الگوی فکری امام

اشاره:

   تبیین الگوی فکری- عملی امام خمینی در جنگ با عراق، بدلیل ضرورت شناخت امام بعنوان فرمانده کل قوا، همچنین بررسی تحولات جامعه و جنگ ایران و عراق، ضروری است. در واقع بازخوانی رخدادها و تحولات اساسی جنگ، بدون در نظر گرفتن اندیشه و نقش امام در جنگ، مانع از فهم عمیق و کامل، از فراز و نشیب و تصمیم گیری های اساسی در جنگ و بسیاری از مسائل دیگر خواهد شد. این مهم در زمان جنگ و پس از آن، همواره با اهداف و رویکردهای مختلف، در داخل و خارج از کشور صورت گرفته و همچنان انجام خواهد شد. امام در واقع بخش جدایی ناپذیر تحولات تاریخ معاصر ایران، بویژه جنگ و انقلاب است. بنابراین هم به اعتبار رهبری انقلاب و فرماندهی جنگ و هم به اعتبار بنیان‌گذاری جمهوری اسلامی و ساختار ولایت فقیه، به همراه بسیاری از اقدامات دیگر، امام همواره در کانون توجهات پژوهشی و الگوی فکری- رفتاری در داخل و خارج از کشور باقی خواهد ماند ...

                                       ************

نظر به جایگاه و نقش بی بدیل امام خمینی بعنوان فرمانده کل قوا در فرماندهی جنگ و تصمیم گیری برای چگونگی دفاع در برابر حمله عراق،ادامه جنگ و نحوه پایان آن، در این یادداشت، این پرسش بررسی خواهد شد که؛  الگوی فکری- عملی امام خمینی  در جنگ ایران و عراق،از نظر روش شناختی چگونه بررسی شده است؟ در این بررسی منظور از روش، «شیوه تفکر» است.  همچنین فرض بر این است که؛ در زمان انقلاب و جنگ، پارادایم فکری- رفتاری جامعه ایران تحت تأثیر اندیشه و رفتار امام قرار داشته و لذا بخش مهمی از رخدادها و تحولات جامعه ایران در جنگ و انقلاب، بازتاب تفکر و مدیریت امام و در عین حال متاثر از شناخت و پذیرش اندیشه و رفتار امام از سوی جامعه ایران است. توضیحاتی که بعنوان مفروضات به آن اشاره شد، ناظر بر دو ملاحظه کلی است:

1) شناخت و تبیین اندیشه امام، با فهم و عمل برای تحقق آن، تفاوت دارد. آنچه در زمان جنگ و انقلاب واقع شده است، «فهم و عمل» جامعه در جنگ و انقلاب است، اما آنچه که اکنون در حال انجام است و در این یادداشت بررسی خواهد شد، توضیح و تبیینی است که از یکسو ریشه در پیوستگی‌های تفکر و رفتار امام با تحولات دارد و از سوی دیگر، الزامات و ضرورت‌های حاصل از تغییر شرایط و گذشت زمان را بیان می کند.

2) شناخت و تبیین اندیشه امام را نباید به سخنان یا پیام های مکتوب ایشان محدود کرد، زیرا سطحی از تعامل و پیوستگی میان مواضع و سخنان امام درباره موضوعات و مسائل اساسی جنگ، با کنش- واکنش‌های سیاسی- نظامی جنگ ارتباط دارد، بنابراین همانگونه که تحولات جنگ را بدون شناخت امام نمی‌توان تبیین کرد، اندیشه و تصمیمات امام را نیز بدون شناخت از تحولات جنگ، نمی‌توان توضیح داد.

