سیامک پوراسد

اشاره:

بحث درباره امکان بازدارندگی عراق از حمله به ایران، با وجود اهمیت آن در بررسی وقوع جنگ پیشین و استفاده از این تجربه برای جلوگیری جنگ در آینده، هنوز چندان مورد اعتنا قرار نگرفته است. انتشار یادداشت؛ «نقد و بررسی علت ناتوانی ایران در بازدارندگی عراق از حمله و جلوگیری از اشغال»، واکنش هایی را بدنبال داشت و موجب بحث در این زمینه شد. آقای پوراسد با نظر به مسئله بازدارندگی و آنچه تا کنون در سایت منتشر شده است، مسئله بازدارندگی را با نظرگاه دیگری مورد نقد و بررسی قرار داده است. امید است با مشارکت دوستان بحث حاضر گسترش و تعمیق یابد.

************

سابقه :

درج مقاله ای تحت عنوان: «نقد و بررسی علت ناتوانی ایران در بازدارندگی عراق از حمله و جلوگیری از اشغال»؛ در پایگاه اینترنتی استاد درودیان؛ واکنش ها و پاسخ های متنوعی از سوی صاحب نظران و علاقمندان به موضوعات دفاع مقدس را در پی داشت و در این بین امیران سرافراز ارتش ج.ا.ایران آقایان گلفام و حسینی از منظر حمیّت قسمتی و دفاع از زحمات نیروهای سه گانه ارتش بعد از پیروزی انقلاب و در خلال وقوع جنگ تحمیلی، دفاعیاتی جانانه، مبسوط و مستدل به ادله ای در رد مسئله غافلگیری ارتش نسبت به حمله عراق و تبیین علل ضعف بازدارندگی نیروهای مسلح را ارائه فرمودند. نکته قابل تامل در پاسخ های امیران محترم آجا؛ این است که اصولا پاسخگوی بعضی اشکالات ارتش نیست! اما ایشان پذیرفته اند که باید پاسخ دهند و گاه پاسخ ها رنگ و بوی کنایی و احساسی بخود می گیرد. بدیهی است مخاطب اصلی برخی اشکالات و ابهامات مطروحه؛ نهادهایی فراتر از ارتش می باشند و ارتش به تنهایی نباید پاسخگوی برخی از این معایب و نواقص باشد؛ لذا از این جهت نقد سیاستهای کلی و نهادهای فراتر از نیروهای مسلح نیز ضروری به نظر می رسد.(1) این کمترین ضمن مطالعه اجمالی این مطالب چه از دید استاد درودیان و موافقین نظریه ایشان و چه از نگاه امیران محترم و همفکرانشان؛ به فرضیه سومی رسیدم که نتیجه استنتاج فردی است و قطعا فصل الخطاب نیست، بلکه پیش فرضیه ای است که تا تبدیل‌شدن به یک نظریه، نیازمند اصلاحات بعدی می باشد. اما شاید بتواند به نتیجه گیری در خصوص اهداف این مبحث کمک کند. این دیدگاه متفاوت ناظر بر ماهیت و ساختار تهاجمی و سرکوب گرایانه ارتش شاهنشاهی در قبل از وقوع انقلاب و مدیریت سطوح کلان و جزئی ارتش توسط مستشاران خارجی است و آنچه غیورمردان ارتش پس از انقلاب میراث دار آن شدند؛ در واقع ساختاری است که اساسا برای دفاع از حدود و ثغور کشور طراحی نشده و فاقد قدرت بازدارندگی مستقل از آمریکا و ناتو بوده و اصولا برای سرکوب معارضین داخلی شاه و جنبش های ضداستعماری خارج از کشور تاسیس شده بود.

مقدمه:

نظام آموزشی نیروهای مسلح شاهنشاهی ایران به گونه ای تنظیم شده بود که؛ ارتش به مثابه یک قوه تهاجمی درون مرزی و یک قدرت قاهره جهت سرکوبی مخالفان داخلی باشد و نه یک نیروی دفاعی برون مرزی و بازدارنده مهاجمان خارجی. ریشه این تنظیم ساختار را باید در کودتای ضدانقلابی 28 مرداد 1332 و باز پس گیری تاج و تخت شاه به کمک امپریالیسم امریکا جستجوکرد.

