امیر سرتیپ سلیمانجاه
اشاره :

   از نخستین ملاقات و افتخار همکاری ام با امیر سلیمانجاه، سالها گذشته است. اطلاع از خبر فوت ایشان در شب نیمه شعبان و تشییع پیکر این امیر سرافراز ارتش اسلام در سالروز فتح خرمشهر، برای من بسیار تأمل برانگیز و متاثر کننده بود. امیر سلیمانجاه تعهد و مسئولیت پذیری را با انضباط و اقتدار درآمیخته بود و متواضعانه از رنج ها و سختی های دوران جنگ و ضرورتهای دفاعی و امنیتی پس از جنگ، سخن می گفت. همیشه وقتی به چهره اش نگاه می کردم، نشاط و  زیبایی جوانی اش، بر اثر جهاد و رنج و سختیهائی که متحمل شده بود، در پس گرد و غبار پیری پنهان شده بود و همین موضوع، احساس غیرقابل وصفی را نسبت به شخصیت قابل احترام ایشان، برای من ایجاد می کرد.

  هم اکنون در سوگ عزیزی نشسته ایم که سرمایه عمرش را، با سربازی و جهاد در رکاب رهبر کبیر انقلاب و دفاع از سرزمین ایران و آرمان های انقلاب، با خدا معامله کرد و با خود  به پیشگاه حضرت حق برد. باشد که به لطف حق و دعای خیر شهدا رستگار و عاقبت بخیر شویم.

 سردار رشید جانشین محترم ستاد کل نیروهای مسلح، در یادداشت اخیر خود، به گوشههایی از زندگی پرافتخار امیر سلیمانجاه پرداخته است که در ادامه خواهد آمد.

                               ********************

   امیر بهروز سلیمانجاه یکی از فرماندهان برجسته ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که «فرماندهی» را در جنگ با عرق تجربه کرد و به کمال رساند. زندگی این امیر سرافراز در طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به سه دوره قابل تقسیم است:

دوره اول؛ قبل از آغاز جنگ

سردار رشید امیر سلیمانجاه در سال 58 با شجاعت و متکی بر باورهای اعتقادی- سیاسیِ برآمده از انقلاب اسلامی، نقش امنیتی خود را در کردستان علیه ضدانقلاب آغاز کرد. تازه دوره آموزشی دافوس (فرماندهی و ستاد) را به اتمام رسانده بود و وقتی به او پیشنهاد دادند که فرماندهی یگان را قبول کند و عازم مأموریت بشود، با توکل بر خدا، از این مأموریت دشوار استقبال کرد و عازم منطقه شد و فرماندهی گردان ادغامی 138 و 131 را بر عهده گرفت و با قاطعیت وارد شهر بانه شد. وی در این باره می گوید: «تعداد معدودی از پرسنل که تحریک شده بودند، برای انجام مأموریت تردید داشتند، همه نیروها را جمع کردم و برای آنها مستدل بحث کردم و گفتم شرایط را با قبل از انقلاب مقایسه کنید، شرایط کنونی (دوران انقلاب) بکلی با شرایط قبل از انقلاب تفاوت می کند. ملت ایران و مردم، همه پشتیبان ارتش جمهوری اسلامی هستند، در رأس نظام، ولی امر مسلمین حضرت امام خمینی(ره) یک فرمانده حکیم و شجاع و مرجع دینی، فرمانده همه ماست و فرمانده کل قوا است و تفاوت ها را یکی یکی برشماری کردم. همه افراد یگان در پایان سخنرانی، اعلام آمادگی کامل کردند و حرکت کردیم و به منطقه بانه وارد شدیم. هم پادگان را متحول کردم و هم روی ارتفاعات اربابا مستقر شدیم و با سردار جاوید الاثر احمد متوسلیان همکار و دوست شدم و به یکدیگر کمک کردیم. شهربانی را مسلح کردم چون دیدم اسلحه ندارند و رفتم داخل مردم و به آنان محبت کردم و در مسجد شهر با مردم مسلمان و متدین و اهل تسنن بانه نماز را به جماعت اقامه کردم و در مدت کوتاهی امنیت برقرار شد. به کمک مردم و نیروهای سپاهی، ید واحده ای در مقابل ضدانقلاب ایجاد کردیم و امنیت را توسعه دادیم و هر روز که می گذشت، ما ارتشی ها اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کردیم. ... حضور ارتش در کردستان در اوایل انقلاب، موجب قوت و قدرت نظامی جدیدی در ارتش گردید.»

