اشاره:

   در بخش اول و دوم یادداشت، مسئله مورد بحث و دوگانگی موجود در پاسخ به علت ناتوانی ارتش در بازدارندگی عراق در حمله به ایران بررسی شد. در بخش سوم «نظریه ارتش» در پاسخ به مسئله مورد بحث نقد و بررسی شده است.

************************

نقد و بررسی نظریه ارتش

 نظر به مباحثی که در باره پیوستگی مسئله غافلگیری با قدرت دفاعی- بازدارنده گی ، مورد بحث قرار گرفت، این پرسش وجود دارد که؛ نظریه ارتش درباره حمله عراق و اشغال، ناظر بر چه مفاهیم و تحلیلی است؟ بعبارت دیگر؛ پس از گذشت بیش از سه دهه از زمان حمله عراق و اشغال بخش‌های مهمی از مناطق و شهرهای مرزی ایران، در اثار ارتش چه توضیح و تحلیلی درباره مسئله غافلگیری و اشغال ارائه می شود، و چه درس هایی برای جلوگیری از موارد مشابه در آینده، حاصل می شود ؟

1- نظر به اینکه ستون فقرات قدرت دفاعی کشور پس از پیروزی انقلاب، و مسئولیت آن متکی بر قدرت نظامی و بر عهده ارتش بوده است، بنابراین گزارش های توصیفی- تحلیلی و تبیین نظری در منابع منتشر شده از سوی ارتش، در مقایسه با آنچه سپاه و یا محققین و تحلیل‌گران خارجی بیان می‌کنند، از اهمیت و سندیت بیشتری برخوردار است. زیرا ارتش به دلیل مسئولیت دفاع از تمامیت ارضی کشور، در مقابل تهدید خارجی، همچنان درگیر بحث در باره مسئله وقوع جنگ و اشغال، بعنوان یک مسئله اساسی دفاعی- راهبردی است و خود را در این زمینه پاسخگو می‌داند. در حالیکه سایر نهادها و محققین، موضوع را بیشتر بعنوان یک مسئله تاریخی- راهبردی، مورد بررسی قرار داده و مواضع و نظرات خود را بیان می کنند. گزاره های تحلیلی- نظری آنچه در آثار و گفتار فرماندهان، مسئولین و محققین ارتش جمهوری اسلامی بیان می شود، در چهار محور کلی قابل دسته بندی است:

   اول؛ با پیروزی انقلاب، قدرت نظامی ایران دستخوش تغییر و فروپاشی شد. اخراج مستشاران آمریکایی از ایران، قطع حمایت نظامی هم‌پیمانان فرامنطقه‌ای، لغو یکجانبه خریدهای نظامی، سردادن شعار انحلال ارتش از بیرون و درون ارتش، ایجاد تغییر در نظام آموزشی و مدت سربازی و کودتای نقاب(نوژه)، تنها بخشی از عوامل ویرانگر قدرت نظامی ارتش در برابر عراق و در نتیجه تضعیف شدید قدرت بازدارندگی ایران بود.

   دوم؛ ارتش با وجود بحران‌های هویتی- سازمانی پس از پیروزی انقلاب، بعنوان تنها سازمان قدرتمند نظامی، با حمایت‌های حضرت امام(ره)، در برابر تهدیدات امنیتی در مناطق مختلف، بویژه شمالغرب، حضور موثر داشت. این وضعیت موجب استقرار بخش عمده یگان های نظامی در کردستان و در نتیجه تجزیه نیروها و ناتوانی برای کسب آمادگی دفاعی در برابر حمله نظامی عراق شد.

   سوم؛ ارتش به دلیل استقرار در مرزها، بطور جدی از فروردین ماه 1359 با تجاوزهای مرزی عراق درگیر بود و پس از اعلام هشدار درباره شواهد و قرائن حمله عراق، در 19 شهریور 1359، لشگر 92 زرهی حمله عراق را به صورت قطعی پیش‌بینی کرد. نیروی هوایی نیز حمله عراق را پیش بینی کرده بود، اما بدلیل وقوع کودتای نقاب، مسئولین با حملات «پیش‌دستانه» به عراق موافقت نکردند و لذا راهبرد این نیرو؛ «واکنش انتقامی» بود که پس از حمله عراق، با عملیات «کمان 99» اجرا شد.

   چهارم؛ ارتش با وجود کاهش آمادگی قدرت رزمی، بعنوان تنها نیروی منسجم و منظم، با برخورداری از تجهیزات نظامی، در چارچوب راهبرد توقف ماشین جنگی عراق، دشمن را تثبیت و مانع از تأمین اهداف این کشور، از حمله به ایران شد.

2- گزاره های تحلیلی و نظری چهارگانه ارتش درباره ناتوانی در بازدارندگی و اشغال که در گفتار و نوشتار فرماندهان و مراکز تحقیقاتی ارتش وجود دارد، به شرح زیر قابل جمع بندی است:

الف) فروپاشی قدرت ارتش با انقلاب و از دست دادن قدرت بازدارندگی.

ب ) مشارکت ارتش در مقابله با تهدیدات تجزیه طلبانه در شمالغرب و تأثیر آن در تجزیه نیروهای ارتش و عدم حضور قدرتمند در برابر حمله عراق.

ج ) پیش بینی حمله عراق از سوی نیروی هوایی و زمینی.

د ) مقابله با حمله همه جانبه دشمن و توقف آن.

ادامه دارد ...