مخاطرات هویتی- موجودیتی ناشی از وقوع جنگ، واکنش دفاعی جامعه ایران را در برابر حمله نظامی عراق برانگیخت. هم اکنون نظام معرفتی در باره جنگ ایران و عراق، حاصل شکل گیری توصیف و تبیین جنگ، و در واقع ناظر بر عوامل و سازوکارهای جنگ دفاعی ایران در برابر عراق است. ضمن اینکه در برخی زمینه ها، نحوه تصمیم گیری‌ها و نتایج حاصله، مورد پرسش قرار گرفته است. توضیح یاد شده ناظر بر درهم آمیختگی ادراک تجربی- عملی جنگ در زمان وقوع، همچنین آشکارسازی کنش فکری- عملی جامعه ایران در برابر وقوع جنگ، از طریق گفتمان سازی و تولید ادبیات و آثار مختلف است. با فرض اینکه در زمان جنگ، مسئله جامعه ایران، واکنش به تجاوز عراق و تلاش برای پیروزی بود، پس از جنگ، مسئله جامعه ایران در مواجهه با جنگ چیست؟ توضیح و تبیین های کنونی از جنگ، ناظر بر چه ملاحظاتی است؟

  چنانچه روشن است، دامنه این پرسش و عمق آن، نیازمند پژوهشی جداگانه است و در این یادداشت، موضوع از حیث طرح مسئله، مورد توجه قرار گرفته است. بنظر می رسد برخی ملاحظات را در بررسی پرسش ، باید مورد توجه قرار داد تا مسئله اصلی روشن تر شود. تجربه جنگ و فهم آن، همچنین نحوه مواجهه با مسئله جنگ، در نزد افراد و اقشار جامعه به دلایل مختلف، تفاوت دارد. بعنوان مثال، به برخی موارد آن اشاره می شود:

1- افراد و خانواده‌هایی که بدلیل شهادت و یا جانبازی فرزند یا سرپرست خانواده خود، به صورت مستقیم همچنان درگیر مسئله جنگ هستند.

2- افرادی که بدلیل برخورداری از تجربه جنگ و مسئولیتی که داشته اند، در امتدا آن در حوزه های نظامی و امنیتی فعالیت می کنند و هسته اصلی و شاکله شخصیتی آنها، برآمده از تجربه جنگ است و همواره به آن رجوع می کنند.

3- پژوهشگرانی که سرمایه عمر خود را به فعالیت در حوزه مطالعاتی جنگ ایران و عراق اختصاص داده و برای توصیف و تحلیل رخدادهای جنگ و روایت آن، تلاش می‌کنند.

4- کودکان و نوجوانان دهه 60، همچنین متولدین این دوره که همچنان تحت تأثیر آثار و پیامدهای روانی- اجتماعی جنگ قرار دارند، خاطرات خود را بازبینی و درباره آن قضاوت می کنند.

5- خانواده‌هایی که حیات و سلامتی روحی- روانی، سرمایه زندگی و عمر خود را بدلیل اشغال خانه و کاشانه خود از سوی دشمن، از دست دادند و همچنان درگیر نتایج و پیامدهای آن هستند.

6- نسل جدید که بسیاری از ارزشها و ساختارهای نظامی، شخصیتها و مفاهیم را در چارچوب مفهوم جنگ، از طریق تبلیغات و مجادلات سیاسی شناخته و در موضع پذیرش و تبعیت و یا چالش نقادانه از جنگ قرار دارد.

   نگاه اجمالی به فهرست یاد شده، در حالیکه بیانگر دشواری و پیچیده‌گی پرسش یاد شده و در نتیجه پاسخ به آن می باشد، ناظر بر این معناست که؛ مسئله جنگ حتی اگر در زمان وقوع و ضرورت واکنش به آن تا اندازه ای برای جامعه ایران یکسان بوده است، به دلیل نتایج و پیامدهای متفاوت آن بر فکر و زندگی فردی- خانوادگی افراد و اقشار مختلف، مواجهه کنونی با آن یکسان نیست. در واقع ترکیبی از "یکسان" بودن مسئله جنگ، بدلیل ضرورت دفاع در برابر متجاوز و "تفاوت" مواجهه با آن، بدلیل نتایج و پیامدهای مختلف، پاسخ به پرسش را دشوار و پیچیده می کند.

   بنظر می رسد ضرورت دفاع و مشروعیت حاصل از تقدس آن، همانگونه که در زمان جنگ موجب مقاومت در برابر دشمن شد، اکنون نیز تحمل بخش مهمی از دشواری های حاصل از نتایج جنگ را قابل پذیرش کرده است. در عین حال این رویکرد، موجب شکل‌گیری سطحی از انتظارات و مطالبات فردی و سیاسی- اجتماعی شده که بر نحوه مواجهه با مسئله جنگ، تأثیر گذاشته است. در ادامه بحث، به برخی روش های توضیحی- تبیینی در مواجهه با مسئله جنگ، اشاره می شود:

1- مواجهه فرهنگی- ارزشی با مسئله جنگ، بمنظور ترویج الگوی فکری- رفتاری رزمندگان در زمان جنگ؛ بخش مهمی از سیاست های تبلیغاتی درباره «دفاع مقدس»، برآمده از ملاحظات فرهنگی-اجتماعی است. در عین حال، بسیاری از پیش فرض های مطالبات سیاسی، برآمده از رویکرد فرهنگی- معنوی به جنگ است.

2- مواجهه پژوهشی با مسئله جنگ، بمنظور توصیف و تبیین رخدادهای سیاسی- نظامی در زمان جنگ؛ مجموعه‌ای از تلاش‌های پژوهشی با اهداف و روش های مختلف، همچنان در ذیل مفاهیم و چارچوب‌های برآمده از دوره جنگ صورت می‌گیرد، بدون آنکه تلاش قابل توجهی برای یکپارچه‌سازی «کلیت جنگ» و پاسخ به پرسش های موجود، انجام پذیرد.

3- مواجهه سیاسی- انتقادی با مسئله جنگ، بمنظور نقد و بررسی برخی تصمیمات و اقدامات انجام شده در زمان جنگ؛ در این زمینه تا کنون پژوهش قابل توجهی صورت نگرفته و بیشتر در مواضع و بیانیه‌های سیاسی جریانات سیاسی، منعکس شده است. در عین حال، دامنه نگرش سیاسی- انتقادی، به ویژه از سوی نسل جدید، رو به گسترش است.

   با فرض مواجهه سه گانه با مسئله جنگ ایران و عراق، این پرسش وجود دارد که؛ نتایج نحوه مواجهه با مسئله جنگ، چه تأثیری بر انتظارات نسل جنگ و نسل جدید دارد؟ مهمتر از آن، آیا با روش کنونی می‌توان به فهم و تبیین مناسبی از جنگ دست یافت؟

   مواجهه با مسئله جنگ با نگاه به گذشته و نتایج کنونی آن، فهم از مسئله جنگ را همچنان در درون پارادایم و الگوی فکری- روشی، تاریخی- فرهنگی و سیاسی محصور خواهد کرد. راه حلهای جایگزین در مواجهه با مسئله جنگ از طریق «نگاه به آینده» و پاسخ به نیازهای جنگ احتمالی، در پاسخ به این پرسش شکل خواهد گرفت که؛ تجربیات حاصل از جنگ گذشته، چگونه پاسخگوی نیازهای کنونی و آینده، در برابر جنگ احتمالی خواهد بود؟