http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/545/1633067/mohsenrezaee.jpg

اشاره:

  سردار رضایی فرمانده سپاه پاسداران در 8 سال دفاع مقدس، در شب سالگرد آزادسازی خرمشهر در برنامه «پایش» در شبکه اول سیما حاضر شد تا به طور زنده از روش های مبارزه با بیکاری، دلایل تشدید رکود اقتصادی، شرایط اقتصاد پسابرجامی و چگونگی استفاده از تجربه های موفق دفاع مقدس در اقتصاد و جنگ اقتصادی با مردم سخن بگوید. نظر به اهمیت تفسیر ایشان از تجربه جنگ با عراق و چگونگی استفاده از آن برای مدیریت کشور و حل چالش های سیاسی و اقتصادی، به برخی نکات این گفتگو اشاره خواهد شد.

*******************

1- سردار رضایی در پاسخ به این پرسش که؛ چرا در دفاع مقدس موفق شدیم؟ و با فرض اینکه به دلائل این موضوع توجه نشده می گوید: اگر دلایل آن دانسته می شد، وضع اداره کشور این طور نبود. اگر مدیران کشور برنامه های درستی داشتند، وضع چنین نبود. برنامه بدون مدیر نمی شود. برنامه یکی از محصولات فرماندهی است. برای اداره کشور به مدیران با برنامه نیاز داریم. مشکل کشور ما نداشتن مدیران با برنامه است.

2- فرمانده پیشین سپاه با تقسیم جنگ به دو دوره و دلائل شکست در سال اول و پیروزی در سال دوم می گوید: سال اول جنگ، هر چه حمله کردیم، موفق نشدیم، اما از سال دوم  با پیروزی های درخشان جلو رفتیم. تحلیل این دو مقطع می تواند ما را راهنمایی کند.

3- ایشان با اشاره به تاثیر تجربه پیروزی‌های نظامی در جنگ، با تاکید بر خود باوری می گوید: یک سری عواملی در مدیریت و اداره جنگ و مسائل دیگر نقش دارد. یعنی تقابل خودباوری در مقابل خودمحوری. خودباوری از دلایل پیروزی ما بود. بنگاه هایی که از خودباوری و اعتماد به نفس برخوردار باشند موفق تر از بنگاه هایی هستند که این عامل را ندارند. در کدام گروه اجتماعی و قوم و شهر ما گنجی پنهان نیست. خودباوری ما را به کشف خود می رساند. از سال دوم جنگ« ما می توانیم» اعمال شد و پیروزی های بزرگ به دست آمد. این در اقتصاد و در سطح کلان کشور می تواند باشد. فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس گفت: این فرهنگ ما می توانیم را نتوانستیم در اقتصاد پیاده کنیم. در جبهه ها« ما می توانیم» ورود کرد. در صعنت دفاعی هست. اما فرهنگ نادرست «من می توانم» به اقتصاد ضربه زده است. این فرهنگ از قدیم آمده و هنوز پاکسازی نشده است . از دوران قاجار و پهلوی مانده. باید از تجارب جبهه ها و بحث امنیت استفاده کنیم. در مدیریت جهادی اول از خود مدیر و مبارزه با نفس شروع می شود.در حالی که در مدیریت کلاسیک تسلط بر دیگران مهم است. به نوعی برده داری است. اگر از برادری و اخلاق در مدیریت استفاده شود، ویژگی های« ما می توانیم »می تواند به شکوفایی اقتصاد منجر شود.

4- ایشان درباره عامل خلاقیت در جنگ و ضرورت استفاده از آن می گوید: عامل سوم خلاقیت است، در واقع رقابت پذیری محصول خلاقیت است. در جنگ در میزان پیشروی رقابت می کردیم. خلاقیت و نوآوری در جنگ محصول خودباوری است. جای پای تک روی کردن و بی اعتمادی به دیگران در اقتصاد ما دیده می شود. خودمحوری در زمان تشکیل دولت ها به انحراف « من می توانم» کشیده می شود. «من می توانم» در دوران بنی صدر باعث ناکارآمدی و عدم دستاورد شد.« ما می توانیم» یعنی ملت ایران، جوانان، جناح ها و کارشناسان سهیم هستند.

نتیجه گیری:

1) تجربه جنگ با عراق ناظر بر این ملاحظه است که؛ ایران با وجود غافلگیری در برابر حمله عراق و اشغال کشور، نه تنها در برابر عراق تسلیم نشد، بلکه مناطق اشغالی را با گذار از بی ثباتی سیاسی آزاد کرد. برپایه ملاحظه یاد شده این پرسش وجود دارد که، چگونه قدرت دفاعی و تهاجمی ایران شکل گرفت و مسئله تجاوز و اشغال بر طرف شد. سردار رضائی پیروزیهای نظامی را با رویکرد روانشناختی  و فرهنگی- اجتماعی، در چارچوب مفهوم شعار « ما می توانیم» ارزیابی و تبیین می کند.

2) ایران پس از فتح خرمشهر، با وجود اینکه برای اتمام جنگ از طریق تصرف یک منطقه استراتژیک تلاش می کرد، در عین حال بدنبال سقوط صدام بود که حاصل نشد. برپایه این توضیح همان اندازه که کسب پیروزی های نظامی، به گفته سردار رضائی در چارچوب «ما می توانیم» قابل تبیین است، علت نا توانی در پیروزی نظامی بر عراق مورد پرسش است؟ آیا شعار ما می توانیم فراموش شد، یا شرایط تغییر کرده بود و به مولفه های دیگری نیاز بود که فراهم نشد؟