وقایع و رخدادهای بزرگ همانند جنگ و انقلاب، همیشه در معرض بحث و گفت‌وگو و روایت‌های متفاوت در زمان‌های مختلف قرار دارند. به کارگیری شیوه و زبان جدید در روایت وقایع بزرگ با توجه به ابعاد و موضوعات جدید، بیانگر تغییر در محتوی و مضمون روایت‌ها و در نتیجه تغییر تدریجی آنها می‌باشد.

نظر به اینکه میان ادراکات و روایت‌ها نسبت وجود دارد، در واقع تغییر در روایت‌ها، نشان تغییر در ادراکات است. با این توضیح و با فرض اینکه ادراک اولیه در زمان وقوع حادثه تدریجاً دستخوش تغییر و تکامل می‌شود، پرسش این است که ادراک از یک موضوع و تغییر آن بر اثر چه عواملی شکل می‌گیرد و چگونه جریان پیدا می‌کند؟

این پرسش ناظر بر سازکارهای فهم و فرایند شکل‌گیری و تغییر آن بر اثر عوامل بیرونی و منطق درونی می‌باشد. پاسخ به این پرسش بدون رمزگشایی از مسئله فهم و سازکارهای شکل‌گیری ادراکات و تغییر آن که در نظریه پدیدار شناسی مورد توجه قرار گرفته، بسیار دشوار است. فارغ از هر توضیحی در این زمینه، مسئله مهم این است که فهم زمانمند است و با تغییر در شرایط، فهم از مسائل و در نتیجه روایت‌ها، تغییر می‌کند.

با اتمام جنگ ایران و عراق چند حادثه بزرگ روی داده است که حوزه مطالعات جنگ ایران و عراق و در نتیجه ادراک از جنگ و روایت از آن را تدریجاً دستخوش تغییر کرده است که آثار و نتایج آن در آینده بیشتر آشکار خواهد شد:

1ـ سقوط صدام

  صدام نماد تجاوز به ایران است. با سقوط صدام و سپس حاکمیت شیعیان در عراق، نوعی آرامش روحی ـ روانی نسبت به جنگ در مردم به وجود آمد. احساس رضایت و تمایل به حذف صدام در جامعه ایران به منزله مجازات متجاوز بود. این موضوع همراه با حاکمیت شیعیان در عراق و دفع تهدید عراق نسبت به ایران، تا اندازه‌ای پیامدهای اولیه حضور امریکا در عراق را تحت تأثیر قرار داد.

تحولات حاصل از سقوط صدام در حوزه مناسبات سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی ایران و عراق و نگرش جدید به جنگ از آن سوی خاکریزها و همچنین فراهم شدن زمینه انتشار اسناد و مدارک عملیاتی با چاپ و انتشار آن، فهم از مسائل جنگ را تغییر داده است. در گذشته دشمن به عنوان یک کلیت واحد تصور می‌شد که در آن سوی خاکریزها با حمایت بین‌المللی مشغول تجاوز و اشغال است، ولی با سقوط صدام نگاه جدیدی به عراق و آن سوی خاکریزها از طریق گفت‌وگو با ژنرال‌های عراقی و مشاهده اسناد و مدارک در حال شکل‌گیری است، همچنین چاپ اسناد جدید درباره تصمیم‌گیری و طراحی عملیات‌ها و گشودن بخشی از جبعه سیاه جنگ* در مجموع موجب پیدایش دیدگاه‌های جدید در میان صاحب‌نظران و محققین و همچنین منتقدین خواهد شد.

2ـ گسترش مناقشات سیاسی و نقد جنگ ایران و عراق

  حادثه سیاسی ـ اجتماعی دوم خرداد 1376 زمینه‌های نقد شالوده شکنانه را در تمام حوزه‌ها از جمله جنگ ایران و عراق فراهم کرده و گسترش داد. در این روند، گفتمان انتقادی از اپوزیسیون و جریانات سیاسی به جامعه و نسل جدید منتقل و تا اندازه‌ای نهادینه شده است. در واقع پرسش‌های اپوزیسیون و جریانات سیاسی به پرسش‌های جامعه و نسل جدید تبدیل شده است. این تحول به معنای شکل‌گیری و نهادینه شدن رویکرد انتقادی به جنگ در نزد نسل جوان است.

در این روند، مناقشه درباره ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و پایان جنگ، در میان مسئولین سیاسی و نظامی جنگ منجر به انتشار نامه تاریخی امام درباره پذیرش قطعنامه 598 شد. مسئله مهم در این روند علاوه بر انتشار یک سند تاریخی در فرایند مناقشات سیاسی و نه ضرورت‌های تاریخی و تحقیقاتی، گسترش گفتمان انتقادی در میان مسئولین و تصمیم‌گیرندگان سیاسی و نظامی جنگ بود. پیدایش این وضعیت ادراک اولیه از جنگ و صف‌بندی میان دیدگاه‌های مسئولین سیاسی ـ نظامی جنگ با اپوزیسیون را به هم زد.

3ـ بازدید مردم از مناطق جنگی

  تلاقی عید نوروز با محرم تدریجاً زمینه‌های بازید مردم از مناطق جنگی را فراهم کرد. پیش از این هرگونه اقدامی به صورت محدود و خاص صورت می‌گرفت ولی این وضعیت در واقع یک پدیده جدید بود. در واکنش به این پدیده، جریان راوی‌گری به معنای حضور افراد مطلع برای توضیح رخدادهای نظامی در مناطق جنگی، شکل گرفت. وسعت و حجم بازدید‌کنندگان موجب گسترش جریان راوی‌گری از طریق آموزش و سازماندهی در نهادهای مختلف ارتش، سپاه و بسیج شد.

ترکیب جدید راویان شامل رزمندگان و نسل جدید، به دلیل فهم و تجربه متفاوت از جنگ، موجب رویدادهای متفاوت شده است. ضمن اینکه روایت‌گری از سوی نسل جدید در حال غلبه بر روایت‌گری نسل رزمنده است. نظر به اینکه راویان نسل جدید فاقد تجربه حضور در جبهه‌ها هستند و بیشتر از طریق شنیداری و تا اندازه‌ای مطالعه، با مسائل جنگ آشنا شده‌اند و جنگ را به صورت شفاهی و نه مکتوب روایت می‌کنند، در نتیجه فاقد دقت لازم در بیان مسائل هستند. همچنین فضای معنوی مناطق عملیاتی و آمادگی روحی ـ روانی بازدیدکنندگان موجب استعمال رویکرد احساسی و معنوی در بیان جنگ می‌شود. در مجموع فرایند جدید موجب ادارک جدیدی از جنگ در نسل جدید و بازدیدکنندگان مناطق جنگی می‌شود که با گذشته تفاوت دارد.

در گذشته واقعه جنگ موجب تولید معنا و ادراکات جدید می شد ولی در مرحله جدید اسناد و گزارشات، سخنرانی و گفتارها و تجربه دیدار از مناطق جنگی، ادراکات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و منجر به تولید گفتمان جدید از جنگ و روایت‌های جدید خواهد شد.

ادراکات جدید از جنگ بدون تردید ادراکات پیشین را دستخوش تغییر خواهد کرد، اما تا چه اندازه این ادراکات و روایت‌های جدید از جنگ در مسیر تکامل قرار دارد و با واقعیات و حقایق جنگ منطبق خواهد بود، نیاز به توجه و بررسی دارد.

 پاورقی

-------------------------------------

* دکتر محسن رضائی فرمانده اسبق سپاه معتقد است باید جبعه سیاه جنگ را باز کرد.