فرمانده کل سپاه در بازدید از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در تاریخ 6/8/93 اظهار داشت: «پژوهش های دفاع مقدس باید قابلیت تطبیق با مسائل امروز کشور و کاربردی کردن تجربیات این مقطع حساس را در زمان حال داشته باشد.» نکته مهم اظهارات سردار جعفری؛ تاکید بر وجود «تجربیات» است که در جنگ با عراق حاصل شده و امروز دستمایه پژوهش قرار گرفته است. اما مسئله مورد نظر ایشان که تابع کلمه «باید» قرار گرفته است؛ تأکید بر ضرورت «قابلیت تطبیق» پژوهش‌ها، با مسائل روز کشور است. بنا بر این وجه دستوری و ابلاغی سخن ایشان، تأکید بر اصلاح جهت گیری پژوهش‌های جنگ، برای استفاده از تجربه گذشته، در پاسخ به نیازهای کنونی و آینده کشور است.

سخن سردار جعفری از جهات مختلفی اهمیت دارد و در نتیجه تأمل و بررسی آن ضروری است که در ادامه بحث به آن اشاره می شود:

 1- «آقا عزیز» یکی از برجسته ترین فرماندهان تاکتیکی سپاه در جنگ است که بعنوان دانشجوی رشته معماری وارد جنگ شد و مسئولیت های مختلفی را از پایین ترین سطح تا بالاترین سطوح، بعهده گرفت. بنابراین شناخت از دانشگاه و تحقیق، همچنین از جنگ، بر اعتبار سخن ایشان افزوده است.

 2- سپاه فرزند جنگ و انقلاب و هویت آن برگرفته از تجربیات آن دوران است که هم اکنون اسناد آن را در اختیار دارد. مهمتر آنکه؛ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در سپاه تشکیل شده که بدلیل حضور راویان و ثبت و ضبط همزمان رخدادهای جنگ در قرارگاهها و در کنار فرماندهان، همچنین آثار متعدد منتشر شده توسط این مرکز، در موقعیت بی همتا و کم نظیری قرار دارد.

 3- نقش کنونی سپاه در ابعاد فرهنگی، سیاسی، امنیتی، نظامی و نهضتی، در حالیکه سپاه را در موقعیت تعیین کننده و تأثیرگذار در زمینه های مختلف قرار داده است، در عین حال بیانگر ضرورت تکیه سپاه بر تجربیات جنگ و انقلاب است.

   ملاحظات فوق در حالیکه ضرورت تطبیق تجربیات گذشته با نیازهای کنونی و آینده را ترسیم می کند، باید در پاسخ به این پرسش مورد بررسی قرار بگیرد که؛ آیا جهت گیری و روشهای پژوهشی در حوزه جنگ ایران و عراق، همچنین بررسی موضوعات و مسائل، پاسخگوی نیازهای کنونی و آینده کشور هست؟ فرض بر این است که پاسخ به پرسش یاد شده، مثبت نیست، در غیر اینصورت نیازی به استفاده سردار جعفری از کلمه «باید» و توصیه بر «قابلیت تطبیق» نبود. در واقع با طرح پرسش یاد شده، صورت مسئله تا اندازه ای روشن‌تر می شود. به این معنا که؛ چرا در حالیکه سپاه و کشور از تجربیات بزرگی برخوردار است و از سوی دیگر، کشور برای مدیریت و حل و فصل مسائل اساسی، نیازمند اندیشه ها و نظراتی است که بدون لحاظ کردن تجربیات گذشته، قابل دسترسی و تأمین نیست، جهت گیری و روش تحقیق در حوزه جنگ ایران و عراق، قابل تطبیق و پاسخگوی مسائل کنونی کشور نیست؟

  پاسخ به پرسش یاد شده، نیازمند نقد و بررسی وضعیت کنونی پژوهش در حوزه جنگ ایران و عراق و علت عدم تطبیق آن با نیازهای کنونی کشور است. گر چه بررسی این موضوع به پژوهش نیاز دارد، اما بصورت اجمالی می توان وضعیت پژوهشی و نیازهای کنونی را که هم اکنون نسبت مشخصی با هم ندارند، به شرح زیر بیان کرد:

 1- جهت گیری پژوهشی حوزه جنگ ایران و عراق و روش تحقیق آن، «تاریخی- عملیاتی» است. به این معنا که رویدادهای سیاسی- نظامی جنگ در زمان و مکان، از حیث چگونگی وقوع، توصیف و از حیث علت وقوع، تجزیه و تحلیل می شود. نتیجه نهایی پژوهش یاد شده، روشن شدن رویدادهای تاریخی، در تاریخ است بدون این که به هیچ یک از مسائل کنونی حال و آینده کشور پاسخ دهد.

 2- نیازهای کنونی کشور را حداقل باید در دو حوزه دفاعی- امنیتی و سیاسی- اجتماعی در سطح منطقه و داخل کشور مورد توجه قرار داد. بدیهی است حوزه ها و سطوح یاد شده، بهم پیوسته است. الزامات فکری- عملی جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک قدرت منطقه ای، برخورداری از یک نظریه راهبردی است. به این معنا که ابعاد و اهداف ایران را در منطقه ترسیم و پشتیبانی می کند، به گونه ای که امتداد و عمق رفتارهای منطقه ای ایران، در تمام زمینه ها، در داخل کشور، مورد حمایت قرار بگیرد. نیازمندی یاد شده به شکل دیگری در جنگ با عراق، در یک زمان طولانی تجربه شده اما تا کنون ابعاد و پیچیده‌گی های فکری و الزامات مدیریتی آن، بررسی و تبیین نشده است.

3)در حالیکه تعامل میان سطوح سه گانه، شامل سطوح راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی در جنگ و برای پیروزی بر دشمن ضروری است، هنوز این مسئله در جنگ ایران و عراق مورد پژوهش قرار نگرفته است. در  صورت پژوهش، علاوه بر اینکه بخشی از مسائل اساسی جنگ روشن خواهد شد، نیازهای آینده، برای تصمیم گیری،صورت بندی شود.

نتیجه گیری: 

 بررسی اولیه دو محور یاد شده، بیانگر گسست مفهومی- روشی در بررسی جنگ ایران و عراق بمثابه یک تجربه ملی- تاریخی در گذشته، با نیازهای حال و آینده است. بر پایه این نتیجه گیری، تحقق نظرات و توصیه های اخیر فرمانده کل سپاه، بدون تغییر اساسی در تفکر، جهت گیری پژوهشی، روش تحقیق و تعیین فهرست موضوعات و مسائل اساسی جنگ ایران و عراق، امکان پذیر نخواهد بود. انجام این مهم، در صورت پذیرش روش نقد، بمعنای طرح پرسش درباره مسائل اساسی جنگ و شیوه تفکر موجود، همچنین بررسی نسبت میان «تجربه پیشین با نیازهای حال و آینده» به نتیجه مطلوب خواهد رسید.