1- درباره اهداف عراق از حمله به ایران، تا کنون نظرات مختلفی در منابع داخلی و خارجی منتشر شده است. در عین حال نظر به اینکه با وجود سقوط صدام، تا کنون هیچ‌گونه سند رسمی در این زمینه منتشر نشده است، لذا ارزیابی اهداف عراق همچنان در چارچوب اظهارات مقامات رسمی و اقدامات نظامی- امنیتی عراق، مهمتر از آن تحت تاثیر تفسیر و گمانه زنی رسانه های داخلی و خارجی قرار دارد. در عین حال اهداف عراق در چهار سطح قابل تعریف است:

سطح اول؛ لغو قرارداد 1975 الجزایر در چارچوب اختلافات سیاسی و حقوقی ایران و عراق.

سطح دوم؛ تجزیه خوزستان در چارچوب سیاستهای امنیتی و منطقه ای عراق.

سطح سوم؛ براندازی نظامی در چارچوب سیاستهای جهانی و منطقه ای، بر علیه انقلاب مردمی و اسلامی ایران.

سطح چهارم؛ رهبری جهان عرب در منطقه در چارچوب جاه طلبی صدام و سیاستهای منطقه ای حزب بعث عراق، همچنین تلاش برای دسترسی به شمال خلیج فارس.

2-درباره اهداف عراق برای براندازی نظام، برای نخستین بار «ستاد هشدارهای استراتژیک» شورای امنیت ملی امریکا طی یادداشتی در شهریور سال 1358 نوشت؛ «شواهد دلالت بر این دارند که عراق احتمالا طرح آغاز حرکت نظامی عظیمی بسوی ایران را با هدف برانداختن حکومت [امام] خمینی دارد.» (مارک گازیوروسکی - ترجمه بهرنگ رجبی- مجله اندیشه پویا- شماره 5- دی و بمهن 91- ص 63)

3- درباره اهداف عراق برای تجزیه خوزستان خبرنگار روزنامه النهار پس از اتمام جنگ، با اشاره به مصاحبه مطبوعاتی صدام  حسین که با لباس نظامی برای شرکت در کنفرانس مطبوعاتی بود، می گوید: احساس قدرت از چشمان و لبخندهایش فوران می کرد، چرا که ارتش بعث بر گوشت و پوست ایرانی ها در دوران حکومت انقلاب اسلامی تاخته بود. به این فکر می کردم که چگونه آیت الله (امام) خمینی با 8 سال جنگ که تا زمان نوشیدن جام زهر حاضر به قبول آتش بس نشد، این قدرت صدامی را به استحاله می کشاند؟ وقتی یکی از روزنامه نگاران از صدام حسین درباره آینده ایران پرسید، گفت که آن را «ملت ایران» تعیین می کنند و سپس صدام حسین از رویاپردازی تجزیه ایران و از بین بردن خطر یک بار برای همیشه سخن گفت. (غسان الشربل، روزنامه نگار مشهور لبنانی و سردبیر روزنامه الحیات -کتاب صدام از این جا عبور کرد-ترجمه سایت دیپلماسی)

4- ﺍﺭﺗﺶ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺼﺮﻑ ﻭ ﺟﺪﺍﺳﺎﺯﻯ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺳﻪ محور اصلی ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﭘﻴﺸﺮﻭﻯ، با تمرکز بر سه نقطه استراتژیک ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺘﺎﻥ، ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ:

- ﻣﺤــﻮﺭ ﻋﻠــﻲ ﻏﺮﺑﻲ، ﻋﻴﻦ ﺧﻮﺵ، ﻛﺮﺧــﻪ، ﺩﺯﻓﻮﻝ، بمنظور ﺗﺼﺮﻑ ﺩﺯﻓﻮﻝ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﻤﺸﻚ، با استفاده از لشکر دهم زرهی و لشکر یکم پیاده مکانیزه

- بصره، ﺗﻨﻮﻣﻪ، ﻛﻮﺷﻚ، ﺟﻔﻴﺮ، ﺍﻫﻮﺍﺯ ﺑمنظور ﺗﺼﺮﻑ ﺍﻫﻮﺍﺯ، با استفاده از لشکر نهم زرهی و بخشی از لشکر پنجم پیاده مکانیزه.

- ﻣﺤﻮﺭ ﺑﺼﺮﻩ، ﺗﻨﻮﻣﻪ، ﺷــﻠﻤﭽﻪ، ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﻭ ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ، بمنظور ﺗﺼﺮﻑ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﻭ ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ، با استفاده از لشکر سوم زرهی و واحدهایی از لشکرهای ششم زرهی و پنجم پیاده مکانیزه و واحدهائی از لشکر 11 پیاده، همچنین گردانهای نیروی مخصوص.

  ﺑﺪﻳﻬﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﻋﺮﺍﻗﻰ ﻣﻮﻓﻖ ﻣﻰ ﺷﺪﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﻪ ﻣﺤﻮﺭ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻨﺪ، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﺪﻑ ﻧﻬﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﻛﺎﻣﻞ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺟﺪﺍﺳﺎﺯﻯ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﺎﻣﻞ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻰ ﺷﺪ. ﻻﺯﻡ ﺑﻪ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﻋﺮﺍﻕ، ﺁﻓﻨﺪ ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺒﻬﻪ ﻏﺮﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺨﺶ ﻋﻤﺪﻩ ﺍﻯ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻯ ﻣﺪﺍﻓﻊ ﺟﻤﻬﻮﺭﻯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﺒﻬﻪ ﺩﺭﮔﻴﺮ ﺳﺎﺯﺩ. ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺳﻪ ﻣﺤﻮﺭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ، ﻧﺒﺮﺩﻫﺎ ﻭ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻫﺎﻳﻰ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺁﻥ ﺍﺭﺗﺶ ﻋﺮﺍﻕ ﺩﺭ ﻫﻴﭻ ﻳﻚ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺤﻮﺭﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﻧﻴﺎﻓﺖ. (مقاله سردبیر- مهر 89- مجله صف- شماره 359- ویژه نامه سی امین سالگرد آغاز دفاع مقدس- ص 8)

5- بررسی محورهای تهاجم و پیشروی عراق در خوزستان، از این جهت اهمیت دارد که؛ در صورت تجزیه خوزستان، اهداف سیاسی عراق از حمله به ایران تأمین و با تجزیه خوزستان، قرارداد 1975 الجزایر در عمل خنثی و بی خاصیت می شد:

- ارتش عراق با پیشروی در غرب کرخه و تهدید جاده اهواز- اندیمشک، به روایت عراقی‌ها؛ پس از پنج روز به غرب رودخانه کرخه رسید و خوزستان را از شمال استان تهدید کرد.

- ارتش عراق از محور بستان- سوسنگرد و از جنوب غربی اهواز، به 15 کیلومتری شهر رسید، چنانکه با شلیک خمپاره شهر و بازار اهواز را تهدید می کرد.

- اشغال خرمشهر در سوم آبان و محاصره آبادان پس از عبور از رودخانه کارون در 19 مهر، منطقه شمال رودخانه اروند و بخشی از موضوع منازعه را که با قرارداد 1975 الجزایر حل و فصل شده بود، در کنترل عراق قرار داد.

6- با وجود اظهارات برخی ارزیابی ها از مقاصد عراق برای جنگ علیه ایران و اظهارات مقامات عراقی و منابع داخلی و خارجی، به نظر می رسد عراق از نظر سیاسی و نظامی، حتی با فرض تجزیه خوزستان، برای براندازی نظامی برآمده از یک انقلاب مردمی و دینی ناتوان بود. با این توضیح، آنچه بعنوان اهداف عراق از حمله به ایران می توان مورد تأکید قرار داد، تجزیه خوزستان و لغو قرارداد 1975 الجزایر است. بدیهی است عراق در صورت دستیابی به این اهداف، از موقعیت منطقه ای مطلوب برخوردار می شد، و نظام انقلابی ایران از نظر سیاسی و امنیتی تضعیف و دستخوش چالشهای بنیادین می شد.

7- با وجود اینکه تنها پس از هفت روز از پیشروی ارتش عراق، به گفته برادران ارتش مساحتی بالغ بر 15 هزار کیلومتر از خاک ایران اشغال شد، اما مشارکت مردم و واکنش همه جانبه ارتش در دفاع، پیامدهای جنگ را با تأمین ثبات سیاسی، مهار کرد.کارکرد اولیه جنگ، بمثابه یک شوک غافلگیر کننده نظامی، بیشتر سیاسی- اجتماعی بود. به همین دلیل جامعه ایران ضمن حفظ موجودیت نظام سیاسی برآمده از انقلاب، نتایج و پیامدهای جنگ و اشغال نظامی را خنثی و از تأمین اهداف سیاسی عراق از جنگ، مبنی بر تجزیه خوزستان و لغو قرارداد 1975 الجزایر، جلوگیری کردند.