شاه؛ ارتش ایران را دربست و بی قید و شرط در اختیار پنتاگون قرار داد. تعداد مستشاران نظامی آمریکا از آن سال تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به بیش از 40 هزار نفر می رسید. این مستشاران همه دانش خود را بکار گرفتند تا نیروهای مسلح را از مردم دور نگه دارند و ارتشی بوجود آورند که بجز شاه به هیچ چیز ایمان نداشته باشد و خدا و میهن را تنها در پناه شاه بشناسد و باور کند. نخستین گامی که در این راه برداشته شد محو تمامی ذرات اندیشه سیاسی، آزادگی و میهن پرستی در صفوف نیروهای مسلح بود و از آن جمله پاکسازی  افسران متدین و مذهبی، تیرباران برخی افسران وابسته به احزاب و دسته جات مذهبی، ملی و سیاسی و متلاشی کردن شبکه نظامی حزب توده بود.

سپس سیستم پرسنلی و عضوگیری ارتش را بر اساسی طرح ریزی کردند که هر کسی اندک اندیشه ای بجز وفاداری مطلق به شاه و اطاعت کورکورانه از دستورات، در سر بپروراند. از درجه سرگردی بالاتر ارتقاء نیابد. آنگاه دوره های آموزشی کاملاً اختصاصی و برنامه‌ریزی شده ای برای تعلیم و پرورش فکری افسران ایرانی در امریکا تدارک دیدند که مواد آموزشی آن بیشتر شستشوی مغزی و جنگ روانی بود تا آشنایی با تاکتیک های جدید جنگی یا کاربرد سلاح های مدرن. این دوره ها که افسران ارشد هر کدام بیش از 2 بار در طول خدمت آنرا می گذراندند، چنان متکی بر شیوه ها و مسائل جنگ های داخلی، پارتیزانی و خیابانی بود که حتی کسانیکه به فنون نظامی آشنایی نداشتند، درمی یافتند که هدف، ایجاد یک قشون محلی سر تا پا وفادار به رژیم و یک گارد مسلح جاویدان و یک ابزار برادرکشی است، نه یک ارتش مدافع مرزها و بازدارنده دشمنان!!

ساختار ارتش شاهنشاهی بگونه ای طرح ریزی شد که با توجه به حضور مستشاران، ارتش علیرغم اینکه نیروی نظامی تعلیم دیده و مجهزی بود، لیکن اختیار و قوه تجزیه و تحلیل سیاسی نداشت و فرماندهان طوری تربیت شده بودند که به صورت سیستماتیک کار کنند و از دخالت در امور راهبردی که قائم بر تحلیل ژئوپولتیک باشد، بپرهیزند. ارکان چهارگانه ارتش هر روز گزارشات و مشاهدات خود را به مقامات بالاتر ارسال می کردند ولی حق نتیجه گیری نداشتند. نتیجه گیری و تصمیمات سیاسی بر اساس گزارشات ارتش و ژاندارمری و ... به ساواک و با مشاوره ساواک (CIA-Moosad) به شاه و منحصرا توسط شاه و چند تن از مقامات نزدیک به وی (CIA-Moosad) انجام می گرفت. (2)

مقامات پنتاگون بارها؛ تلویحا و تصریحا گفته بودند که ارتش ایران اگر از سر تا پا به سلاحهای مدرن غیراتمی مجهز شود، هرگز یارای ایستادگی در برابر هجوم ارتش شوروی را نخواهد داشت و حداکثر کاری که بیرون مرزهای ایران از آن ساخته است، نگهبانی از شریان نفت و قلع و قمع نهضت های رهایی بخش منطقه، مانند ماموریت حفظ صلح !؟ در کنگو،  لشکرکشی به ظفار می باشد.

