برخورداری از تجربه جنگ برای یك جامعه و مسئولان آن از چه منظری اهمیت دارد؟ به عبارت دیگر چه ملاحظاتی راهنمای مواجهه با تجربه جنگ، پس از اتمام جنگ است؟

‌الف) به نظر می‌رسد جامعه و كشوری كه از تجربه یك جنگ برخوردار است به دلیل پرداخت هزینه جنگ همواره به دو موضوع و یا هدف اساسی توجه خواهد كرد:‌

1-  امتناع از جنگ به شكل عزتمندانه از طریق بازدارندگی با روش و ابزارهای سیاسی و نظامی.

2- كسب پیروزی در صورت تكرار جنگ بر پایه قدرت نظامی و اعتقادی.

نظر به اینكه جنگ ماهیتاً به درگیری سازمان‌یافته با استفاده از ابزار نظامی اطلاق می‌شود كه معطوف به تأمین اهداف سیاسی است، در نتیجه آنچه در دو سطح باید مورد اهتمام باشد به شرح زیر است:‌

- در سطح تاكتیك و عملیات: پیروزی نظامی برای تأمین اهداف سیاسی.

- در سطح استراتژیك: تصمیم‌گیری و پشتیبانی با استراتژی مناسب.

چنانكه روشن است پیروزی و شكست در جنگ تابع استراتژی و تصمیم‌های استراتژیك است و بسیج و تخصیص منابع ملی بدون استراتژی مناسب امكان‌پذیر نخواهد بود. طراحی استراتژی یا بر اساس اهداف و بسیج منابع برای تأمین آن می‌باشد و یا بر اساس توان و مقدورات صورت خواهد گرفت. اگر این ملاحظات وجود نداشت تصمیم‌گیری و طراحی استراتژی به سهولت انجام می‌گرفت و پیروزی نیز به آسانی حاصل می‌شد. حال آنكه دشواری‌های موجود در این مسیر حاصل پیچیدگی دستیابی به استراتژی مناسب و تصمیم‌گیری صحیح در زمان لازم می‌باشد.

‌ب) در جنگ، روحیه، ابزار و توان سه ضلع مثلث قدرت برای كسب پیروزی و تأمین اهداف مورد نظر می‌باشد.

1- روحیه و اراده متأثر از ادراك و شناخت ماهیت تهدیدات دشمن و اهداف و آرمان‌‌ها است. بدون این مهم، اراده‌های بزرگ در انسان‌های مؤمن و معتقد برای جانفشانی در راه اهداف و آرمان ظهور نخواهد كرد.

2- ابزار بر گزینه‌های تصمیم‌گیری و بر انتخاب تاكتیك و استراتژی اثر می‌گذارد. بدون ابزار و تجهیزات، اراده و روحیه به نتیجه نخواهد رسید.

3- توان شامل سازماندهی و بكارگیری و مدیریت سرمایه‌های عظیم مادی و معنوی جامعه و كشور است كه برای دستیابی به اهداف و آرمان‌ها مورد بهره‌برداری بهینه قرار می‌گیرد. زیرا اهداف بزرگ به هزینه و سرمایه‌های بزرگ نیاز دارد.

ج) جوامعی كه دارای تجربه حوادث بزرگ همانند انقلاب یا جنگ هستند در واقع از سرمایه‌ها و اندوخته‌های بزرگ برای تصمیم‌گیری كلان و راهبردی برخوردار می‌باشند. برخی از مشخصات جوامع برخوردار از تجربه جنگ به شرح زیر می‌باشد:‌

1) جنگ یك حادثه تلخ و دشوار با هزینه سنگین است و تنها اهداف و آرمان‌های بزرگ، آن را قابل تحمل خواهد كرد.

2) دوران صلح، دوران غفلت نیست بلكه دوران آمادگی و افزایش قدرت دفاعی است. زیرا هر ملتی در دوران صلح باید برای جنگ آماده باشد در غیر این صورت هم صلح و هم جنگ را از دست خواهد داد. در صورتی كه آمادگی در زمان صلح موجب حفظ صلح و پیروزی‌ در زمان جنگ خواهد شد.

3) جنگ موجب شكل‌گیری "سرمایه اجتماعی" می‌شود. حاصل این امر اعتمادزایی و برانگیزاننده قدرت روحی برای مواجهه با دشواری‌های بحران و جنگ است.

4) برخورداری از فرماندهان بزرگ با تجربه و شجاع، همراه با اعتماد به نفس لازم و قدرت تعقل و مدیریت، یكی از سرمایه‌های بزرگ جنگ و بحران است. فرماندهان و مسئولان چنین جوامعی دارای ‡<شجاعت همراه با درایت> و <جسارت همراه با تعقل>هستند و به همین دلیل قادر به حفظ و تأمین منافع كشور خواهند بود.

5) ساز و كارها و قدرت بسیج‌كنندگی جامعه و سازماندهی قدرت و توان ملی به صورت الگوهای نهادینه شده وجود دارد و لذا با مشاهده تهدید و بحران تدریجاً آمادگی ذهنی و عملی در جامعه ایجاد می‌شود.

6) برخورداری از الگوهای ذهنی و عملی برای مواجهه با بحران و جنگ سبب می‌شود جامعه به سرعت از وضعیت عادی در شرایط صلح به سرعت به وضعیت مناسب با بحران در شرایط جنگ منتقل شود. زمان برای انطباق با شرایط جدید بسیار كوتاه خواهد بود زیرا جامعه از ذهنیت و شرایط روحی لازم برخوردار است.

7) برخورداری از قدرت خلاقیت و انعطاف لازم برای دفاع به تناسب ماهیت تهدید و جنگ وجود دارد. در واقع تجربه جنگ موجب تصلب فكری و عملی نخواهد شد بلكه موجب افزایش قدرت انطباق و در نتیجه انعطاف در برابر وضعیت جدید و مواجهه مناسب خواهد شد.

‌د) مواجهه با تهدیدات امریكا و اسرائیل در آزمون بزرگ هسته‌ای، نیازمند بازنگری تجربیات جنگ در سطح نظامی- استراتژیك می‌باشد. كشور و جامعه‌ای كه از تجربه یك جنگ طولانی برخوردار است یعنی با پرداخت هزینه، از سرمایه بزرگ برای مدیریت بحران و كسب پیروزی در عرصه سیاسی -  نظامی برخوردار است، مشروط بر آنكه نقطه عزیمت را بر پایه تجربه جنگ قرار دهد و در امتداد آن پاسخ‌گوی شرایط و نیازمندی‌های جدید باشد.