پرسمان یاداشاره:

   کتاب «پرسمان یاد؛ گفتاری در باب خاطره‌نگاری و خاطره نویسی جنگ و جبهه/ دفاع مقدس»، حاصل گفتگوی اعضای شورای خاطره سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس با جناب آقای علیرضا کمری است که چاپ نخست آن در سال 1394 منتشر شده است. در اولین ملاقات سالجاری، نویسنده محترم، کتاب را به اینجانب اهدا و توصیه کرد برای نقد و معرفی در سایت، حتماً مباحث جلسات اول، دوم، سوم و ششم را مطالعه کنم.

نظر به علاقه ای که برای آشنایی با این مباحث داشته و دارم، متن شش فصل را به همراه موخّره سرکار خانم فرانک جمشیدی که در پایان کتاب قرار گرفته است، مطالعه و نکاتی را یادداشت کردم که بیشتر به ساختار و روش و تا اندازه ای به محتوا مربوط است. امیدوارم  مخاطبین محترم در سایت، از پاسخ برادر عزیزم جناب آقای کمری و اعضای محترم شورای خاطره سازمان هنری سوره، برای روشن شدن مباحث طرح شده در کتاب، بهرمند شوند...

طرح  مسئله:

هدف از انتشار کتاب، برابر توضیحات صفحه 29 این است که؛ اعضای شورای خاطره سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس، با توجه به «طرح مباحث نظری» در جلسات مختلف،بدنبال پاسخگوئی به «پرسش های مهم و بنیادین» از طریق گفتگو با افراد صاحب نظر، هستند. ملاحظه یاد شده در واقع راهنمای نقد و بررسی کتاب است. به این معنا که؛ آیا پرسش کنندگان در طرح پرسش و هدایت بحث، ابهامات موجود در مسائل بنیادین را روشن کرده و موفق به دریافت پاسخ از آقای کمری شده اند؟ بدیهی است بررسی پرسش های یاد شده، به مطالعه عمیق و کامل کتاب نیاز دارد، در حالیکه نظراتم بیشتر بر پایه مطالعه شش فصل و موخّره کتاب است.

تجزیه و تحلیل:

1) با وجود آنکه ساختار کتاب قرار است بر اساس پرسش و پاسخ باشد و در صفحه 29 به تنظیم 100 پرسش اشاره شده است، در مقدمه کتاب به این پرسش ها اشاره نشده است. در جلسه اول نیز هیچ گونه پرسشی طرح نشده و بخش مهمی از اظهارات آقای کمری در جلسه اول، مانند یک سخنرانی بیان شده است. در حالیکه باید بحث با طرح پرسش از سوی پرسش کنندگان آغاز و از طریق پرسش و پاسخ دنبال می شد.

2) وجود پرسشگران متفاوت در طرح پرسش، در برخی موارد و ازجمله فصل ششم، در پیشبرد بحث و تکمیل آن موثر بوده، اما در فصل های پیشین، چندگانگی موجود در نزد پرسشگران، روند بحث و گفتگو را تخریب کرده است.

3) شروع هر جلسه بجای طرح پرسش- غیر از جلسه ششم- با جمع بندی آقای کمری از جلسات قبل همراه شده است که جندان با ساختار و روش گفتگو نسبت ندارد، همچنین به دلیل تکراری بودن، از جاذبه مطالعه متن کاسته است. در صورت نیاز به ارائه جمع بندی از مباحث انجام شده، باید این موضوع از سوی پرسش کنندگان در ابتدای جلسه و یا  ترجیحا در انتهای همان نشست، از سوی آقای کمری قرار بگیرد و هر جلسه با پرسش آغاز شود، تا  روش و الزامات گفتگو حفظ شود.

4) مدیریت بحث برای پاسخ به پرسش ها از سوی پرسشگران، جای خود را به مدیریت بحث توسط  آقای کمری داده است که با فلسفه وجودی اینگونه گفتگوها و توصیه ها و تاکید آقای کمری در باره «نقش پرسشگرانه در تاریخ شفاهی»، همخوانی ندارد. ایشان در نحوه اداره بحث، در موارد متعددی مجال پرسشگری و نقد اظهارات خود را از پرسشگران، به ویژه آقای فروغی و شاه رضائی گرفته است و همین امر، منطق درونی گفتگو و تعامل را مخدوش کرده و مانع از توسعه و تعمیق بحث شده است.

