khonh wlnd

اشاره:

   پیش از این علاوه بر مباحث نظری درباره غافلگیری، روش استدلال امیر گلفام درباره غافلگیر نشدن ارتش در جنگ، در سایت مورد نقد و بررسی قرار گرفت. توضیحات ناخدا صمدی نیز بیشتر از نظر «روش استدلال در باره مسئله غافلگیری»، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. امیدوارم با نظر به اهمیت بحث غافلگیری، پرسش های طرح شده بررسی و پاسخ آن برای انتشار در سایت، ارسال شود.

****************

سابقه:

   ناخدا هوشنگ صمدی فرمانده تکاوران دریایی در خرمشهر، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس در تاریخ سوم خرداد 93، درباره غافلگیری ارتش در جنگ، توضیحاتی را بهمراه استدلال بیان کرده است که در این یادداشت بررسی خواهد شد. ایشان در این زمینه می گوید: «ارتش عراق با 12 لشکر و 30 تیپ مستقل بین 250  تا 300 هزار جیش الشعبی حمله را آغاز کرد که در سال 64 توان خود را رسانده به 54 لشکر اما ما چه کردیم؟ ... من امروز با جدیت می گویم که ارتش غافلگیر نشد. خیلی هم خوب عمل کرد و درخواست مذاکره صدام در روز هفتم به همین دلیل بود. اگر عراق در محور شلمچه-خرمشهر نتوانست جلو بیاید خوب چه کسی جلویش را سد کرده بود جز ارتش؟ سپاه خرمشهر کلا 27  نفر نیرو داشت در آن زمان با سلاح ام یک و ژ3 ... با این وصف ارتش کجا غافلگیر شد؟ چطور صدام در روز هفتم جنگ تقاضای مذاکره کرد؟ آن زمان سپاه و بسیج و یا نیروهای مردمی آموزش دیده برای جنگ مگر چقدر داشتیم؟ همین ارتش بود که ایستاد»

تجزیه و تحلیل:

1) با وجود اهمیت بحث درباره غافلگیری در جنگ با عراق، هنوز هیچگونه پژوهشی در باره مسئله غافلگیری و پیامدهای آن صورت نگرفته است. در حالیکه  یکی از مهمترین دلائل اشغال بخش مهمی از مناطق و شهرهای مرزی سرزمین ایران، بمدت 20 ماه، غافلگیری در برابر حمله عراق بود. با نظر به احتمال تکرار پذیری جنگ در اینده، جلوگیری از غافلگیری پیش شرط جلوگیری از پیروزی دشمن در جنگ است. این مهم بدون واکاوی «مسئله غافلگیری» در جنگ با عراق حاصل نخواهد شد.

2) برابر اسناد منتشر شده در تاریخ 15/6/59 ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران حمله عراق را به ایران قطعی اعلام کرده است. (تقویم تاریخ دفاع مقدس - ارتش جمهوری اسلامی ایران-معاونت عملیات-مرکز پژوهشهای دفاع مقدس- 1384- جلد اول- چاپ دوم-ص205) و نیروی دریایی ایران در 29 شهریور ماه به تمام یگان های دریایی آماده باش کامل داد (تقویم تاریخ دفاع مقدس - ارتش جمهوری اسلامی ایران-معاونت عملیات-مرکز پژوهشهای دفاع مقدس- 1384- جلد اول- چاپ دوم-ص455)

3) مرحوم سرهنگ یعقوب حسینی در کتاب خود با نقل قول از اطلاعیه ستاد مشترک ارتش و استفاده از مفهوم غافلگیری در روز 30 شهریور سال 1359 که عملا جنگ اغاز شده بود، می نویسد: در ساعت 1355 (30 شهریور 59) ستاد مشترک اطلاع داد که ارتش عراق آماده یک حمله غافلگیرانه در آینده نزدیک می شود. جالب کلمه ی غافلگیرانه بود، در حالی که اکنون بیست روز بود نبرد به شدت جریان داشت و چه موضوعی می توانست غافلگیرانه باشد؟(سید یعقوب حسینی- 1387- تاریخ نظامی جنگ تحمیلی- جلد دوم- انتشارات آجا-ص280 و 281)