از این جهت؛ نه تنها قدرت تفکر و استدلال منطقی از کسانیکه در این نظام ارتقاء می یافتند سلب شده بود، بلکه قوه ابتکار و اراده و تصمیم گیری و توانایی فرماندهی آنان نیز به حداقل ممکن کاهش یافته بود.(3)

البته به رغم همه تلاشهای سازمان یافته در جهت مسخ روانی و عقیم کردن فکری افسران ارتش ایران؛ نه تنها نتوانستند اکثریت ارتش را به دژخیمان سرسپرده رژیم تبدیل کنند، بلکه بسیاری از افسران، درجه داران و همافران چنانچه در زمان انقلاب به کرات مشاهده شد، تمرد و سرپیچی کردند و با اعلام وفاداری به انقلاب و مردم به صفوف مبارزه انقلابی پیوستند. اما مع الاسف دکترین بازدارندگی ارتش کماکان بدون تغییر باقی ماند.(4) 

تجزیه و تحلیل :

1- با نگاهی اجمالی به استعداد سازمانی نیروهای سه گانه ارتش شاهنشاهی و التفات به لقب ژاندارم منطقه؛ چنین استنباط می شود که بین استعداد و ماموریت ارتش سلطنتی، هیچگونه تناسبی وجود نداشت (اجرای مأموریت واگذاری به هر فرماندهی با استفاده از دو عامل انسانی و تجهیزات امکان­پذیر است) بعنوان مثال نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی که بایستی قوی ترین نیروی مدافع تمامیت ارضی و مرزهای کشوری با تقریبا 1400 کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق یعنی جدی ترین تهدید بالقوه وقت و مساحتی بیش از همین مقدار مرز مشترک با پاکستان و افغانستان (تهدید از ناحیه شوروی)، در قالب 3 سپاه و دارای 10 لشکر پیاده و زرهی (از 10 لشکر، 2 لشکر گارد شاهنشاهی تهران بوده که عملا جز محافظت از شاه وظیفه ای نداشتند)، 4 تیپ مستقل پیاده، زرهی و هوابرد، 5 گروه توپخانه و 4 گردان پدافند هوایی موشکی و سایر اجزاء ریز سازمانی می باشد! که برابر اصول جنگ کلاسیک این تعداد لشکر و تیپ تکافوی پدافند در مرزی به وسعت بیش از 1400 کیلومتر، حتی با در نظر گرفتن عوارض طبیعی و موانع سد کننده موجود در مرز با عراق را نمی کند! (در حالت استاندارد هر لشکر می تواند حداکثر در عرض 30 کیلومتر پدافند نماید(5).  از آنجا که بعد از وقوع انقلاب، دو لشگر گارد شاهنشاهی منحل گردید، عملا استعداد ارتش کمتر هم شد و توان بازدارندگی مشکوک قابل بحث و چالش ارتش شاهنشاهی را کاملا زیر سئوال برد. (بازدارندگی از جنس دکترین و غافلگیری از جنس تاکتیک می باشد. در تعریفی هرچند کوتاه برای بازدارندگی اینگونه بیان کرده اند؛ ایجاد وضعیتی بواسطه مولفه های قدرت که دشمن نیت و یا اقدام عملی برای تعرض را به دلیل عدم تحقق هدف و قبول خسارت های زیاد منتفی بداند.) (6)

2- از طرفی نقش غیرقابل انکار مستشاران نظامی بیگانه در مدیریت و کنترل ارتش و خروج قهری ایشان از کشور و به تبع آن انفکاک از بدنه ارتش، باعث بروز خلاء در حلقه های واسط بین مدیریت کلان با زیر مجموعه ها گردید و تا مدتها باعث سردرگمی در استقلال و بازیابی استعداد و اداره این مجموعه کاملا وابسته به شخص شاه و ناتو (آمریکا) گردید. از عوارض این وابستگی و خلاء پیش آمده، عدم آمادگی و توازن ارتش انقلابی برای دفاع از مرزها را می توان برشمرد. 

3- حضور نیروهای مسلح ارتش شاهی در ماموریت های خارج از کشور نظیر: اعزام جنگنده هوایی به کنگو به منظور حفظ صلح؟! (دی ماه 1341)، درگیری تمام عیار در ظفار عمان و دادن تلفات قابل ملاحظه نیرو و تجهیزات در این برهه (دی ماه 1351)، حمایت نظامی از پاکستان برای سرکوب شورشیان بلوچستان پاکستان، اعزام نیرو به ویتنام، لبنان و سوریه به عنوان پاسدار صلح و همکاری با آمریکا و اجرای ماموریت هوایی شناسایی مراکز نظامی شوروی، فرضیه تهاجمی بودن و غیرتدافعی بودن ارتش سلطنتی را تقویت و تایید می کند.