5) بخش مهمی از مطالب آقای کمری در عین حالیکه حاوی نکات سودمندی است، اما ارتباط مستقیم با پرسش مورد بحث ندارد. به همین دلیل مشخص نیست علت بیان این مسائل در جلسه و یا تکمیل آن پس از اتمام جلسه حضوری چیست؟ همچنین ارجاع مکرر آقای کمری به برخی کتاب و مقالات از جمله آثار خودشان، در صورت ضرورت، مناسب بود در پاورقی قرار بگیرد تا روند بحث حفظ شود.

6) مباحث کتاب در شش فصل اول، ترکیبی از تعریف مفاهیم و مباحث روش شناختی در حوزه گفتمان رایج درباره خاطره گویی از جنگ است. هیچ نوع پرسشی درباره نسبت خاطرات و بیان آن با مسئله جنگ و پیامدهای آن در تقلیل مسئله جنگ به خاطره گویی، صورت نگرفته است. حال آنکه یکی از مهمترین مسائل کنونی این است که؛ مسئله مخاطره آمیز جنگ، به خاطرات تقلیل و همانند آن فهم شود. تداوم چنین وضعیتی، امکان فهم صحیح از تجربه جنگ پیشین و جنگ آینده را از جامعه خواهد گرفت.

7) آقای کمری «خاطره شناسی» و «تاریخ شناختی» را با ارجاع به مفاهیمی مانند «احراز صدق» ، «نشانه شناسی»، «زبان»، «عین و ذهن» و برخی مفاهیم دیگر صورت بندی می کند. نظر به اینکه مفاهیم یاد شده در دستگاه‌های مختلف فلسفی (تحلیلی و پدیدارشناسی) قرار دارد، ارتباط میان مفاهیم فلسفی با حوزه مطالعاتی خاطره شناسی و تاریخ شناختی حتی اگر در موارد خاصی روشن باشد، ولی با توجه به ضرورت پیوستگی  در این حوزه، ارتباط منظومه وار میان آنها مشاهده نمی شود. همچنین از نظر روش شناختی؛ تاکید بر احراز صدق یا همان «اثبات پذیری» در تائید سندیت خاطرات افراد ، تحت تأثیر آموزه های فلسفه پوزیتیویستی مطرح شده، در حالیکه استفاده از این روش در سالهای گذشته، با نظریه «ابطال پذیری» کارل پوپر، نقد و منسوخ شده است. بنابراین احراز صدق در موضوع خاطره که از «منِ افراد» عبور می‌کند، معنای روشنی ندارد و امکان‌پذیر نیست. همچنین کمکی بر حل چالش‌های روش‌شناختی کاربران و پرسش کنندگان، در بازتولید خاطرات یا خاطره‌شناسی، همچنین تعریف ارتباط آن با تاریخ نخواهد کرد.

8) کتاب یاد شده بنظرم نکات قابل توجه بسیار زیادی دارد که باید با دقت مطالعه و مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. در واقع کتاب بیش از آنکه برای مطالعه «یکبار مصرف» کاربرد داشته باشد، برای بحث و گفتگو درباره موضوعات و نظرات و پرسش های طرح شده اهمیت دارد. زیرا در این کتاب فهرست نسبتاً گسترده ای از موضوعات و مسائل مورد نیاز در بازتولید خاطرات و خاطره پژوهشی، طرح شده است. در عین حال استفاده از کلمه «پرسمان» و «گفتار» برای تعیین عنوان کتاب، ناظر بر نوعی دوگانگی در روش طرح مباحث و موضوعات مطرح شده می باشد. بهمین دلیل کتاب از یکدستی و روانی مورد نیاز، با استفاده از روش گفتار یا گفتگو، برای واکاوی موضوعات  و مسائل مورد بحث برخوردار نیست و در نتیجه مطالعه و پیگیری مباحث کتاب، به حوصله و دقت نیاز دارد.

