فرض بر این است که تجربه جنگ در هر کشوری، می تواند فرهنگ سیاسی- راهبردی آن کشور را تحت تأثیر قرار داده و متحول کند. با این ملاحظه، این پرسش وجود دارد که؛ درس های حاصل از تجربه جنگ ایران با عراق کدام است؟ به عبارت دیگر؛ کدام بخش از جهت گیری های سیاسی- راهبردی ایران پس از جنگ، تحت تأثیر تجربه جنگ با عراق قرار دارد؟ پاسخ به پرسش یاد شده، از این جهت اهمیت دارد که پس از اتمام جنگ با عراق، جامعه ایران طی دو دهه گذشته همواره در معرض مخاطرات نظامی و جنگ مجدد قرار داشته است و لذا استفاده از تجارب جنگ با عراق ضروری بوده است.

    در عین حال استفاده از تجربه جنگ، با وجود اهمیت آن، مستلزم توجه و برنامه ریزی است، و باید در چارچوب مفاهیم و برنامه های آموزشی، همچنین در طراحی اهداف و سیاست های نظامی- راهبردی کشور، مورد بهره‌برداری قرار بگیرد. ذهنیت و تجربه شخصی در حالی که اهمیت دارد ولی به تنهائی کافی نیست، با توضیح یاد شده، چند پرسش وجود دارد که باید در باره آن مطالعه کرد؛

1) مواجهه جامعه ایران با تهدید نظامی آمریکا و اسرائیل تا چه اندازه بر اساس آموزه های حاصل از تجربه جنگ با عراق بوده است؟

2) حل و فصل مسئله هسته ای آیا ناظر بر درس آموزی از تجربه جنگ با عراق بوده است؟

3) حضور نظامی- مستشاری قوای نظامی ایران در سوریه و عراق، همچنین مشارکت راهبردی با روسیه، تا چه اندازه تحت تأثیر تجربه تاکتیکی- عملیاتی و راهبردی جنگ ایران و عراق قرار دارد؟

    به نظر می رسد در حالیکه جامعه ایران در برابر تهدیدات نظامی قرار دارد و درگیر مسائل نظامی- امنیتی در منطقه است، اما رویکرد تاریخی- فرهنگی به تجربه جنگ با عراق، در چارچوب مفهوم دفاع مقدس، بیشتر با ملاحظات سیاسی- اجتماعی در داخل کشور همخوانی دارد، و چندان با نیازهای سیاسی- راهبردی ایران، هماهنگ نیست و از آن پشتیبانی نمی کند. چنانچه تا کنون حتی به عدد انگشتان یک دست، مقاله یا کتاب اساسی و قابل بهره برداری از سوی افراد و یا نهادهای مسئول تهیه و در جامعه منتشر نشده است. با این توضیح در کنار توصیف و تحلیل رخدادهای سیاسی و نظامی جنگ با عراق و گسترش ادبیات مقاومت، با ترویج مفاهیم معنوی جنگ با عراق، از طریق داستان نویسی و بیان خاطرات رزمندگان، باید با بررسیهای راهبردی، به نیازهای اساسی کشور پاسخ داد.