4- توان و استعداد ارتش شاه، نشان دهنده این واقعیت است که طراحان و بنیانگذاران ارتش (آمریکایی ها) بدنبال این هدف بوده اند که چنانچه روزی بین کشور ایران و هر کدام از همسایگانش مخاصمه و جنگی درگرفت بدلیل کم توانی پیش گفته در بحث نیروی زمینی از نظر تعداد لشکر برای پوشش پدافندی در مرزهای طولانی با کشورهایی نظیر عراق و پاکستان و افغانستان و مرزهای دریایی نیازمند درخواست اعزام نیروی خارجی و زمینه سازی حضور طولانی مدت نیروهای خارجی در کشور باشد.

5- البته بجز موارد ذکر شده که مربوط به پیش از انقلاب است، عوامل دیگری پس از انقلاب در عدم تحقق بازدارندگی، مزید بر علت گردید که اختصاراً شرح داده می شود:

- تعدیل و ترخیص جمع کثیری از کارکنان پایور و سرباز ارتش (نزاجا)؛ کاهش از 500/000 نفر به حدود 180/000 نفر (7)

- واگذاری دفاع از مرزهای غربی-جنوبی به 2 لشکر سرزمینی در بدو تجاوز ارتش بعث (لشکر 81 باید 650 کیلومتر را پوشش می‌داد و لشکر 92 نیز مسئولیت پوشش منطقه‌ای به عرض 420 کیلومتر را بر عهده داشت. (8)

- استفاده از طرح های عملیاتی پیش از انقلاب با تغییرات جزیی در محتوی و تغییر کلی در نام آنها از پیکار، ابومسلم، زاگرس، شاهین و سبلان به ابوذر، البرز، ذوالفقار، حر و کمان 99 که با توجه به سلطه و اشراف مستشاران خارجی بر تهیه اینگونه طرح ها، اساساً ارتش بعث عراق دست ارتش ایران را از پیش خوانده بود. (9)

- عدم استفاده از تمام ظرفیت های قانون خدمت وظیفه عمومی در فراخوانی نیروهای وظیفه احتیاط و ذخیره اول و دوم (کلیه افراد ذکور خدمت کرده 19 تا 50 سال) گفتنی است که؛ ارتش تنها یکبار در سال 59 سربازان خدمت منقضی سال 56 را به تعداد حدود 85000 نفر در قالب نیروی احتیاط، به خدمت احضار نمود و پس از آن علیرغم وجود نیروی انسانی چند میلیونی و کافی! و وجود سازوکار قانونی برای بکارگیری مشروع این نیروها هیچگاه از این ظرفیت بکر در شرایط حساس کشور استفاده نکرد و به بهانه رویکرد نیروهای بسیج به سازمان رزم سپاه که غالباً زیر سن مشمولیت بودند، از فراخوانی قانونی نیروهای موظف احتیاط، استنکاف ورزیده است که در جای خود نیاز به تبیین و بررسی دارد. ( آمار تقریبی جمعیت ذکور 50-19 ساله ها در سرشماری سال 1385، مجموع نیروهای ضرورت، احتیاط، ذخیره  1 و 2 12/914/966 نفر برآورد می شود. (10)

- تقلیل استعداد نیروی زمینی از 10 لشکر موجود قبل از انقلاب، به حدود 8 لشکر و حفظ همین استعداد تا پایان جنگ. البته نگارنده اطلاع ندارد که در حال حاضر تعداد لشکرها و تیپ های مستقل نزاجا افزایش پیدا کرده یا خیر؟ اما چنانچه قائل به حفظ همین استعداد باشند، تحقق بازیابی قدرت بازدارندگی و دفاع از تمامیت ارضی کشور؛ قدری ناممکن و نگران کننده بنظر می رسد. (بنظرمی رسد بیشتر بار دفاعی جنگ را نیروی هوایی، نیروی دریایی، هوانیروز، توپخانه و یگان های پشتبانی رزمی آجا بر دوش کشیدند و نقطه قوت ارتش بیشتر در این زمینه بوده است.)

- نقش بنی صدر به عنوان فرماندهی کل قوا در فرماندهی ارتش و ایجاد افتراق بین فرماندهان ارتش و سپاه و تضعیف و سلب ابتکار عمل از فرماندهان ارتش و عدم اعتقاد در بکارگیری نیروهای مردمی.

- اثرات و تبعات کودتای عقیم نقاب (پایگاه شهید نوژه) بر استفاده محتاطانه و محدود از یگانهای ارتش، با تدابیر و دستورات کنترل کننده ویژه از سوی سران دولت و نظام.

