طرح مسئله

استفاده از مفهوم «جنگ کلاسیک» برای تبیین رخدادها و تحولات جنگ ایران و عراق، در اظهارات مسئولین و فرماندهان نظامی جنگ، از سابقه ای همانند جنگ برخوردار است. با این وجود تا کنون تعریف مشخصی از این موضوع ارائه نشده است. پیش از این امیر بختیاری در باره تعریف این مفهوم و علت استفاده از آن در اظهارات فرماندهان یا آثار منتشر شده از سوی سپاه، از من سوال کرد که پاسخ آن را به خاطر ندارم. با توجه به استفاده از این مفهوم در کتاب «کالک های خاکی»، شامل خاطرات سردار  عزیز جعفری فرمانده محترم سپاه، که اخیراً منتشر شده است، این موضوع مجددا از سوی امیر بختیاری مورد پرسش قرار گرفت که به ایشان عرض کردم؛ سپاه پس از حمله عراق ادراکی از جنگ و شیوه دفاع و حمله به دشمن داشته است و برای تمایز آن با روش ارتش، از عنوان جنگ انقلابی در برابر جنگ کلاسیک، استفاده کرده است. با نظر به ملاحظات یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ منظور از جنگ کلاسیک چیست و چرا از این مفهوم برای تبیین بخشی از تحولات جنگ ایران و عراق استفاده می شود؟

 در آثار منتشر شده از سوی ارتش و یا سپاه، تا کنون هیچگونه تعریف مشخصی از مفهوم «جنگ کلاسیک» صورت نگرفته است. بنظر می رسد ارتش براساس نظام مفهومی و آموزشی، هر آنچه را که دانسته و به آن عمل می کند، بمثابه روشهای مرسوم، بمعنای جنگ کلاسیک می داند، و سپاه نیز تجربه جنگ با عراق و آموزهای حاصل از آن را، در برابر مفهوم جنگ کلاسیک و به گفته سردار رضائی فرمانده پیشین سپاه، «جنگ انقلابی» نام گذاری می کند.

تجزیه و تحلیل

در بررسی برخی اظهارات فرماندهان ارتش در باره تعریف مفهوم جنگ و روش جنگیدن در برابر تجاوز دشمن، در واکنش به اظهارات فرماندهان سپاه، به موضوعاتی اشاره شده است که قابل توجه است.  به چند مورد از آن اشاره می شود:

1- در کتاب ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس، اشغال خرمشهر و شکستن حصر آبادان، نوشته شده است: ارتش در شرایطی با تجاوز عراق و ادامه آن روبه رو شد که اجرای برنامه های کلاسیک نظامی مقدور نبود. .» (سرهنگ ستاد بازنشسته سید یعقوب حسینی، سرتیپ 2 بازنشسته محمد جوادی پور- 1373- جلد سوم- انتشارات سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران-ص166)

2- امیر حسنی سعدی فرمانده پیشین نیروی زمینی ارتش در این زمینه می گوید: موضوع دیگری که توسط عده‌ای و به عنوان یک نقص در سال اول جنگ مطرح می شود، انجام جنگ کلاسیک است. من سوال می کنم که مگر کدام یک از نبردهای ما در جنگ هشت ساله، غیرکلاسیک بوده است؟ حتی «عملیات کربلای 5» ما هم بصورت کلاسیک انجام شد. شیوه رویارویی ما در همه نبردهایی که در جنگ هشت ساله کردیم، کلاسیک بوده است. باید اشاره کنم که اصولاً دو نوع جنگ وجود دارد: جنگ «منظم» و جنگ «نامنظم». نبرد ما در تمام دوران دفاع مقدس، یک جنگ منظم بود. معنی نبرد نامنظم آن است که یکی از طرف های درگیر، عده ای را از پشت سر دشمن با اتخاذ شگردهایی به گونه ای گسیل کند که بتواند عقبه دشمن را منهدم کرده و آرامش را از دشمن سلب کند، ولی ما با استعداد تیپ و لشکر و ... با عراق مواجه شده و با او جنگیدیم. من فکر می کنم عدم آگاهی درست از برخی ویژه گی های نبرد، باعث شده تا چنین تعابیر و تفاسیری از جنگ هشت ساله ما صورت بگیرد. واقعیت آن است که نقص در کار ارتش نبوده است. خیلی مشکل می توان آنچه را که در سال نخست جنگ مبتلابه ارتش بوده، بیان کرد. خیلی مشکل است ... از نظر من، این را که می‌گویند عملیات‌های سال اول جنگ، «ناموفق» بوده و یا اینکه ارتش به انجام جنگ به شیوه «کلاسیک» دست زد و از این رو ناکامی های سال اول جنگ متوجه این شیوه رویارویی ارتش است و ... قبول ندارم (امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی- مهر 89- مجله صف- شماره 359- ویژه نامه سی امین سالگرد آغاز دفاع مقدس- ص 25)

