3- در میان مولفه های موثر در ایجاد تصورات جدید از جنگ ، نهضت آزادی با تأکید بر نقد مدیریت و تصمیم گیری مسئولین سیاسی در جنگ و طرح پرسش درباره وقوع و ادامه جنگ ، نقش مهمی در شکل گیری رویکرد انتقادی به جنگ داشته است. در حالیکه در ابتدا تفکر و رفتار دولت موقت و نهضت آزادی درباره جنگ ، مورد انتقاد قرار داشت ولی این نقش تدریجاً جابه جا شده است که به برخی از موارد آن اشاره خواهد شد.

در ابتدای جنگ، وقوع حوادث امنیتی و سپس جنگ ، دولت موقت و مهندس بازرگان نخست وزیر وقت را به مماشات بویژه در برابر عراق متهم کرد. بعدها نهضت آزادی در واکنش به این اتهام با استفاده از شرایط و فرصت حاصل از فتح خرمشهر ، بیانیه ای را صادر کرد مبنی بر اینکه دولت موقت نقشی در وقوع جنگ نداشته است !!

یکسال پس از فتح خرمشهر برای نخستین بار نهضت آزادی طی صدور بیانیه ای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر را به پرسش گرفت. در حالیکه بسیاری تصور می کنند این بحث همزمان با تصمیم گیری برای ادامه جنگ و با هدف کمک به تصمیم گیری تهیه شده است. در واقع با طولانی شدن جنگ و بعدها نحوه پایان آن و تحولات سیاسی – اجتماعی پس از جنگ از جمله عواملی بود که بصورت تدریجی رویکرد به جنگ را از طریق نقد و بررسی مدیریت و تصمیم گیری ها ، مورد پرسش قرار داد.

نظر به اینکه طرح پرسشها ماهیتاً ناظر بر اغراض سیاسی بود ، لذا هرگونه بررسی با رویکرد انتقادی ، منطبق با تلاشهای نهضت آزادی تلقی و از آن خودداری می شود. ضمن آنکه واکنش در برابر پرسشها نیز بصورت انفعالی و با ملاحظه سیاسی ، صورت می گیرد. لذا در پاره ای از موارد که کاستیها یا اشتباهاتی صورت گرفته و باید مورد پرسش قرار بگیرد ، از این عمل خودداری می شود و امکان طرح و نقد مسائل جنگ فراهم نمی شود.

فارغ از این ملاحظه که برای نقد و بررسی جنگ تا کنون حتی از سوی نهضت آزادی تحقیقات اساسی صورت نگرفته است ، ولی شکل گیری روند نقد و طرح پرسش و واکنش به آن ، چارچوب مفهومی و روشی را بوجود آورده است که فهم مسائل جنگ را در مسیر ملاحظات سیاسی قرار داده و در نتیجه امکان استفاده از ظرفیت نقد با رویکرد عقلانی برای تعمیق فهم از جنگ، کمتر قابل بهره برداری است. در حالیکه با اتمام جنگ و الزامات عمل در جنگ ، گفتارها درباره جنگ از دو طریق ادامه خواهد یافت : یکی بیان خاطرات حاضران و شاهدان و دیگری پاسخ به ابهامات و پرسشها که از هم اکنون آغاز شده است.

4- علاوه بر مولفه های یاد شده ، اهمیت ارزشهای انسانی در دوره دفاع مقدس همراه با نگرانی نسبت به گسترش ناهنجاریهای حاصل از اجرای برنامه توسعه اقتصادی پس از جنگ ، نقش مهمی در شکل گیری رویکرد معنوی – ارزشی به جنگ داشت. در واقع ملاحظات فرهنگی – اجتماعی پس از جنگ و ضرورت استفاده از الگوهای فرهنگی – معنوی در زمان جنگ منجر به شکل گیری نگرشی نسبت به جنگ شد که از آن می توان به تأویل گرایی و یا تفسیر معنوی از مسائل انسانی جنگ نام برد.

صرف نظر از اینکه این رویکرد بخشی از تحولات جنگ را توضیح می دهد و توجه به آن ضروری و اجتناب ناپذیر است، ولی هم اکنون رویکرد معنوی -  انسانی به جنگ موجب فهم جدیدی از جنگ شده است که جوهر نظامی جنگ و دشواریهای آن از جمله تصمیم گیری و فرماندهی جنگ را نادیده می گیرد.

جنگ در این نگاه بیشتر بعنوان سلوک فردی و معنوی تصور می شود ، حال آنکه جنگ ماهیتاً یک امر نظامی و بر محاسبات عقلانی استوار است و با سطحی از چالش برای فرماندهی و مدیریت آن مواجه است. این نوع نگاه به جنگ موجب ساده انگاری از واقعیّات جنگ گذشته و جنگ در آینده می شود.

