نقد امیر مسعود بختیاری
اشاره

1- نظر به واقعیات تاریخی مبنی بر نقش ارتش در دفاع در برابر حمله عراق، یادداشت جداگانه ای تحت عنوان «نقدی بر؛ چرایی و چگونگی نادیده گرفتن نقش ارتش در برابر حمله عراق» در پاسخ به این پرسش که؛ «چرا در گفتمان و ادبیات موجود، نقش ارتش در برابر حمله عراق، آنچنان که بوده است، مورد توجه و باور عمومی قرار نمی‌گیرد؟» در تاریخ 29 آبان سال 95 در سایت منتشر شد.

2- با توجه به اهمیت وضعیت ارتش پس از پیروزی انقلاب و علت استفاده از «مفهوم فروپاشی ارتش» در منابع مختلف، ازجمله در آثار منتشر شده از سوی ارتش و فرماندهان آن، فرصت را مغتم شمرده و از امیر بختیاری تشکر می کنم که با نظرات خود امکان بحث در این زمینه را فراهم کرده است که در یادداشت جداگانه ای به «چرایی و چگونگی شکل گیری نظریه فروپاشی ارتش بر اثر پیروزی انقلاب»، در آثار منتشر شده، خواهم پرداخت. در ادامه یادداشت گرامی ارجمند امیر بختیاری آمده است.

******************

   پژوهشگر محترم جناب آقای درودیان، در تاریخ شنبه 29 آبان تحت عنوان نقدی بر چراها و چگونگی نادیده گرفتن نقش ارتش در برابر حمله عراق در یک یاداشت سه صفحه ای به بررسی این مطلب پرداخته اند که به عنوان مقدمه ای بر یک بحث، پاسخ به نکته ای در صفحه دوم (پاراگراف انتهایی طرح مسله) ضروری است.

پژوهشگرمحترم، واژه ای به کار می برند تحت عنوان «فروپاشی ارتش و ..... »

نکته ای که باید به آن اشاره کنیم، بی پایه بودن این واژه است، و هر کس که از این عبارت استفاده کرده، حکایت از ناآگاهی ایشان نسبت به وضعیت آن زمان ارتش و مفهوم فروپاشی دارد. درست است که ارتش بر اثر پدیده انقلاب اسلامی و در آغاز این پدیده دچار نابسامانی هایی در زمینه های مختلف گردیده بود که اهم آن ها عبارت بود از پاره ای اختلالات پرسنلی، تعمیر و نگهداری و به خصوص قطع عقبۀ لجستیکی به علت تحریم نظامی آمریکا، اما نمی توان واژه فروپاشی را به کار برد و در واقع نوعی افراطی گری در بیان وضعیت است.

عوارض ناشی از پدیده انقلاب به تضیعف قدرت بازدارندگی نظامی رسید که عمدتاٌ ریشه در رفتارهای سیاسی کشور داشت تادر متن قدرت تجهیزاتی ورزمی ارتش، و در واقع رژیم بعثی عراق بیشتر از این مسلۀ سود برد و در فضایی به ایران حمله ور شد که در واقع قدرت بازدارندگی نظامی منجمد شده بود. که این انجماد با حمله عراق و ظرف دو ماه بر طرف و ارتش عراق متوقف گردید. عدم باور مدیریت عالی وقت کشور به احتمال تجاوز نظامی عراق علیرغم هشدارهای اطلاعاتی ارتش به ادامه این انجماد قدرت بازدارندگی منجر گردید.

نمی توان گفت ارتش فرو پاشیده بود و از این امر نتیجه گیری دیگری در مسلۀ جنگ ایران و عراق کرد. ارتش بلافاصله پس از انقلاب، در نقاطی از کشور که امنیت آن دست خوش بی نظمی گردیده بود، درگیر شد و برای اعاده امنیت در این مناطق، تلاشی به کار برده است که نادیده گرفتنی نیست. چگونه ارتشی که به قول شما فروپاشیده در مسلۀ امنیت داخلی توانا و سرپا بوده است؟!

مطلب دیگر این که، از همان سال های 1358 و 1359 ارتش به تهیه طرح های دفاعی در زمین و هوا و دریا برای مقابله با حمله و تجاوز احتمالی عراق اقدام نموده است. تهیه طرح های پدافندی علامت و نشانه روشنی است از بیداری ارتش.

اگر به ارتش اجازه گسترش لازم در مرزها و یا پیش بینی های لازم برای جلوگیری از تجاوز عراق داده نشده است باید علل آن در جای دیگری جست و جو و پژوهش شود.

این واقعیت است که در زمان تجاوز عراق، نیروی نظامی کافی در مرز ها مستقر نبوده اند که منجر به پیشروی اولیه نیروهای عراقی گردید که باید بررسی شود آیا ارتش می تواند بدون کسب اجازه و صدور دستور از مقامات عالی کشور نیرو جابه جا نماید؟ اگر می گویید نه نمی تواند، که پاسخ کاملاً روشنی است، پس علت عدم حضور را در جای دیگری جستجو کنید.

ارتش با نیروهای اندکی از نیروی زمینی توانست پیشروی عراق را به تاٌخیر انداخته و سریعاُ متوقف نماید. این مطلب، یعنی این که به رغم درگیری با مشکلات، ارتش توانست در چنین وضعیتی ارتش مجهز عراق را متوقف نماید و این قضیه ای است که ارتش جمهوری اسلامی ایران به آن مفتخر و مباهی است. توجه فرمایید که نیروهای مردمی با وجود تلاش و ایثارگری های فراموش نشدنی و ماندگار خود، به علت عدم آموزش، تجهیز و سازماندهی  نمی توانستند ارتش مجهز عراق را در زمین و هوا و دریا متوقف نمایند.

چگونه نیروهای فاقد تجهیزات و آموزش ضد زره می توانستند لشکرهای زرهی عراق را متوقف و یا کُند نمایند.؟! سخن در این باره بسیار است، مشروط به آن که بلافاصله آن را به عدم باور ارتش به ارزش ایثارگری های نیروهای مردمی معنا نفرمایید.

به دلایل مختصر بالا، ابتدا در این بحث واژه فروپاشی ارتش را فرو گذارید و از کاربرد آن پرهیز فرمائید و وضعیت ارتش در ابتدای انقلاب با وضعیت در شش ماهه اول سال 1359 را در یک سطح قرار ندهید و سایر عوامل حاکم بر صحنه جنگ دو کشور در آغاز آن را در تاُثیر گذاری بر مدیریت نظامی نادیده نگیرید.

به عنوان یادآوری تنها به ذکر این نکته بسنده می کنم که رقابت های سیاسی سطح بالای کشور را در این معرکه چگونه تفسیر می فرمائید؟ و چرا این قبیل مسائل را در واژه فروپاشی ارتش مستتر می نمایید!؟