نتیجه گیری:

1- اساساً ارتش موسوم به شاهنشاهی در تمام ادوار تاریخ معاصر؛ خصوصاً از قاجاریه تا پهلوی های اول و دوم؛ چون به اهتمام و مطلوب کشورهای خارجی نظیر فرانسه، انگلیس و آمریکا و ... تشکیل و تدریب می گردید؛ همواره فاقد اقتدار و بازدارندگی به معنای واقعی بوده و تنها در سایه حمایت دول استعماری، حضور مستشاران اجنبی و پیمان های نظامی مانند: سعدآباد (1316 شمسی)، بغداد (سنتو) و ناتو، از گزند کشورهای معارض و خصوصا شوروی سابق و اقمارش در امان بوده که اشتباهاً به توان بازدارندگی نظامی تعبیر می گردد. کما اینکه در طول جنگ های ایران و عثمانی، ایران و روس (قاجاریه) و جنگ جهانی دوم (شهریور 1320 و سقوط پهلوی اول) و پیروزی انقلاب اسلامی (سقوط پهلوی دوم)؛ شاهد ناکارآمدی و فروپاشی این ارتش ها می باشیم. 

2- عدم توازن بین استعداد ارتش (تجهیزات و نیروی انسانی) و ماموریت واگذاری (بازدارندگی دشمن و حفظ تمامیت ارضی با توجه به مساحت مرزهای خشکی و دریایی کشور) که در اصل حفظ شاه و تاج و تخت وی به هر قیمت بوده، یکی از محل های مورد بحث در نداشتن توان بازدارندگی ارتش شاهنشاهی می باشد.

3- حضور مستشاران نظامی بیگانه در حساس ترین نقاط ارتش، آموزش افسران منتخب در خارج از کشور و نداشتن استقلال رای فرماندهان عالی ارتش در هدایت و فرماندهی ارتش، دلیل دیگری در عدم وجود عزم شاه و حامیانش برای تقویت و ایجاد توان بازدارندگی در ارتش می باشد.

4- در پایان و با توجه به پاسخ های قبلی امیران محترم گلفام و حسینی به سئوالات مطروحه، همچنان این سئوالات مطرح می باشند که:

- آیا راهبرد نیروهای مسلح ج.ا.ایران در تدوین دکترین بازدارندگی از تهاجمی درون مرزی و قدرتی قهری جهت سرکوبی مخالفان داخلی به نیرویی دفاعی برون مرزی و بازدارنده مهاجمان خارجی تغییر کرده است؟

- تجربیات دفاع و نبرد 8 ساله چه تاثیری در تدوین و تغییر دکترین فعلی داشته است؟

- آیا تحلیل ارتش از مبانی قدرت و میزان بازدارندگی خود در حال حاضر تغییر کرده است؟ 

- دکترین فعلی این نهاد برای حفظ امنیت کشور چیست؟ (11)

***************

پی نوشتها :

1- اقتباس از نظرات آقای شیرعلی نیا

2- اقتباس از نظرات آقای آب پیکر

3- گزارشات مستشاران نظامی به کنگره امریکا مندرج در مجله Army & Politics

4- برداشت از کتاب انقلاب ایران و مبانی رهبری امام خمینی - نوشته دکتر سیروس پرهام (سایروس برام) ترجمه پ شیرازی دی ماه 1357

5- اقتباس از وبلاگ امیر سیدناصر حسینی

6- پاسخ امیر گلفام به نقد اظهارات وی درباره غافلگیری ارتش در برابر حمله عراق

7- پاسخ امیر گلفام به نقد اظهارات وی درباره غافلگیری ارتش در برابر حمله عراق

8- اقتباس از وبلاگ امیر سیدناصر حسینی

9- اقتباس از وبلاگ امیر سیدناصر حسینی - مقالات طرح های قبل از انقلاب ارتش در مقابل عراق و طرح های دفاعی ارتش قبل از آغاز جنگ ایران و عراق و گفتمان ارتشی دفاع مقدس

10- اقتباس از وبلاگ امیر سیدناصر حسینی

11- نقدی بر دو دیدگاه؛ فرصتی مغتنم برای طرح یک پرسش، به قلم دکتر مریم جوان شهرکی