمی ایران برای آزادسازی مناطق اشغالی داشت؟

   با فروکش کردن آتش جنگ و زمین گیر شدن ارتش عراق در مناطق اشغالی، مجدداً مناقشات سیاسی از سر گرفته شد. با این تفاوت که در گذشته مناقشات در چارچوب استقرار نظام جدید بود، ولی در این مرحله با مسئله جنگ پیوند خورد. برجسته ترین امتیاز ایران در شرایط اشغال، اعتماد بنفس حاصل از پیروزی در دفاع مردمی بود. بر پایه همین ملاحظه، ایران ضمن اجتناب از پذیرش آتش بس و امتیازدهی به عراق، برای آزادسازی مناطق اشغالی تحت فشار بود و این مسئله نیز با ملاحظات سیاسی پیوند خورده بود. پرسش از علت بی توجهی به حمله عراق و عدم آمادگی برای دفاع، یکی از مهمترین موضوعاتی بود که طرح می شد. علاوه بر این، بحث درباره نحوه ادامه یا اتمام جنگ، چگونگی مذاکره با هیئت های صلح، همچنین چگونگی آزادسازی مناطق اشغالی، بخشی از فهرست مناقشات را شکل داده بود.  

نتیجه گیری: پیوند مسائل اساسی دفاعی- امنیتی، از جمله آزاد سازی مناطق اشغالی با مسائل سیاسی، ایران را از فرصتهای بازتولید قدرت دفاعی- بازدارنده و تهاجمی محروم کرد، در نتیجه بخش مهمی از شهرها و مناطق مرزی کشور، به مدت 20 ماه در اشغال نیروهای عراقی قرار باقی ماند.