امیر سلیمانجاه در آغاز سال 1359 به فرماندهی تیپ یکم از لشکر 21 حمزه منصوب شد و در حالیکه همچنان دغدغه برقراری امنیت در کردستان را داشت، جنگ آغاز شد. وی درباره تشدید تهدیدات نظامی عراق و در عین حال فعالیت جریانات ضدانقلابی در ارتش می گوید: «در شرایطی که روز به روز امید و اعتماد به نفس در ارتش بوجود می آمد و سازماندهی بیشتری می کردیم و آمادگی رزمی خود را ارتقاء می دادیم، عده ای ضدانقلاب در درون ارتش به تحریک دشمن، کودتای نقاب (شهید نوژه) را علم کردند و ضربه ای به ارتش وارد کردند.» امیر سلیمانجاه که اخبار و اطلاعاتی از عناصر خائن دریافت کرده بود، آنها را به موقع به مقامات اطلاعاتی منتقل و در کشف و خنثی سازی کودتای نقاب، نقش مهمی بر عهده گرفت.

دوره دوم؛ حضور در جنگ

مرحله دوم زندگی نظامی امیر سلیمانجاه در جنگ شکل گرفت. یک هفته قبل از جنگ، گردان های 138 و 141 از تیپ خودش را به غرب کرخه اعزام کرد و این واحدها در کنار تیپ 37 زرهی شیراز، به فرماندهی سرگرد رامین، در محور جسر نادری- چنانه- برقازه- فکه به نبرد با دشمن پرداختند و مقاومتی کم نظیر و مثال زدنی در مقابل یک لشکر مکانیزه عراق از خود نشان داده و راه را برای پیشروی ارتش عراق در محور فکه- برقازه مسدود کرده و اجازه پیشروی به دشمن ندادند.

امیر سلیمانجاه در 10 مهرماه 59 به دزفول آمد و در قرارگاه فرماندهی خود، در کنار جسر نادری در غرب رودخانه کرخه مستقر شد. در نخستین ملاقات، به قرارگاه ایشان رفتم و آمدنش را خیرمقدم گفته و دستور دادم سرداران سپاهی در منطقه کرخه، کمال همکاری را با او بعمل آورند. بارها به اینجانب گفت که اگر 3 ماه قبل از جنگ به من دستور می دادند و در غرب کرخه حضور پیدا می کردم، با توکل بر خدا قادر بودم جلوی دو لشکر عراقی هم بایستم. این موضوع را با صداقت و شجاعت تمام بیان می کرد.

امیر سلیمانجاه در دوران دوم زندگی نظامی اش؛ سراسر حماسه، شور، تحرک و روحیه بود و در طول 8 سال دفاع مقدس بارها بر دشمن پیروز شد. در عملیات های غرورآفرین فتح المبین (غرب دزفول و کرخه) و در نبرد بیت المقدس (فتح خرمشهر)، جانشین فرماندهی لشکر 21 حمزه و جانشین قرارگاه نصر بود و به خوبی بر واحدهای تحت امر خود فرماندهی کرد. وی سپس در سال 65 به فرماندهی لشکر 21 حمزه منصوب و در تمامی عملیات های دوران دفاع مقدس، در کنار فرماندهان سپاه، حضوری قوی و امیدآفرین و راهگشا ایفا کرد.

دوره سوم؛ پس از جنگ

امیر سلیمانجاه به دلیل فهم و درک عملیاتی بالایی که در جنگ کسب کرده بود، با اتمام جنگ، مسئولیت معاونت عملیات نیروی زمینی ارتش را بر عهده گرفت و با امیر حسنی سعدی که فرماندهی نیروی زمینی ارتش را عهده دار بود، همکاری تنگاتنگی داشت و دائماً به واحدها (تیپ ها، لشکرها و قرارگاهها) سرکشی می کرد و به شکل میدانی دستورات فرماندهی را اعمال می کرد.