3- سرهنگ هیبت الله اسدی در این زمینه نوشته است: رعایت اصول جنگ و استفاده از روش های کلاسیک که مورد تاکید طراحان و فرماندهان ارتش جمهوری در طول جنگ بود بارها به عنوان نکات ضعف از طرف برادران سپاه پاسداران نقد گردیده است با این وجود ، فرماندهان و مسئولین ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هر فرصت و بویژه پس از فراغت از جنگ با شرکت در کلاس های دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا و حتی با دعوت از استادان مجرب این دانشگاه و تشکیل کلاس های فشرده خود را ملزم به فراگیری اصول جنگ و روشهای کلاسیک نمودند و فراتر از این اقدام اساسی هم اکنون دانشگاه امام حسین (ع) مسئولیت آموزشهای شناخته شده نظامی را بعهده دارد. ( سرهنگ هیبت الله اسدی-1387 ارتش در فاو (عملیات والفجر 8)- انتشارات ایران سبز-ص25)

 توضیحات سه گانه که به نوعی جمع بندی کلیه اظهارات گلایمندانه برادران ارتش در این زمینه است، با فرض تعریف جنگ به دو بخش جنگ منظم و نا منظم، همچنین عدم امکان جنگ کلاسیک در برابر حمله عراق و تاکید بر اجرای جنگ کلاسیک توسط ارتش و سپاه در طول جنگ با عراق، صورت گرفته است. در این اظهارات چنانکه روشن است، هیچگونه تعریف مشخصی از مفهوم جنگ کلاسیک صورت نگرفته و تنها در واکنش به اظهارات فرماندهان سپاه موضع گیری شده است.  

از نظر تاریخی دو واقعه در شکل‌گیری و تاکید بر تمایز میان دو نوع  روش جنگیدن در برابر دشمن، نقش داشته است:

الف) ناتوانی ارتش در مقابله با پیشروی ارتش عراق در سرزمین ایران.

ب ) شکست در عملیاتهای چهارگانه برای آزاد سازی مناطق اشغالی، در دوره فرماندهی بنی صدر.

   با وجود آنکه پس از برکناری بنی صدر و تشکیل قرارگاه مشترک ارتش و سپاه، عملیات‌های آزادسازی طراحی و بصورت مشترک انجام شد، همچنین در طول جنگ برخی عملیاتها با شکست همراه شده است، ولی هیچگاه از مفهوم جنگ انقلابی و یا کلاسیک برای تبیین شکست و پیروزی استفاده نشده است. ملاحظه یاد شده این تصور را ایجاد کرده است که، استفاده از این مفاهیم جنگ انقلابی و یا کلاسیک، بیشتر تحت تاثیر شرایط سیاسی در دوره بنی صدر و نه ملاحظات نظامی، صورت گرفته است.

نتیجه گیری

 در این بررسی بدنبال تقلیل و یا نادیده گرفتن تجربه  جنگیدن سپاه در برابر عراق، که بنظرم ارتش نیز به آن توجه داشته، نیستم، اما یادداشت حاضر را با نظر به این ملاحظه نوشتم که، مفاهیم یاد شده نباید موجب مناقشه از یکسو و مهمتر از آن؛ نادیده گرفتن تحولات نظامی در سپاه، همچنین آزادسازی مناطق اشغالی از طریق عملیات مشترک از سوی ارتش و سپاه شود. در این صورت مسئله مورد بحث بجای صورت بندی «جنگ انقلابی- جنگ کلاسیک» و مناقشه نظامی و تاریخی در باره آن، باید به صورت‌بندی « چگونگی ظهور قدرت جدید دفاعی- تهاجمی در ایران»، تغییر کند. آسیب شناسی دستاوردها و ناکامی های قدرت دفاعی و تهاجمی ایران در جنگ با عراق، همچنین نتایج و دستاوردهای آن در شکست ها و پیروزی ها، همچنان مسئله گذشته و آینده ما خواهد بود. مناقشه در باره تعریف مفاهیم، نتیجه ای جز غفلت و نا دیده گرفتن مسائل اساسی جنگ، همچنین سرپوش گذاشتن بر نواقص و ناتوانیها، نخواهد داشت.  حال آنکه با ترسیم ابعاد قدرت برآمده از تجربه جنگ با عراق، باید تمهیدات لازم را برای پشتیبانی از نظریه « ایران قدرت منطقه ای» فراهم کرد.