اشاره:

   در بخش دوم این یادداشت، تحول در تاریخ نگاری جنگ با تأکید بر «تحول رویکردی- روشی و ساختاری» مورد اشاره قرار گرفت. در این بخش، «آسیب شناسی» تحول یاد شده بررسی خواهد شد.

                                             ********

   نظر به اینکه «وقوع رخدادهای تاریخی در زمان و مکان» تحت تأثیر شرایط تاریخی و تغییر در روندهای موجود است، نگرش به وقایع نیز تحت تأثیر شرایط شکل گرفته و یا تغییر می‌کند. بر اساس ملاحظه یاد شده، با گذشت نزدیک به 35 سال از زمان تأسیس تاریخ نگاری جنگ در سپاه، از منظر آسیب شناسی به دو مسئله اساسی می توان اشاره کرد:

الف) گرچه حضور راویان در ساختار فرماندهی جنگ، موجب تحول در تاریخ‌نگاری جنگ و ثبت و ضبط رخدادها بصورت همزمان شد، در عین حال تاریخ نگاری جنگ در چارچوب مفاهیم و رخدادهای نظامی، محدود شد. نظر به اینکه مشخصه جنگ ایران و عراق، پس از پیروزی انقلاب، دفاعی- مردمی بود، تغییر در رویکرد و روش تاریخ نگاری جنگ در سپاه، مانع از فهم تحولات سیاسی- اجتماعی و تأثیر و تعامل آن با رخدادهای نظامی شده است. امروز مشاهده آثار مرکز اسناد و مطالعات دفاع مقدس نشان می دهد که؛ «رویکرد تاریخی- نظامی» بر نگرش به مسئله جنگ غلبه دارد. شاید این نگرش از الزامات تحول در ساختار سپاه از نیروی انتظامی به نظامی باشد، اما سپاه و جامعه ایران به میزانی که با تحول در تاریخ نگاری جنگ از امکان شناخت دقیق و جزیی رخدادها و عملکرد نیروهای نظامی برخوردار شده است، به همان میزان امکان شناخت جنگ در چارچوب تحولات سیاسی- اجتماعی را از دست داده است.

ب) رویکرد سیاسی- اجتماعی به جنگ در برابر تجاوز دشمن، با توجه به پیشروی و اشغال سرزمین ایران، از همان آغاز مانع از فهم و شناخت عمیق از تحولات نظامی در جنگ، همچنین تلاش های تاریخی ارتش برای دفاع از مرزهای جغرافیائی و سرزمین ایران شده است. بعدها نیز حضور راویان در ساختار فرماندهی جنگ، تأثیری در تغییر نگرش نسبت به تلاش‌های ارتش نداشته است. بنظرم ملاحظه یاد شده در تاریخ‌نگاری جنگ، نیاز به نقد و بررسی و بازبینی دارد.