توصیف و تحلیل وقایع تاریخی، در فرآیند مواجهه تاریخی در ساحت اندیشه و باورهای نظری شکل می گیرد، و موجب جدالهای همیشگی در تاریخ می شود. بنابر این توصیف و تحلیلها، همچنین مجادلات تاریخی را نباید با واقعه تاریخی یکسان پنداشت، هرچند گفتارها و نوشتارها، بخشی از تاریخ و تداوم آن می باشد.  

  «مواجهه تاریخی» به معنای رویارویی، در واقع حاصل تجربه فردی- اجتماعی در برابر وقایع بزرگ تاریخی است. نحوه مواجهه تاریخی و نتایج آن برای جوامع انسانی، هویت ساز و در نتیجه سرنوشت‌ساز است. زیرا قابلیت و توانایی‌های فردی- اجتماعی، از طریق مواجهه آشکار و تکوین می یابد. علاوه بر این، سرفصلهای تاریخی، همچنین فرازهای سیاسی- اجتماعی جوامع، بر اساس مواجهات تاریخی آن شکل می گیرد و بمثابه شناسنامه و هویت آنها، تعریف و شناخته خواهد شد. تصویری که یک جامعه از خود و دیگران دارد، در همین فرآیند ساخته و یا مورد بازبینی قرار می گیرد. بر پایه توضیحات یاد شده، سرفصلهای برجسته تاریخ سیاسی- اجتماعی معاصر ایران، شامل مشروطیت، نهضت ملی شدن صنعت نفت، پیروزی انقلاب اسلامی، حمله عراق و ادامه جنگ، ناظر بر چه ملاحظاتی است و جه تاثیری بر شیوه تفکر تاریخی در ایران، داشته است؟

1- «باورهای نظری تاریخی» در جامعه ایران، بیشتر برای بازتعریف هویتی، در نسبت با گذشته مورد استفاده قرار می گیرد. نقطه عزیمت جامعه ایران به لحاظ فرهنگی برای بازتعریف هویتی، با رجوع به گذشته، و نه نگاه به آینده است. در واقع نگاه هویتی با رجوع به تاریخ، حتی در بررسی‌های تاریخی- تحقیقی نیز تأثیر گذاشته است. چنانچه بررسی ها با گذشته شروع و به حال که می رسد، تمام می شود و درباره آینده، هیچگونه توضیح و نظر قابل اعتنایی وجود ندارد.

2- مهمترین تأثیر نگرش هویتی به تاریخ، شکل گیری مناقشه سیاسی و «جدال دایمی» درباره وقایع تاریخ معاصر است. مناقشات بیش از آنکه نوعی نقد و بررسی اندیشه ها و رفتارها، برای گذار از تجربه گذشته و پاسخ به نیازهای آینده باشد، بیشتر هویت‌سازی برای دسته بندیهای سیاسی- اجتماعی است. به همین دلیل؛ هیچ تبیین روشنی از وقایع بزرگ تاریخی وجود ندارد. آنچه هست، بیشتر تبلیغاتی و یا چندگانگیِ تحلیلی و مناقشه درباره آن است.

3- تاریخ معاصر ایران بر اساس روش های مواجهه با وقایع، همچنین الگوسازی مفهومی- معنایی برای صورت‌بندی آن، بیشتر تاریخ «جدال دایمی بازیگران و جریانات سیاسی- اجتماعی»، همچنین «تاریخ گسست و نه پیوستگی» است. به این معنا که نسبت وقایع بزرگ تاریخی با یکدیگر در یک روند تاریخی، روشن نیست. چنانچه جایگاه و نقش هر واقعه نیز به تنهایی چنین است. شاید یکی از دلایل غلبه رویکرد نقادانه و تخریبی، به آنچه گذشتگان انجام داده اند، متأثر از همین نگرش باشد. نارضایتی و عدم پذیرش وضع موجود، بعنوان «میراث گذشته»، بر رویکردهای سیاسی- اجتماعی غلبه دارد. همواره این انتظار وجود دارد که با یک واقعه تاریخی در آینده، وضعیت تغییر خواهد کرد و گذشته جبران خواهد شد!

4- توضیحات بسیار اجمالی درباره «تبیین تاریخی» از «نحوه مواجهه جامعه ایران با وقایع بزرگ تاریخی»، بیش از آنکه تحت تأثیر واقعه و نتایج آن باشد، متأثر از شیوه تفکر سیاسی- اجتماعی جامعه ایران به هویت تاریخی، حال و آینده خویش است. به همین دلیل بیشتر «گسست» به جای «پیوستگی» همچنین «نفی و تخریب» به جای « درس آموزی»، مورد اهتمام است.

5- روش مواجهه با «مسئله جنگ» در چارچوب مفهوم «جنگ دفاعی در برابر متجاوز» و دستاوردهای تاریخی ملت ایران، بدلیل شیوه تفکر تاریخی از سوی نسل جنگ و انقلاب،  همچنین نسل پس از جنگ، مورد مناقشه قرار گرفته است، بگونه ای که با تداوم روند موجود، مخاطبان کنونی و آینده، از روایت‌های مجادله آمیز هرگز عظمت و بزرگی ملت ایران را در یکی از بزرگترین مواجهات تاریخی خود، در برابر تجاوز دشمن و دفاع هشت ساله، درک نخواهند کرد. با این توضیح آیا نباید نسبت به پیدایش چنین وضع مخاطره آمیزی نگران بود؟ آیا نباید برای غلبه بر آن، اندیشه کرد؟