اشاره:

   در بخش اول این یادداشت، مسئله مورد نظر با طرح این پرسش که؛ جنگ ایران و عراق موجب چه نوع تغییرات، سیاسی- نظامی و فرهنگی- اجتماعی شده است؟ مورد اشاره قرار گرفت. موضوع مورد بحث این است که اساساً تجربه جنگ ایران و عراق برای جامعه ایران و پیامدهای آن، موجب چه نوع تغییراتی شده است؟ در این بررسی، متغیر جنگ در مقایسه با سایر متغیرها، در تحولات تاریخی ایران بصورت اجمالی مورد بررسی قرار گرفته است که در بخش های بعدی به آن اشاره خواهد شد. لازم است مراتب تشکر خود را از نظرات اصلاحی سرکار خانم دکتر جوان شهرکی، درباره موضوع مورد بحث، اعلام کرده و از سایر عزیزان تقاضا می کنم ضمن پیگیری بخش های بعدی این یادداشت، با نظرات خود، برای روشن شدن ابعاد این موضوع مشارکت نمایند ...

برپایه مقدمه یاد شده و طرح مسئله، پرسش اولیه را باید مورد بازبینی قرار داد و اصلاح کرد، به این معنا که؛ حمله نظامی عراق به ایران، در چارچوب الگوی مداخله خارجی، چگونه موجب تغییر سیاسی- اجتماعی در ایران شده است؟ بنظر می رسد بسیاری از تغییرات حال از حمله عراق به ایران بیش از آنکه بدلیل حمله نظامی باشد، متاثر از تفسیر ایران از جنگ و در نتیجه واکنش جامعه ایران به جنگ است. در واقع جنگ پس از انقلاب، و جایگزینی جنگ بجای انقلاب برای دفاع در برابر تجاوز عراق و حامیانش، تأثیرات اساسی به همراه داشته است که بیشترین نتایج آن در قطب بندی سیاسی- اجتماعی در ایران، نحوه و میزان مشارکت مردم در جنگ و مهمتر از همه، الگوسازی فرهنگی از تجربه جنگ، برای ساماندهی جامعه است که قابل مشاهده می باشد. با این توضیح، اگر جنگ در شرایط دیگری، غیر از آنچه روی داد، واقع می شد، واکنش ها و نتایج دیگری را ایجاد می کرد. بنابراین تاثیر جنگ در ایجاد تغییرات در این بررسی، در چارچوب پیوستگی جنگ و انقلاب مورد توجه قرار گرفته است.

   تغییرات حاصل از واقعه جنگ در جامعه ایران، از دو منطق و اراده متفاوت پیروی می کرد: یکی تلاش برای حفظ خود در برابر مخاطرات جنگ و دیگری؛ حفظ انقلاب، کشور و تمامیت ارضی با مشارکت مردم برای دفاع بود. برای توضیح سازوکارهای تاثیر جنگ بر ایجاد تغییرات در دوره جنگ و پس از آن، می توان گفت در زمان جنگ، در واقع دو واکنش متفاوت شکل گرفته بود که در ذیل دو عنوان؛ «هم گرایی- همدلی» و «اجتناب - مقابله»، قابل مفهوم بندی است. منظور از همگرایی و همدلی؛ مشارکت و حمایت مردمی، از دفاع در برابر متجاوز است. منظور از اجتناب و مقابله؛ فاصله گرفتن از مسئله جنگ و خودداری از حمایت، مشارکت و در صورت امکان، مقابله است که بیشتر به بخشی از جامعه ایران و گروههای سیاسی محدود می شود.

 سازوکارها و چگونگی تاثیر جنگ در ایجاد تغییرات، در زمان جنگ و پس از آن، در سه شکل متفاوت قابل شناسایی است که در ادامه به آن اشاره می شود:

1) کنش و واکنش‌های زمان جنگ و الزامات آن برای مواجهه با مسئله جنگ، بصورت طبیعی و یا هدفمند، بخشی از تغییرات را شکل داد. شالوده فکری و رفتاری نسل انقلاب و جنگ، تابع تغییرات یاد شده می باشد.

2) تأثیر شرایط جنگ بر جلوگیری از آشکار شدن برخی از تغییرات، موجب "نهفتگی" در زمان جنگ شد. پس از اتمام جنگ و با تغییر شرایط، همچنین حضور نسل جدید در صحنه سیاسی- اجتماعی، بخشی از تحولات به صورت تدریجی آشکار شد که تحولات دهه 1370 متاثر از آن می باشد.

3) نگرانی از پیامدهای توسعه اقتصادی پس از اتمام جنگ و تاثیر آن در تغییر ارزشها و رفتارها، موجب الگوسازی ارزشی و فرهنگی از دوره جنگ، بمنظورساماندهی وضعیت سیاسی- اجتماعی شد. مواجهه نسل کنونی با جنگ، در واقع در همین چارچوب صورت گرفته و می گیرد. 

ادامه دارد ...