   پیوستگی های موجود در اندیشه امام و تحولات و عمل تاریخی نسل جنگ و انقلاب و پیامدهای کنونی و آینده آن، در حالیکه واکاوی و بازخوانی اندیشه ها و تحولات جنگ را ضروری کرده است، در عین حال دامنه چالش ها و دشواری تبیین را گسترش داده است. به همان میزان که نقل و تمجید صورت می گیرد، تحلیل و نقدهای ویرانگر وجود دارد. به موازات اعتقاد و اعتماد به برون رفت از چالش های جنگ و تأمین هدف سقوط صدام، با تکیه بر الگوی فکری- رفتاری امام، به همان اندازه، اندیشه و راه امام برای مقاومت در برابر فشارها، مسئله اصلی پنداشته می شود.

   توضیحات یاد شده بمنزله نگرش ها و روش ها در مواجهه با اندیشه و رفتار امام در جنگ، در حالیکه بیانگر طیف گسترده ای است، اما در عین حال در درون یک قطب‌بندی متضاد شکل گرفته که راه حل میانه‌ای را ترسیم نمی کند. بنابراین نقد و بررسی نگرش ها و روش های کنونی در بررسی آراء و الگوی فکری- عملی امام در جنگ، ضروری و لازمه روش شناسی آن می باشد.

   فارغ از قطب‌بندی فکری- اعتقادی در ارزیابی و قضاوت درباره الگوی فکری- رفتاری امام در جنگ که تا کنون هیچگونه تحقیق و تصویرسازی درخور توجهی درباره آن شکل نگرفته، بنظر می رسد «روش های» کنونی به دو دسته کلی قابل تقسیم است:

1) بررسی نقلی- تحلیلی. تمامی آثاری که در این زمینه تهیه و منتشر شده، بیشتر به روش نقلی- اسنادی و سپس نتیجه گیری و مقداری تفسیر و تحلیل است. روش نقلی تا اندازه ای تحت تأثیر سنت بررسی اندیشه بزرگان و شخصیت های دینی قرار دارد. ضمن اینکه بحث درباره امام، بدون استناد به اصل سخنان و یا پیام های ایشان، به دلیل اهمیت و تأثیر آن،به دشواری مورد پذیرش قرار می گیرد. در عین حال  بررسی های نقلی و جزئی، به دلیل روش شناختی، امکان دستیابی به اندیشه های کلان را فراهم نخواهد کرد.

2) بررسی تفسیری- مفهومی. در حالیکه پیش فرض‌های بررسی نقلی- تحلیلی، حاصل برداشت‌های تفسیری و ذوقی یا مفهومی از امام است، اما در این زمینه آنچه نوشته شده، بسیار اندک است. در این میان، رویکرد و روش شهید آوینی، در برخی از آثار وی، تا اندازه ای با روش تفسیری انجام شده است.

   مشخصه بررسی های انجام شده با دو روش نقلی- تحلیلی و یا تفسیری- مفهومی، تکیه بر سخنان و پیام‌های امام است. به این شکل که یا برای تفسیر و تحلیل مواضع امام، با تکیه بر سخنان و پیام های ایشان، مصادیق مختلفی شامل وقایع جنگ ذکر می شود، یا گاهی ضمن بررسی وقایع جنگ، با ارجاع و استناد به امام، از سخنان ایشان نقل قول می شود. تا کنون متن تحقیقاتی مناسب و کاملی که بیانگر نقل قول، تفسیر و تحلیل مواضع و رفتار امام در تعامل پویا با رخدادها و تحولات جنگ باشد، تهیه نشده است. در صورت تهیه چنین پژوهشی، این موضوع مشخص و آشکار خواهد شد که مواضع و واکنش امام، چه تأثیری بر رخدادها و تحولات جنگ داشته و متقابلاً رخدادها و تحولات جنگ، چه تأثیری در ایجاد یا تغییر مواضع امام بر جای گذاشته است.

   گرچه انجام پژوهش «تعامل میان اندیشه و رفتار امام با تحولات جنگ»، با نظریه پردازی درباره الگوی فکری- عملی امام فاصله دارد، اما انجام آن نه تنها مقدمه تغییر روش در بررسی اندیشه و رفتار امام در جنگ خواهد شد، بلکه موجب بررسی و نگرش واقعی تر و فاصله گرفتن از جزمیت های قطبی می‌شود.