اشاره:

 پیش از این در بخش اول این یادداشت، تحت عنوان «آیا تاریخ تحریف می شود؟»، مفهوم تحریف و اجتناب‌ناپذیری آن تعریف و مورد تاکید قرار گرفت. همچنین خانم دکتر شهرکی تعریضی را بر آن نوشت. در بخش دوم، «چرایی و چگونگی» تحریف تاریخ، نقد و بررسی خواهد شد ...

************************

  همزادی تحریف تاریخ با تاریخ و قدمت آن، برآمده از خودآگاهی و باز تفسیر مکرر انسان از هدفمندی و نتایج کنش فردی- اجتماعی اش، در جامعه و تاریخ است. تحریف تاریخ  در واقع صورتی از تأثیر و تداوم تاریخ است که پویایی مواجهات تاریخی را در دوره های مختلف شکل می دهد. به این اعتبار، تحریف، بخش جدایی‌ناپذیر از تاریخ و اجتناب ناپذیر است.

  « چرائی علت تحریف»، ریشه در زمانمندی انسان، بمعنای تعین در زمان دارد، زیرا اعمال انسان در زمان شکل می گیرد و بصورت تدریجی در زمان، باز تفسیر و دستخوش تغییر می شود. «چگونگی تحریف» نیز پیوستگی عمیقی با «چرایی» آن دارد و ناظر بر تاریخمندی انسان است. در ادامه بحث به برخی از عوامل موثر بر تحریف تاریخ اشاره خواهد شد:

1- «کنش های تاریخی» در زمان وقوع گرچه ناظر بر اجماع و اراده جمعی است، ولی با گذشت زمان و با نظر به نتایج حاصله و دستاوردها، در مقایسه با اهداف، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. فرضاً درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، با وجود اجماع و اراده جمعی برای ادامه جنگ، بعدها به دلیل جنگ فرسایشی و طولانی، همچنین نحوه پایان آن، نوعی بازبینی و تفسیر جدید از اهداف جنگ و ضرورت پایان دادن به آن صورت می گیرد. این چرخه با گذشت زمان، به دلیل تغییر در داده ها، انتشار اسناد جدید و مهمتر از آن تغییر در مفاهیم، همچنان ادامه خواهد داشت.

2- «رویکردهای تاریخی» با گذشت زمان و به صورت تدریجی، از ضرورتهای ناظر بر شرایط تاریخی در مواجهات عملی برای تصمیم گیری و اقدام، به تشریح و تبیین نقش افراد، احزاب و گروه ها، همچنین سازمان و نهادهای عمل کننده، تغییر می کند. بعنوان مثال در مواجهه با حمله عراق به ایران، منطق حاکم بر تفکر و اقدامات همگانی، دفاع در برابر دشمن بود، ولی با گذشت زمان، چگونگی نقش افراد، گروه ها و سازمان های نظامی در جنگ، موضوعیت پیدا کرده و در تبیین تاریخی، با استفاده از مفاهیم، داده ها و اسناد، معانی جدیدی بازتولید می شود که با گذشته متفاوت است و در چارچوب مفهوم«نهادگرائی نظامی در تاریخنگاری جنگ» قابل صورت بندی است. هم اکنون بخش مهمی از مواجهات مناقشه آمیز تاریخی، متاثر از همین عوامل و ملاحظات شکل گرفته و جریان دارد.

3- «جایگاه خرد و کلان حوادث تاریخی» با گذشت زمان تغییر می‌کند، به این معنا است که، برخی حوادث فراموش شده، مجددا مورد اعتنا قرار می‌گیرد و متقابلاً برخی رخدادهای مورد توجه، به صورت تدریجی به حاشیه می‌رود. نور تاباندن بر حوادث تاریخی و ظهور معانی جدید، تابع بازتفسیر حوادث تاریخی است که بنا به شرایط و برخی تغییرات رویکرد- ساختاری و حتی روشی صورت می‌گیرد. بعنوان مثال در گذشته برخی حوادث انقلاب مانند: 17 شهریور، کودتای نقاب، عزل بنی صدر و حوادث خرداد سال .136، همچنین عملیات‌های نظامی در جنگ، در مناسبت‌های زمانی مورد توجه قرار می‌گرفت، اما هم اکنون موضوعات دیگری مانند: روش گشودن میادین مین، غافلگیری در عملیات، شخصیت و عملکرد فرماندهان جنگ، و یا نحوه شهادت غواصان، مورد توجه قرار گرفته است.

4- «تغییر در حافظه تاریخی» یکی از مهمترین عوامل تحریف «غیر غرضمند و نا آگاهانه» است که با گذشت زمان، از سوی عاملان و شاهدان وقایع تاریخی صورت می گیرد. نا دیده گرفتن زمان و یا تغییر و جابجائی آن برای توضیح رخدادها، در نسبت با خود و دیگری، یکی از مصادیق روشن تحریف تاریخ است، زیرا موجب تغییر در معنای وقایع می شود.

با وجود نقد و بررسی عوامل چهارگانه «چگونی تحریف تاریخ»، با توجه به پذیرش اجتناب ناپذیری تحریف، پرسش دیگری بمیان خواهد آمد، مبنی بر اینکه؛ اگر تحریف اجتناب ناپذیر است، شناخت چرائی و چگونگی آن، چه نتیجه ای دارد و چرا باید انجام شود؟ بنظر می رسد تامل بر چرایی و چگونگی تحریف تاریخ، منجر به رویکرد جدید در مواجهه با تحریف تاریخ خواهد شد. به این معنا که در صورت پذیرش آگاهانه اجتناب ناپذیری تحریف، شناخت چرائی و چگونگی آن، صورت معرفت شناسانه پیدا خواهد کرد. علاوه بر این مواضع و گفتارهای نقادانه و پرسشگرانه، در باره موضوعات و مسائل تاریخی، به رسمیت شناخته خواهد شد. در نتیجه، بجای «مناقشه و مجادله در باره گذشته»، همچنین حقیقت پنداری گزاره های تاریخی و تصلب در باره آن، از روش  نقد و گفتگو، همچنین استدلال و اسناد، برای فهم مناسب از وقایع و مسائل تاریخی، بمنظور پاسخ به «نیازهای آینده»، استفاده خواهد شد.