نتیجه گیری

   جنگ به عنوان مجموعه ای از اقدامات نظامی معطوف به کشتار و تخریب، هدفمند است. اهداف سیاسی جنگ، بیرون از جنگ و راهنمای مجموعه اقدامات نظامی است. با این توضیح در مناسبات دو کشور بن بست در حل و فصل مسائل و مناقشات از طریق سیاسی، موجب استفاده از قدرت نظامی می شود. جنگ حاصل تصادف نیست، هر چند با بهانه شروع شود.

فرایند انتقال مناسبات و شرائط دو کشور از صلح به جنگ در یک دوره زمانی و بر پایه مناقشات سیاسی – تاریخی از طریق تهدید به استفاده از زور، مداخلات امنیتی، تنش مرزی و سرانجام تشدید بحران صورت می گیرد. عدم تمایل و یا ناتوانی در حل مناقشات و بحران از طریق سیاسی با مذاکره، زمینه انتقال به وضعیت جنگی و سرانجام درگیری نظامی، میان دو کشور است.

وقوع جنگ میان دو کشور با افزایش خصومت و متکی بر قدرت، با هدف تامین اهداف از طریق بکارگیری زور، صورت میگیرد. با این توضیح سرنوشت جنگ از مسیر تحولات صحنه نبرد و نتایج آن می گذرد. خصومت و التهاب و هیجان جنگ، منطق گفتگو را مخدوش می کند و گفتارها بر پایه منطق سلاح و نبرد شکل می گیرد.

بازگشت مجدد به میز مذاکره بر اثر آشکار شدن نتایج نبردهای نظامی در یک جنگ محدود یا گسترده، کوتاه مدت یا طولانی و فرسایشی، صورت می گیرد. پیروزی یا شکست یکی از طرفین و یا تقسیم پیروزی – شکست میان طرفین نقش مهمی در زمان و نحوه خاتمه جنگ دارد.

آغاز جنگ بر محاسبات و پذیرش ریسک پیروزی بر روی کاغذ و به صورت ذهنی صورت می گیرد ولی اتمام بر پایه محاسبه هزینه – فایده از طریق ارزیابی و مشاهده خسارات و دستاوردهای سیاسی – نظامی در صحنه نبرد، انجام می شود. ملاحظات یاد شده در تصمیم گیری برای جنگ و یا پایان دادن به آن نقش مهمی دارد.

پس از جنگ، تاثیر نبردهای نظامی و دستاوردهای سیاسی آن در داخل کشور و ایجاد موقعیت منطقه ای برای هر کشور، نقش بسیار مهمی در رویکرد به مسئله جنگ و ضرورت امتناع از آن و یا بازگشت مجدد به آن دارد.

پایان