وقوع هرگونه جنگی اعم از تهاجمی و تدافعی، تابع اهداف است. به این معنا که هزینه ها و مخاطرات جنگ، بر پایه عقلانیّت برآمده از اهداف، محاسبه و مورد پذیرش قرار می گیرد. با وجود اهمیت اهداف، به دلیل ماهیت و مشخصه های جنگ در صحنه عمل، با وقوع جنگ، معادله‌ای شکل می گیرد که در یکسوی آن، اهداف و در سوی دیگر؛ نتایج و پیامدهای مخاطره آمیز آن قرار دارد. با گذشت زمان، نتایج و پیامدها در مقایسه با اهداف، نه تنها بیشتر مورد توجه قرار می گیرد، بلکه بمثابه شاخص برای ارزیابی اهداف جنگ و حتی کلیّت آن، مورد توجه و استناد قرار می گیرد. بر پایه توضیح یاد شده، این پرسش وجود دارد که؛ جنگ ایران و عراق از حیث اهداف، باید مورد بررسی قرار بگیرد یا از نظر نتایج و پیامدها؟ در این بررسی، فرض بر این است که اهداف، نتایج و پیامدها، بهم پیوسته است و تمرکز بر هر کدام، تابع شیوه تفکر درباره مسئله جنگ است که تحت تأثیر شرایط، تغییر خواهد کرد.

1) جنگ دفاعی ایران در برابر حمله عراق، نه تنها موجب تمرکز بر ضرورت دفاع در برابر متجاوز و استفاده از مفهوم «جنگ تحمیلی» شد، بلکه تقدس دفاع در برابر متجاوز، موجب استفاده از عنوان «دفاع مقدس» برای توضیح و تبیین تحولات جنگ شده است. با این توضیح، اهمیت اهداف دفاعی در برابر تجاوز دشمن، بر شیوه نگرش به جنگ ایران و عراق، نقش اساسی داشته است. در عین حال با ادامه جنگ و تغییر شرایط، نگرش یاد شده تا اندازه ای تحت تأثیر قرار گرفت.

2) ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، موجب تردید درباره اهداف ایران از سوی اپوزیسیون شد. حال آنکه اسناد و مدارک، بیانگر این موضوع است که این تحول در روند جنگ، بخشی از نتایج و پیامدهای وقوع آن بود. گسترش جنگ از جبهه های نبرد به شهرها و زیرساختهای صنعتی و اقتصادی کشور، هزینه‌های ادامه جنگ را افزایش داد و لذا در ساختار تصمیم گیری کشور، مباحثی درباره ضرورت خاتمه دادن به جنگ، شکل گرفت.

3) نحوه پایان جنگ از طریق پذیرش قطعنامه 598، همچنین حملات نظامی عراق و بازپس گیری مناطق تصرف شده، موجب طرح پرسش از علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و همچنین علت امتناع از اتمام جنگ، طی فرصت‌هایی که با فتح فاو و یا تصویب قطعنامه 598 در تیرماه سال 66 وجود داشت، شد. ابهامات یاد شده در واقع بمنزله تغییر نگاه از اهداف جنگ دفاعی، به پیامدها و نتایج جنگ طولانی در برابر متجاوز شد.

4) سقوط صدام و حضور نسل جدید در صحنه سیاسی- اجتماعی کشور، موجب شده پس از اتمام جنگ، بخشی از گفتمان موجود، بر وجه دفاعی جنگ در چارچوب مفهوم «دفاع مقدس» تمرکز دارد، در حالیکه بخش دیگری، نتایج و پیامدهای جنگ را مورد پرسش قرار می دهد. به عبارت دیگر، پس از حل مسئله تجاوز عراق، با دفاع مردمی و همه جانبه در زمان جنگ، و بعدها سقوط صدام، موضوعیت جنگ دفاعی، مورد غفلت قرار گرفته و تنها بر علت طولانی شدن جنگ و نتایج آن تمرکز می شود. حال آنکه اگر دفاع در برابر دشمن شکل نمی گرفت، نه تنها جنگ در همان آغاز با شکست ایران به پایان می رسید، بلکه همچنان مهمترین مسئله ایران در برابر عراق، پیامدهای شکست سیاسی- نظامی در جنگ بود.

5) توضیح یاد شده ناظر بر این ملاحظه است که؛ اهمیت اهداف و نتایج، تحت تأثیر شرایط و تغییر آن قرار دارد. روند تحولات در جنگ و از پس از جنگ، موجب شکل گیری رویکردهای مختلف، همچنین نظرات و پرسش های جدید و متفاوتی شده است که بدون در نظر گرفتن تغییر شرایط، نمی توان به بررسی آن پرداخت.

نتیجه گیری

الف ) با فرض بهم پیوستگی اهداف با نتایج و پیامدها، همچنین قطب بندی موجود در بررسی جنگ ایران و عراق با رویکردهای مختلف، این پرسش وجود دارد که؛ در بررسی اهداف و همچنین نتایج و پیامدهای جنگ، کدامیک اهمیت و اولویت دارد؟ این بررسی چگونه باید انجام شود؟

ب ) از نظر روش شناسایی برای تعیین اولویت ها، همچنین «چگونگی» بررسی آنها، باید بر این موضوع تأکید کرد که؛ تعیین اهمیت و اولویت در بررسی ها، کاملاً رویکردی است، به این معنا که انتخاب‌ها تابع تفکر و روش است و از نقطه عزیمت متفاوتی صورت می گیرد.

ج ) بررسی «اهداف جنگ»، باید برای توضیح مشروعیت جنگ دفاعی و چگونگی تبدیل قدرت دفاعی ایران به قدرت تهاجمی انجام شود.

د ) بررسی «نتایج و پیامدهای جنگ»، باید برای تبیین مسئله جنگ و درس‌های آن در مواجهه با تهدیدات و جنگ آینده، همچنین ساماندهی قدرت ایران، بعنوان قدرت منطقه ای، مورد بهره برداری قرار گیرد.