یکی از عوامل موثر در تداوم رویکرد معنوی -  انسانی از جنگ ، ضرورت فضاسازی برای بازدید مردم از مناطق جنگی و متقابلاً استقبال مردم از این موضوع و پیامدهای آن می باشد. رواج خاطره گویی از جنگ بمنزله نوعی روایت تاریخی – معنوی از حوادث جنگ است که در ساماندهی این رویکرد نقش مهمی دارد. مجموع این ملاحظات، برداشت از جنگ را تحت تاثیر ملاحظات فرهنگی- اجتماعی قرار داده است.

5- یکی دیگر از عوامل موثر در حوزه مباحث نظامی جنگ در تصویرسازی از جنگ و فراز
و نشیبها و مراحل آن ، تلاشهای سپاه و ارتش برای توضیح نقش سازمانی هر یک در جنگ و پیروزی و شکست ها است که تاثیر جدی در شکل گیری روایت های چندگانه از مسائل نظامی جنگ داشته است. با اینکه منابع ارتش و سپاه درباره مسائل نظامی جنگ، اختصاصی و در مقایسه با سایر مراکز، منحصربه فرد است، ولی مناقشات علاوه بر اینکه بهره برداری و انتشار منابع را تحت تاثیر قرار داده و موجب چندگانگی در اطلاعات و تحلیل شده است ، همچنین مانع از تمرکز بر سایر مسائل و موضوعات جنگ و مهمتر از آن ، ارتقاء مسائل عملیاتی به سطح بالاتر شده است.

در عین حال رعایت احتیاط در طرح مناقشات با اجتناب از ارائه آن بصورت رسمی، منجر به ایجاد حاشیه و استفاده از کنایه و ابهام گویی شده است. این ملاحظات مانع از روشن شدن مسائل خواهد شد ، ضمن این که مخاطبین را همواره از دستیابی به حقایق و واقعیّات جنگ محروم خواهد کرد.

پیدایش این وضعیت نه تنها کمکی به فهم مناسبتر از جنگ نخواهد کرد ، بلکه روشهای موجود در طرح مسائل سیاسی– نظامیِ جنگ، در فهم و تحلیل مسائل تاریخی - نظامی جنگ گذشته و فهم ماهیّت جنگ آینده و روش مقابله با آن و مناسبات ارتش و سپاه ، تاثیر مطلوبی نخواهد داشت.

تغییر و تحوّل در مفهوم جنگ به این دوره و عوامل مورد اشاره ، محدود نخواهد شد و هم چنان این روند ادامه خواهد داشت. آنچه که حایز اهمیت است ، اطلاع از این تحول و مدیریت روند و چشم اندازهای آن از یکسو و انطباق با واقعیّات و حقایق جنگ از سوی دیگر می باشد. در این روند از طریق تحقیق و پژوهش و با استفاده از پویایی حاکم بر منطق جنگ و ظرفیت های درونی آن، دو جریان فکری –  تاریخی هم اکنون آغاز شده و هم چنان ادامه خواهد یافت :

1- رویکرد سیاسی – انتقادی با طرح پرسش از جنگ و نقد و بررسی آن.

2- روایت تاریخی –  تحلیلی از جنگ با بیان خاطرات و یا استفاده از اسناد و گزارشات.

   در حوزه نقد و بررسی، طرح پرسش، گریزناپذیر است و هم اکنون از اپوزیسیون به درون جامعه و نسل جوان و حتی در میان مسئولین سیاسی و فرماندهان نظامی جابجا شده است. تلاش اصلی در این حوزه به رسمیت شناختن پرسش و در عین حال « خنثی سازی دلالت های معناییِ پرسشهای موجود » و سپس طرح صحیح از مسائل و پرسشها می باشد. در صورتیکه این اقدام بنحو مناسبی مورد اهتمام قرار بگیرد و انجام شود، پاسخ به پرسش ها از حالت انفعالی و دفاعی، به یک موضع ابتکاری و خلّاقانه و ارائه فهم جدید از جنگ منجر خواهد شد و مسیر تازه ای برای استفاده از ظرفیت های درونی جنگ ، در فهم مسائل سیاسی – اجتماعی ، سازوکارهای تصمیم گیری و مدیریت در جنگ و سایر موارد ، حاصل خواهد شد.

علاوه بر این، روایت صحیح از جنگ باید با تکیه بر اسناد و شواهد و قرائن و توسط حاضران و شاهدان بیان شود. « وضوح بخشی به لایه ها و ابعاد مختلف جنگ از طریق روایت صحیح آن » ، واقعیات و حقایق جنگ را در چارچوب مفهومی و مرزهای واقعی آن و منطبق با نحوه وقوع، حفظ خواهد کرد. مبالغه و یا گزیده گویی در توضیح رخدادها و وقایع جنگ از طریق سخنرانی و یا روایت های شفاهی، حقایق و واقعیات جنگ را بصورت تدریجی دستخوش تحریف و دگرگونی خواهد کرد و در نتیجه ظرفیت های تاریخی جنگ برای استفاده از آن در برابر تهدیدات و جنگ آینده ، به مخاطره خواهد افتاد.