نشست نقد کتاب محمد درودیان با عنوان تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق در دانشگاه دفاع ملی

اشاره:

   به دعوت رئیس دفتر کرسی‌های نظریه پردازی در دانشگاه عالی دفاع ملی و تلاش های سرهنگ دکتر زین الدینی، جلسه نقد و بررسی کتاب «تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه»، در تاریخ سوم اردیبهشت ماه 96 با حضور نویسنده کتاب و ناقدین محترم؛ امیر سرتیپ سیدناصر حسینی جانشین پیشین نیروی زمینی ارتش و جانشین هیئت معارف جنگ، امیر سرتیپ مسعود بختیاری از فرماندهان ارشد نیروی زمینی ارتش در جنگ و نویسنده آثار مختلفی همچون عملیات طریق القدس، دکتر مهران شمس احمر استاد دانشگاه، دکتر بهادر امینیان سفیر پیشین ایران در رومانی و استاد روابط بین الملل و تنی چند از دانشجویان این دانشگاه برگزار شد. در ادامه، بخش اول این نشست برای بهره برداری مخاطبان، تقدیم می شود.

کتاب تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریهتوضیحات نویسنده:

- چارچوب کتاب؛ شامل: مقدمه، شش فصل و نتیجه گیری است و فرض کتاب بر این است که؛ جنگ یک مسئله استراتژیک و مخاطره آمیز است که با هویت یک ملت سر و کار دارد و شکست در جنگ ممکن است آن کشور را به انحطاط و نابودی بکشاند.

- در فصل اول: رویکردهای موجود به جنگ مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. سه رویکرد تاریخی- عملیاتی (سپاه و ارتش)، فرهنگی- معنوی(شهید آوینی) و سیاسی- انتقادی(منتقدین) نسبت به جنگ وجود دارد که جنگ در هیچ کدام از این سه رویکرد نمی‌گنجد و مسئله ای که جنگ را تبدیل به جنگ کند، این نیست.

- در فصل دوم؛ روش شناسی انجام شده است. سه رهیافت مختلف برای بررسی طرح شده: اول؛ رهیافت جنگ و انقلاب(حوزه ارزشی، شهدا و ...) دوم؛ جنگ و سیاست(بر اساس نظریه کلاوزویتس) و سوم؛ جنگ و امنیت ملی(براساس تهدیدات). این رهیافت ها نیز نمی تواند پشتوانه نظریه جنگ بعنوان مسئله استراتژیک باشد.

- در فصل سوم؛ مربوط به چالش جنگ است که در آن، تبدیل تهدید عراق به جنگ و غافلگیری مطرح شده است.

- در فصل چهارم؛ جنگ دفاعی و نوع دفاع ما در برابر عراق و اینکه چرا عراق شکست خورد، مطرح شده است.

- در فصل پنجم؛ جنگ آزادیبخش و مسئله آزادسازی مطرح شده است.

- در فصل ششم؛ جنگ تعاقبی و تهاجمی مورد بحث قرار گرفته است.

- فصل آخر یا فصل هفتم؛ پیش درآمدی بر یک نظریه است. در این فصل تلاش کردم به یک پرسش اساسی پاسخ بدهم که به جنگ و نگاه کلان به جنگ سایه انداخته است. سئوال این است که؛ چرا با وجود اینکه در برابر حمله عراق آماده نبودیم، توانستیم عراق را شکست داده و مناطق اشغالی را آزاد کنیم، اما نتوانستیم با سقوط صدام و پیروزی نظامی، جنگ را به اتمام برسانیم؟ در هسته مرکزی پاسخ به این پرسش، این نکته وجود دارد که؛ اگر جنگ به معنای استفاده از قدرت نظامی برای اهداف سیاسی است، بنابراین باید بین این دو نسبت وجود داشته باشد. لذا پس از فتح خرمشهر، چرا قدرت نظامی ایران، این کارکرد را نداشت؟ در پاسخ باید گفت: جنس قدرت ما بعد از انقلاب، نسبتی با اهداف ما نداشت. در کشورهایی مثل ایران که انقلاب می‌کنند، این کشور با نقش مردمی، بر اثر جنگ به قدرت دفاعی تبدیل می شود و عراق این موضوع را محاسبه نکرده بود. این قدرت دفاع مردمی، صرفاً به سپاه و مردم هم خلاصه نمی‌شود، بلکه در ارتش هم اتفاق افتاد و قدرت دفاعی که شکل گرفت، ارتش عراق را زمین‌گیر کرد. بنابراین دفاع مردمی، مربوط به کشورهایی است که انقلاب می‌کنند و این ویژه گی را دشمن ندید.

- روش بررسی من در این کتاب این است که؛ هر فصلی با یک پرسش و  بررسی رویکردهای مختلف نسبت به آن، آغاز می شود و در پاسخ به آن، متن را نوشتم.  نتیجه گیری کتاب نیز در پایان هر فصل و در پاسخ به پرسش ها نوشته شده است.