4) ناخدا صمدی در اظهارات خود، برای توضیح این نظریه که؛ «ارتش غافلگیر نشد»، بر چند موضوع تاکید و چنین استدلال کرده است:

- ایستادگی ارتش در برابر حمله عراق و سد کردن پیشروی ارتش عراق،

- نابرابری نیروها و تجهیزات نظامی ایران و عراق،

- عدم آموزش و تجهیز نیروهای سپاه و بسیج،

و در پایان چنین نتیجه‌گیری شده است که؛ «درخواست مذاکره صدام در روز هفتم به همین دلیل بود»     

  5) در حالیکه موضوع غافلگیری را باید در چارچوب توانایی اطلاعاتی برای کشف و پیش‌بینی نقشه و حمله  دشمن، همچنین واکنش دفاعی و بازدارنده در برابر آن مورد ارزیابی قرار داد، مشخص نیست ناخدا صمدی، بعنوان یکی از فرماندهان جنگ، برابر کدام آموزه نظامی، از ایستادگی ارتش و توقف ارتش عراق، چنین نتیجه گیری کرده است که؛ ارتش در جنگ غافلگیر نشد.

6) اگر موضوع غافلگیری قرار باشد براساس نتایج حمله و نه قبل از آن، مورد ارزیابی قرار بگیرد، مهمترین معیار و دلیل غافلگیری، عدم آمادگی برای دفاع و در نتیجه «اشغال سرزمین ایران به مدت 20 ماه» است. بعبارت دیگر شکست ارتش عراق باید در نقطه صفر مرزی صورت می گرفت تا بتوان نتیجه گرفت«ارتش ایران غافلگیر نشده است»، در صورتیکه  در آن شرایط ارتش از چنین موقعیتی برخوردار نبود، و خلاف ان نیز به دور از انتظار و انصاف است. با نظر به ملاحظه یاد شده این پرسش وجود دارد که؛ آیا اشغال سرزمین ایران به مساحت تخمینی بالغ بر 20 هزار کیلومتر، همچنین استقرار ارتش عراق در مواضع اشغالی به مدت 20 ماه، با وجود ایستادگی ارتش، چگونه می تواند دلالت بر هوشیاری ارتش در برابر حمله عراق باشد؟

نتیجه گیری

1- یکی از مهمترین موضوعاتی که نشان خواهد داد، آیا غافلگیری در برابر حمله عراق صورت گرفته است یا خیر، ارزیابی اطلاعات دریافتی و تحلیل از میزان قطعیت حمله عراق و ابعاد آن می باشد. تمامی اسناد منتشره در منابع ارتش، با استناد به پیش بینی حمله قطعی عراق، با ارجاع به لشگر 92 است که در تاریخ 19 شهریور حمله عراق را قطعی ارزیابی می کند، حال آنکه از اول شهریور درگیریهای مرزی اغاز شده بود.

2- مهمتر از آن آمار مورد اشاره سرهنگ صمدی در باره استعداد ارتش عراق، مبنی بر 12 لشگر و 30 تیپ مستقل، برای حمله به ایران است که در سایر منابع منتشر شده از سوی ارتش مورد تاکید قرار می گیرد. پرسش این است که؛ اطلاعات یاد شده در باره استعداد ارتش عراق برای حمله به ایران، قبل از حمله عراق به دست امده است یا بعد از حمله؟ تا کنون هیچگونه سندی از سوی ارتش منتشر نشده است که قبل از حمله عراق به ایران، استعداد نیروهای دشمن و اهداف انها از حمله برآورد و جمع بندی شده باشد. در بسیاری از اسناد موجود که در کتاب «تقویم تاریخ دفاع مقدس» آمده است، حتی نام یگان دشمن که در مرز مستقر و برای حمله آماده شده است، ذکر نشده و هیچگونه ارزیابی ازاهداف دشمن از حمله به ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است. در این صورت سرهنگ صمدی چگونه بر هوشیاری در برابر حمله عراق تاکید و برابر کدام اسناد می گوید: «من امروز با جدیت می گویم که ارتش غافلگیر نشد؟»