در ایران طی سالهای اخیر، با تأثیر از فلسفه پدیدارشناسی و روش های تفسیری و هرمنوتیک، مباحث گسترده ای درباره «چیستی روایت» و روش های آن، همچنین قرابت های دو حوزه «تاریخ و ادبیات» طرح شده است. در عین حال، مفهوم «راوی» همچنان تحت تأثیر مفاهیم موجود در فقه و حدیث قرار دارد. حال آنکه به لحاظ نظری و روشی، مفاهیم «راوی- روایت- روایت گری» در نظریه های جدید روایت، بهم پیوسته است. فارغ از مباحث گسترده و متنوعی که در این زمینه وجود دارد و باید به آن توجه کرد، با مشاهدات و تجربه، همچنین مطالعات مختصر و پراکنده ای که داشتم، در این بخش به مفهوم راوی، روایت و روایتگری بصورت اجمالی اشاره خواهم کرد. امیدوارم دوستان و صاحب نظران، برای توسعه مفهومی بحث حاضر مشارکت کنند.

  در این بررسی با تاثیر از نظریه ریکور در باره گفتگو، فرض من بر این است که؛ تاریخ بر" محور رویداد" و داستان و خاطره بر "محور انسان" ، هر دو گونه ای از "روایت" است. به گفته ریکور اگر تاریخ به طور کامل از روایتگری بگسلد، تبدیل به جامعه شناسی خواهد شد. با این تاکید که تاریخ ادعای گفتن چیزی را دارد که به واقع رخ داده است. از این حیث تاریخ از داستان جدا می شود. ضمن اینکه در پشت گزارش داستانی همیشه تجربه ای واقعی می توان یافت که، به روایت الهام می بخشد. بنا براین داستان واقعیت را می گوید، اما به راهی متفاوت از تاریخ.( ریکور-1373-ص 59،61)

1- مباحث کنونی درباره جنگ ایران و عراق، در دو حوزه متفاوت شامل ادبیات، با رویکرد فرهنگی و خاطره گویی و حوزه تاریخ نگاری با تشریح و تحلیل رخدادهای سیاسی- نظامی جنگ، انجام می شود. بر این باور هستم که تمام گفتار و نوشتار کنونی در حوزه های مختلف و با رویکردها و روش های متفاوت، بمعنای «روایت از جنگ» است. زیرا معنای گفتار و نوشتار مستقیم عاملان و شاهدان، همچنین نقل و قول از آنها، دلالت بر وقوع امر آفاقی - انفسی دارد که در زمان و مکان مشخصی، به صورت فردی و یا جمعی، ادراک و تجربه شده است و اکنون برای دیگران گفته و نوشته می شود.

2- مفهوم «راوی» در نسبت با امر دیگری و نه بصورت مستقل، قابل تعریف است زیرا راوی، چیزی را روایت می کند. حال این پرسش وجود دارد که؛ آنچه روایت می شود، چیست؟ تحقق واقعه در زمان و مکان، همچنین ادراک و تجربه درونی آن، بیانگر تحقق یک امر آفاقی- انفسی است. با این توضیح، عنوان راوی به کسانی اتلاق می شود که «از چیزی» به دیگران خبر و گزارش می دهند و آنرا توصیف و تفسیر و تحلیل می کنند. بدیهی است روش ها و تکنیک های این کار به تناسب موضوع و شرایط تغییر کرده و خواهد کرد. هر چند شاخص و ممیزه مفهوم راوی، رویکرد و روش و همچنین تکنیک و ابزار نیست، بلکه دلالت های خبری- معنایی در گفتار و نوشتار آنها، نسبت به واقعه جنگ است.

3- «روایت»؛ سخن گفتن و یا نوشتن راوی از "متن واقعه" است. روایت هر چند سخن از واقعه است، اما عین واقعه نیست، زیرا شناخت، با واسطه و نه بصورت مستقیم، حاصل می شود. بنابراین روایت «درباره» واقعه آفاقی- انفسی است که از سوی راوی یا راویان، ادراک و فهم شده، در نتیجه برای دیگران گفته یا نوشته می شود.

4- «روایت گری»؛ برابر توضیحی که داده شد، به تلاش های دائمی و تخصصی کسانی اتلاق می شود که سخن گفتن و یا نوشتن، درباره آنچه انجام داده و یا شاهد آن بوده اند، همچنین از سوی دیگران گفته و نوشته شده است را، انجام می دهند. عمل روایت گری در امتداد مفهوم «راوی» قابل توضیح است. با این تفاوت که به یک امر تخصصی در گفتار و نوشتار، تبدیل می شود.

5- بر پایه توضیحات یاد شده، هنگامیکه فرماندهان درباره تفکر و عمل خویش سخن گفته و یا می نویسند، راوی واقعه جنگ هستند و همچنین کسانیکه در قرارگاهها و در کنار فرماندهان شاهد وقوع واقعه بوده اند، «راوی جنگ» محسوب می شوند، هر چند به شکل تخصصی در حال نگارش تاریخ واقعه نباشند. همچنین افرادی که به هر شکل جنگ را در سطوح مختلف به عنوان رزمنده در صحنه جنگ و یا در پشت جبهه ها ادراک و تجربه کرده و بصورت خاطره گویی، سخن گفته و یا می نویسند نیز، «راوی واقعه جنگ» هستند. ابعاد و دامنه گفتار و نوشتار، همچنین موضوعات و میزان سندیت آنها، مربوط به «روایت از جنگ» است که، چیستی و چگونگی آن نیاز به بررسی تخصصی دارد.

نتیجه گیری:

1) عنوان «راوی» فارغ از تعاریف متعدد نظری آن، برابر تجربه جنگ ایران و عراق، به کسانی اطلاق می شود که از واقعه ای گزارش می دهند که، عامل یا شاهد آن بوده اند، یا از دیگران شنیده و یا در آثار منتشر شده خوانده اند. برای این منظور، از روش های مختلفی چون گفتار شفاهی به صورت خاطره و یا انتشار آثار مکتوب و مستند استفاده می شود. با وجود آنکه درباره وقایع انقلاب نیز خاطره گفته و یا نوشته می شود، اما از عبارت «راوی انقلاب» استفاده نمی شود، که خود جای تأمل دارد.

2) هر نوع سخن و نوشته ای درباره واقعه، بصورت مستقیم یا با واسطه، بمنزله «روایت» عام از سوی «راویان» است. نگرش و یا روش های فرهنگی مانند خاطره گویی برای عامه مردم، به تنهایی وجه ممیز و تعریف کننده مفهوم راوی و روایت نیست، هرچند صورتی از «روایت جنگ» است که با تأثیر از پیش فرض ها و تأثیرات روحی راویان همراه است.

3) روایت گری از جنگ بمعنای امکان پذیری مبادله تجربه مشترک است، بهمین دلیل هویت ساز است. در این میان خاطره گویی، گونه ای از روایت است که مانند سایر گونه ها، تحت تأثیر باورها و احساسات شخصیِ خاطره گو، و راوی واقعه بیان می شود. هرچند برای مخاطبین بیش از آنکه اقناعی باشد، بیشتر موجب تأثر و تألم روحی می شود. علاوه بر این، خاطره گویی ناظر بر فهم کل واقعه جنگ نیست، زیرا برای این منظور کافی نیست و به تحقیقات عمیق، مستند و گسترده ای نیاز است. در واقع خاطره گوئی محدود کردن تاریخ به قلمرو زندگی افراد و شخصی کردن تاریخ است، در حالی که به گفته گادامر، تاریخ بما تعلق ندارد، بلکه ما به آن تعلق داریم.