اشاره:

   نقد مصاحبه جناب سرهنگ شریف النسب با روزنامه ایران، واکنش دوگانه‌ای را در سایت ایجاد کرد که جای تأمل دارد. برخی از دوستان علت بی توجهی به زمان و عدم ارائه سند را، در طرح مباحث تاریخی مورد پرسش قرار دادند و برخی دیگر با اشاره به برخی حواشی از جمله کهولت سن سرهنگ شریف النسب، مایل به عبور از تناقضات تاریخی، در طرح یکی از مهمترین موضوعات تاریخی بودند. علت برخورد تساهل آمیز در این موضوع اساسی، مشخص نیست، اما می تواند ناظر بر نگرش متفاوت به تاریخ و استفاده ابزاری از آن باشد.

   آقای محس قرهی ضمن اینکه در ذیل نقد مصاحبه سرهنگ شریف النسب، نظراتی را طرح کرد، در پایان وعد داد که نظراتش را برای روزنامه ایران ارسال خواهد کرد. ایشان در یادداشت اخیر خود برای روزنامه ایران در تاریخ 17 دی 94 صفحه 10، چیزی فراتر از آنچه پیش از این در سایت نوشته بود، طرح نکرد. در عین حال به برخی موضوعات اشاره کرد که یادآوری و نقد آن ضروری است ...

نقد و بررسی یادداشت آقای محسن قرهی در روزنامه ایران

1- ایشان برای توجیه این موضوع که نیازی به ارائه سند درباره ادعای تاریخی سرهنگ شریف النسب وجود ندارد، می نویسد: « وقایع تاریخی را باید در ظرف زمان خودش قضاوت کرد... طرح روی کاغذ در سال 58 قدری عجیب به نظر می رسد. در آن فضا، ایده ای طرح و پس از بیان آن مورد پذیرش امام قرار گرفته و سپس اعلام شده است.» در حالیکه وقتی سرهنگ شریف النسب ادعا می کند؛ طرح به حاج حسن آقا صانعی تحویل شد تا به رویت امام برسد، معنای آن این است که طرح روی کاغذ نوشته شده، در غیر این صورت باید گفته می شد؛ در ملاقات حضوری ایده تشکیل بسیج به امام گفته شد. چنانکه متأسفانه آقای قرهی در متن جدید، عبارت آقای شریف النسب را تغییر و از «بیان طرح» سخن گفته اند. بر فرض اگر روش سرهنگ شریف النسب را که آقای قرهی از آن دفاع می کند، بپذیریم، آیا معنای آن، مواجهه با هزاران ادعای بی‌سند و تحریف تاریخ نخواهد شد؟

 جناب قرهی در جای دیگری نوشته است: « بهترین و بکر ترین مدارک در این خصوص مراجعه به نشریاتی است که در آن زمان منتشر شده، اسناد را باید در لابه‌لای آن سطور یافت نه در ادعاهای فعلی»، اگر ایشان این موضوع را باور دارند، چرا از نشریات آن زمان سند و شواهد و قرائنی را برای تائید ادعای تاریخی جناب شریف‌النسب ارائه نمی کنند؟

2- ایشان همچنین در این متن نوشته اند: «ارتش جمهوری اسلامی ایران به گواه همه دلسوختگان انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، به عنوان فداکارترین سازمان منسجمی که در مقابل ضدانقلاب در اولین روزهای پیروزی انقلاب و پس از آن، در جنگ تحمیلی در مقابل دشمنان قسم خورده ایران اسلامی ایستادگی کرد ... بنابراین به‌کار بردن عنوان ارتش فرو پاشیده سزاوار آن نیست.» چنانکه پیش از این اشاره شد، استفاده از عبارت «ارتش فروپاشیده» را غربی ها برای تهییج عراق در حمله به ایران بکار بردند و متأسفانه در گفتار و نوشتار دوستان ارتش، برای توجیه ناتوانی در بازدارندگی و اشغال سرزمین ایران، از این مفهوم غلط و نابجا استفاده شده است، در حالیکه شکست عراق در حمله به ایران، مهمترین سند تاریخی و راهبردی برای «ابطال نظریه فروپاشی ارتش بر اثر انقلاب» است.