نتیجه گیری:

خاطره گوئی با هویت فردی و اجتماعی نسبت دارد. هدف از ترویج و گسترش صورتی از خاطرات جنگ ایران با عراق، ارائه الگوی سلوک فردی و  تربیت سیاسی- اجتماعی است. «روایت هویتی» برآمده از روش کنونی خاطره گوئی، در خوش بینانه ترین قضاوت، در چارچوب مفهوم جنگ دفاعی است و از همین طریق با مسائل سیاسی و اجتماعی در پیوند قرار می گیرد. بخش مهمی از خاطرات جنگ، با نظر به ماهیت خشونت آمیز جنگ، و تغییر روند جنگ از دفاعی در خاک ایران به تهاجمی در خاک عراق، مستلزم بازتولید و توجه است که در این گفتگو مغفول و مورد بحث و پرسش قرار نگرفته است. حال آنکه خاطره پژوهی بدون نظر به ابعاد و اغراض سیاسی و اجتماعی، همچنین نگرش همه جانبه به موضوع و مسئله سیاسی و نظامی جنگ، بیشتر در چارچوب گفتمان رایج و اغراض تبلیغاتی خواهد بود.

  برپایه توضیحات یاد شده، و با نظر به اینکه خاطره گوئی با سیاست،قدرت و جامعه در پیوند قرار می گیرد. روایت حاصل از خاطره گوئی در باره جنگ، به باور ریکور فیلسوف شهیر فرانسوی با «هویت روایی و ساختن فرد در زمان» از یکسو و « خاطره جمعی و روایت ما در زمان » نسبت دارد. در چارچوب نظریه ریکور، خاطره پژوهی با تعریف معنای لغوی خاطره یا طرح مباحث روانشناختی بر محور« من» به تنهائی کافی نیست. در این بخش می توان با نظر به محتوای مباحثی که در پرسش و پاسخ مطرح شده است، و ضرورتهای پژوهشی در این حوزه، پرسشهای زیر را مورد تاکید قرار داد:

1- مباحث روشی شناختی برای «بازتولید خاطرات» جنگ و «خاطره پژوهی»، بر اساس کدام مبانی و پشتوانه نظری قابل تبیین است؟ آیا با تکیه بر معنای لغوی خاطره و مفاهیم روانشناختی،همچنین تجربیات فردی پژوهشگران، می توان به تبیین وضعیت کنونی و یا رهیافت نظری برای برون رفت از وضعیت کنونی رسید؟

2- اگر رویکرد خاطره محوری به جنگ، حاصل گفتمان سازی برای مقاصد سیاسی- اجتماعی و در نسبت با سیاست و قدرت است، عنصر زمان و تغییر شرایط، چه تأثیری در اظهار خاطرات و گزینش، همچنین باورپذیری و تأثیرات پایدار آن بر مخاطبین دارد؟

3- نظر به اینکه خاطره در نسبت با هویت فردی موجب باز تولید و شکل گیری خاطرات جمعی می شود و سپس هویت جمعی در باز تولید خاطره فردی تاثیر گذار است.آیا «تکرار هویت در قالب روایتهای محدود و مشخص از جنگ»، موجب بن بست روایت و محدود شدن مخاطبین نخواهد شد؟

3- در حالیکه تأکید می شود بازتولید خاطرات و خاطره پژوهی بمنظور «انسان شناختی جنگ» و «تاریخ فرهنگی» صورت می گیرد، چه دلیل و ضرورتی وجود دارد که سندیت آن از منظر «تاریخ شناختی» مورد تأکید و مرزهای آن با تاریخ شفاهی درآمیخته و در عین حال درهم شکسته شود؟

پیشنهاد:   

   شورای خاطره سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس برای پیشبرد مباحث نظری- روشی، مناسب است بجای گفتگو و سپس انتشار کتاب که نیاز به زمان دارد، از روش برگزاری نشست های ماهانه یا فصلی با حضور کارشناسان و صاحب‌نظران این حوزه، به ویژه کسانی که از تجربه جمع آوری خاطرات و انتشار آن برخوردار شده اند، فهرست مسائل بنیادین را تعیین و با رویکرد نقادانه به بحث گذاشته، و سپس نتایج آن را بصورت کتاب منتشر نماید.