زندگی نظامی امیر سلیمانجاه با ورود به ستادکل نیروهای مسلح به کمال رسید. وی در معاونت اطلاعات و عملیات نقش جانشین را بر عهده گرفت. ستادکل، همچنین معاونت اطلاعات و عملیات در دهه 70 ، نقش محوری در رصد تحرکات دشمن در محیط امنیتی ایران و ارائه تدابیر و طرح های راهبردی و عملیاتی برای نیروهای ارتش و سپاه را داشت.  امیر سلیمانجاه با توجه به گذشته درخشان خود در جنگ، بازوی توانمندی برای رئیس ستادکل و فرماندهی معظم کل قوا امام خامنه ای بود. وی پس از شهادت شهید صیاد شیرازی در سال 78، مسئولیت معاونت اطلاعات و عملیات را در ستادکل بعهده گرفت و تا سال 82 از عهده آن به خوبی برآمد.

آخرین مسئولیتی که در نیروهای مسلح بر عهده امیر سلیمانجاه قرار گرفت، ریاست دانشگاه عالی دفاع ملی بود که در این مرکز آموزش عالی نیز تلاش و مجاهدت زیادی کرد و خوب درخشید.  

این امیر سرافراز ارتش جمهوری اسلامی در سال 1384 پس از 45 سال خدمت افتخازآمیز و پربرکت به ملت عزیز ایران، به افتخار بازنشستگی نائل آمد اما به هر مناسبتی بویژه در جلسات پیشکسوتان 8 سال دفاع مقدس که حضور می یافت، همواره آمادگی خود را برای اجرای مأموریت و حضور در هر صحنه دشوار اعلام می کرد.

در پایان:

تجلیل از فرماندهان بزرگ ارتش و سپاه در حقیقت تجلیل و یادآوری ماهیت، نقش و نتیجه عملکرد آنهاست و مسئله اصلی در تجلیل از فرماندهان؛ شناخت از شخصیت آنهاست. باید جوهر شخصیت و عملکرد این عزیزان را مورد شناسائی و تجلیل قرار داد. آنچه که هم اکنون درباره فرماندهان بیان می شود، بیشتر صبغه اخلاقی و معنوی دارد و اگرچه لازم است، اما کافی نیست. وجوهی که در زندگی نظامی امثال امیر سلیمانجاه باید علاوه بر ویژه گی های اخلاقی و معنوی آنها برجسته شود، عبارتند از:

1- مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس در مواجهه با حوادث بحرانی

2- تصمیم گیری در شرایط دشوار و انتخاب سخت ترین گزینه ها

3-  صراحت و صداقت در گفتار و عمل و عدم کتمان حقیقت

4- خودداری از تملق گویی و بیان معایب و ضعف های خودی و ارائه راهکار برای علاج آنها.

   مشخصه های یاد شده منظومه ای کامل و عالی از یک شخصیت نظامی را نشان می دهد. امیر سلیمانجاه بدلیل همین ویژه گی های اخلاقی برجسته و برخورداری از تجربه نظامی اش اعتقاد داشت، برای تقویت و ارتقاء آمادگی رزمی واحدها، نیروها و سازمان ها، باید همه مسائل درون و بیرون سیستم را دید و نقد دورن سازمانی را جدی گرفت و با جسارت، راهکارهای برون رفت را ارائه کرد.

امیر سلیمانجاه با فرماندهان و برادران سپاهی و بسیجی نیز هم نفس و محشور بود و با بسیاری از فرماندهان بزرگ سپاهی نظیر شهیدان باقری، باکری، همت، کاظمی و ... و فرماندهان زنده، رفاقت داشت و احترام متقابلی فی ما بین ایشان و فرماندهان سپاهی و بسیجی برقرار بود.

رحمت و غفران الهی بر روح بزرگ امیر سرافراز ارتش جمهوری اسلامی؛ امیر بهروز سلیمانجاه

غلامعلی رشید

3 خرداد 95