سفر رابرت مک فارلین - مشاور امنیت ملی ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا- به ایران، یکی از مهمترین وقایع سیاسی جنگ ایران و عراق است که افشای آن در 13 آبان سال 1365، پیامدهای بسیار گسترده ای را در داخل ایران، منطقه و در سطح بین المللی، بدنبال داشت.

  با گذشت ربع قرن از زمان این سفر و افشای خبر آن، یعنی تغییر یک نسل، جامعه ایران هم چنان درباره علل و پیامدهای این سفر، در حال گمانه زنی و تحلیل است. توجه به سفر مک فارلین به ایران، هر چند در زمان وقوع، بیشتر با مسئله جنگ نسبت داشت، اما تداوم این حساسیتها بیشتر به دلیل مسائل سیاسی داخل ایران و مناسبات ایران و آمریکا است که همچنان، در میان طیفی از «تعامل و تنش» در نوسان است.

  مسئله قابل توجه درباره سفر مک فارلین به ایران این است که؛ با وجود اهمیت علل شکل گیری و تأثیر آن بر روند جنگ، هیچ گونه بحث تحقیقاتی در این زمینه صورت نگرفته است. آثار موجود در این زمینه اعم از مقاله و کتاب بیشتر  در باره "چگونگی وقایع" است. این ملاحظه نشان می دهد که همچنان بررسی وجوه سیاسی سفر مک فارلین و چگونگی آن، بر "علل و پیامدهای" آن غلبه دارد. در این بررسی در باره پیامدهای سفر مک فارلین به ایران در زمان جنگ، به دو موضوع اشاره خواهد شد:

1) مهمترین نتیجه افشای خبر سفر مک فارلین به ایران، ایجاد تردید در باورهای موجود در جامعه ایران، نسبت به سیاست خارجی این کشور در برابر آمریکا بود، زیرا این سفر در شرایطی انجام شد که آمریکا با حمایت همه جانبه از صدام، یک طرف جنگ با ایران قرار داشت. در واقع انتشار خبر سفر مک فارلین به ایران، جامعه را با شوک سیاسی- روانی مواجه کرد. تأثیر این واقعه در مراحل بعدی جنگ، بیشتر آشکار شد.

2) با حمله عراق به فاو و بازپس‌گیری سایر مناطق، برخی چنین تصور کردند که تحولات نظامی اخیر، حاصل توافق پنهانی برای پایان دادن به جنگ است! این تصور در حالی شکل گرفته بود که با تغییر موازنه نظامی، ایران در بدترین وضعیت نظامی قرار داشت و بیش از هر زمان دیگری به بسیج نیروها و مقابله با وضعیت جدید نیازمند بود. در حالیکه تردیدهای موجود مانع از بسیج اولیه نیروها بود، هرچند با پذیرش قطعنامه 598 و ادامه پیشروی عراق در خاک ایران، این موضوع حل و فصل شد.

  تجربه یاد شده ناظر بر این معناست که؛ سیاست خارجی با سیاست داخلی و باورهای جامعه نسبت مستقیم دارد، در صورتیکه جامعه نسبت به یک موضوع باور نداشته باشد و از آن حمایت نکند، نه تنها دستاوردهای مورد انتظار حاصل نخواهد شد، بلکه موضوع، دستمایه مناقشات سیاسی نیز قرار خواهد گرفت.