در این یادداشت، «تأثیر کتاب بر گفتمان موجود در جامعه» در پاسخ به این پرسش بررسی خواهد شد که؛ کتاب روزهای پایداری چه نسبت و یا تأثیری بر گفتمان موجود دارد؟ ابتدا به گفتمان موجود اشاره می شود:

1- گفتمان موجود درباره جنگ ایران و عراق، بر اساس رویکردهای موجود به جنگ، به سه دسته قابل تقسیم است:

الف) رویکرد تاریخی- عملیاتی

ب ) رویکرد سیاسی- انتقادی

ج ) رویکرد فرهنگی- معنوی

2- گفتمان و روش آقای هاشمی بیشتر با رویکرد تاریخی و انتقادی، و کمتر با رویکرد فرهنگی- معنوی به جنگ، نسبت دارد. به این معنا که نه تنها آثار منتشر شده از سوی آقای هاشمی با رویکرد تاریخی و پاسخ به گفتمان انتقادی نوشته شده است، بلکه سایر آثار موجود برای تبیین تاریخی، بیشتر در چارچوب نگرش و اطلاعات ایشان نوشته شده است. بررسی ارجاعات آثار منتشر شده در این حوزه، میزان نقل و قول از آثار آقای هاشمی را بخوبی نشان می دهد.   

3- پیش از این گفتمان سیاسی- انتقادی و پرسش از جنگ، به اپوزیسیون نظام محدود شده بود، هر چند بعدها رویکرد انتقادی و پرسش ها همگانی شد. همچنین انتقاد از آقای هاشمی گرچه در زمان جنگ هم صورت می گرفت، ولی بیشتر پس از جنگ و به موازت تغییر در شرایط سیاسی کشور، با انتخابات خرداد سال 1376 شکل جدید و جدی تری گرفت. موضوعاتی نظیر؛ علت ادامه جنگ و نحوه پایان آن، همچنین سفر مک فارلین به ایران و میزان تخصیص منابع از جنگ، در مقایسه با سایر موضوعات بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در هر صورت بخش مهمی از گفتار آقای هاشمی، به موازت تبیین تاریخی از جنگ، در واکنش به گفتمان انتقادی از جنگ بیان و یا نوشته شده است.

4- انتقاد از نقش آقای هاشمی در باره علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، نخستین بار پس از انتخابات خرداد سال  1376 مطرح شد. در این زمینه مقاله آقای گنجی، در مقایسه با آثار دیگران برجسته و تاثیر گذار تر بود. علاوه براین مجادله آقای هاشمی با آقای محسن رضایی نیز، گرچه درباره موضوع ادامه جنگ و تأثیر نظر نظامی‌ها بر تصمیم گیری امام طرح شد، اما بنظر می رسد این موضوع در مقایسه با بحث درباره نحوه پایان جنگ و علت آن، اهمیت کمتری داشته است. آقای رضایی بر این نظر است که میزان تخصیص منابع کشور برای جنگ، مانع از دستیابی به پیروزی نظامی شد. آقای هاشمی در پاسخ این موضوع را مورد تاکید قرار می دهد که، ظرفیت‌ها و منابع کشور محدود بود و همان هم به جنگ اختصاص داده شد، اما نظامیها موفق به کسب پیروزی نشدند. تداوم مناقشات یاد شده،بدون اینکه به بحث روشن و عمیقی تبدیل شود، سر انجام موجب انتشار نامه تاریخی امام در مورد پذیرش قطعنامه 598 شد.

5- موضوعات اساسی و مناقشه آمیز در حوزه جنگ ایران و عراق که در چارچوب گفتمان انتقادی شکل گرفته است، در چند محور کلی قابل توضیح است:

الف) تأثیر تصرف سفارت آمریکا در شروع جنگ

ب ) علت غافلگیری ایران در برابر حمله عراق

ج ) علت تصمیم گیری ایران برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر

د ) هدف و چگونگی سفر مک فارلین به ایران

هـ) علت و نحوه پایان جنگ، با پذیرش قطعنامه 598

البته موضوعات دیگری نیز وجود دارد اما موارد یاد شده در مقایسه با آنها، از اهمیت بیشتری برخوردار است و به همین دلیل در تبیین جنگ ایران و عراق، باید بیشتر مورد توجه و بررسی قرار گیرد.

6- برخی از موضوعات یاد شده با گذشت زمان و تغییر در شرایط، اهمیت سیاسی خود را از دست داده است. بعنوان مثال پیش از این «علت حمله عراق به ایران»، بسیار مورد توجه بود، اما عواملی مانند اعلام صدام به عنوان متجاوز از سوی دبیرکل سازمان ملل، همچنین سقوط صدام و دستگیری و اعدام وی، مسئله تجاوز و علت حمله عراق به ایران را تا اندازه ای حل کرده است. بنابراین هرگونه گفتار و نوشتار درباره علت حمله عراق به ایران، بیش از آنکه پاسخگوی پرسش ها و ابهامات موجود در جامعه باشد، بیشتر تبیین یک موضوع مهم تاریخی است که انجام آن ضروری است.

7- با فرض اینکه کتاب چهار جلدی «کارنامه و خاطرات جنگ تحمیلی و دفاع مقدس» در نظر دارد به پرسش‌ها و ابهامات توجه کند، سه موضوع، شامل؛ تأثیر تصرف سفارت آمریکا بر وقوع جنگ، علت غافلگیری ایران در برابر حمله عراق و علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، در جلد اول کتاب «روزهای پایداری» بررسی خواهد شد. سایر موضوعات پس از انتشار مجلدات بعدی باید بررسی شود.       

ادامه دارد...