1- تحقیق و تأمل در موضوعات تاریخی، همچنین نقد و بررسی تجربیات فردی- اجتماعی، حاوی یک موضوع و مسئله قابل توجه  است که در این یادداشت و در پاسخ به این پرسش بررسی خواهد شد که؛ چرا جزئیات وقایع و عمل فردی- اجتماعی در هر دوره تاریخی، برای همان فرد و یا جامعه اهمیت دارد و پس از آن بصورت تدریجی از کانون توجه خارج و به شکل دیگری امتداد پیدا می کند؟

   نمونه های زیادی وجود دارد که نشان می دهد واقعه و جزئیات آن، تنها برای شخص و یا جامعه ای که درگیر موضوع بوده است، اهمیت دارد و با وجود پافشاری در نقل و تکرار آن، دیگران نسبت به این موضوع چندان توجهی نشان نداده و با بی حوصله‌گی از کنار آن عبور می کنند. فرضاً اگر فردی در موضوع خاصی درگیر شده و دارای تجربه است، تمام جزئیات آن موضوع برای وی اهمیت دارد و بارها آن را تکرار می کند، در حالیکه برای شنونده، جزئیات و تکرار آن جذابیت خود را بصورت تدریجی از دست می دهد. برای فرد صاحب تجربه تاریخی، گرچه مخاطب اهمیت دارد، ولی صرفا با نظر به میزان علاقه مخاطب خاطرات خود را بیان نمی کند، بلکه ضرورتی را در بیان خاطرات و جزئیات آن مد نظر دارد که بیشتر با نظر به خود و برداشتی است که از اهمیت موضوع دارد. بنا براین گرچه موضوع تاریخی وجه مشترک میان راوی با مخاطب است، ولی برداشت از میزان تاثیر و اهمیت آن که موجب بیان جزئیات و تکرار آن می شود، بمعنای افتراق میان راوی با مخاطب است.

2- ملاحظات یاد شده در توصیف وقایع فردی- اجتماعی و تاریخی، همچنین وجوه اشتراک و افتراق میان راوی با مخاطب، ناظر بر این معنا است که؛ هر چند وقایع فردی و اجتماعی، صورت عینی دارد و در زمان و مکان روی می دهد، ولی واقعه صرفا یک امر فیزیکی نیست، بلکه یک امر انسانی است و برای افراد و جامعه روی می دهد. هویت های برآمده از این تجربیات، شخصیت فرد و جامعه را در دوره‌های تاریخی شکل می‌دهد.  به این اعتبار ، وقتی سخن از تاریخ گذشته به میان می آید، فرض بر وجود یک انبار، با انباشتی از داده های تاریخی که برای فهم و نگارش تاریخ به آن رجوع می شود، نیست، هرچند اسناد و سایر آثار، تنها نشانهائی از وجود واقعه است که، تا اندازه ای می تواند امکان معرفت تاریخی را فراهم کند.

3- با این فرض که واقعه برای افراد و جامعه روی می دهد، در نتیجه وقایع تاریخی با هویت و باورها، همچنین تعلقات یک جامعه نسبت دارد و از طریق خاطرات تاریخی، بازخوانی و نقل می شود. به همین دلیل می توان پذیرفت که؛ جامعه بی‌خاطره و بی‌هویت، جامعه‌ی بی تاریخ است. بعبارت دیگر؛ خاطرات تاریخی افراد و جوامع انسانی، ناظر بر باورها و تعلقات آنها است و از این طریق، وجوه تاریخی و در نتیجه تاریخ یک جامعه شکل می گیرد و تغییر می کند. به این اعتبار تغییر نسل و ظهور رخدادهای جدید، الزاماً بمعنای پیوستگی و امتداد تاریخی نیست، زیرا تجربیات هر نسل در مواجهه با وقایع، ضرورتاً یکسان و در امتداد هم قرار ندارند. زیرا با گذشت زمان و پیدایش باورها و تعلقات جدید، نگرش و روش ها برای مواجهه با مسائل فردی – اجتماعی، همچنین وقایع تاریخی دستخوش دگرگونی می شود. با اندکی تساهل می توان پذیرفت که؛ هویت، فرهنگ و تاریخ جوامع مختلف تفاوت دارد و تغییر می کند. با این توضیح تبیین چگونگی گسست ها و امتداد تاریخی در جامعه ایران و میان نسلهای مختلف، در باره جنگ ایران و عراق، یک مسئله اساسی است که نیاز به تأمل و مطالعه دارد. با فرض اینکه در فرایند تحولات سیاسی- اجتماعی، چالشهای هویتی برای تعیین جایگاه و موقعیت ها، همچنین سهم خواهی سیاسی و بسیاری از عوامل دیگر  در تغییر روایتها از جنگ و انقلاب تاثیرگذار خواهد بود، این پرسش وجود دارد که؛ آنچه از موضوعات و رخدادهای تاریخ معاصر ایران، از جمله جنگ و انقلاب در آینده حفظ و یا تغییر خواهد کرد، کدام است؟ چرا؟