انتشار خبر نامه فرمانده سپاه برای درخواست امکانات، برای نخستین بار در بیانیه امام درباره علت پذیرش قطعنامه 598، در جامعه منعکس شد. بنابراین اگر امام به نامه آقای رضائی و دولت اشاره نمی کرد، نامه های یاد شده همانند برخی از اطلاعات طبقه بندی شده، همچنان پنهان باقی می ماند. شاید یکی از مهمترین دلایل واکنش آقای رضایی درباره نامه یاد شده و حتی توضیحاتی که در نامه اخیر داده است، متأثر از همین ملاحظه باشد. زیرا اشاره امام به نامه های یاد شده در بیانیه پذیرش قطعنامه، موجب شکل گیری این مفهوم شدکه، نامه آقای رضائی برای درخواست امکانات برای جنگ، بهمراه نامه دولت در باره شرایط اقتصادی کشور، از دلایل اصلی تصمیم گیری امام برای پذیرش قطعنامه 598 بوده است.

   مسئله قابل توجه در باره واکنش به انتشار خبر نامه فرمانده سپاه و دولت به امام، چند موضوع است: نخست اینکه؛ جامعه و به ویژه رزمندگان تا اندازه ای دلایل امام را برای پذیرش قطعنامه، در چارچوب نامه های ذکر شده پذیرفته اند. علاوه براین واکنش دولت، با واکنش فرمانده سپاه که نامه آنها در بیانیه تاریخی امام برای پذیرش قطعنامه ذکر شده است، کاملاً متفاوت است. به این شکل که دولت از موضوع نامه ارسال شده و اینکه شرایط کشور در ابعاد اقتصادی امکان ادامه جنگ را نمی داد، دفاع می کند. در حالیکه آقای رضایی با منطق دیگری درباره نامه سخن می گوید و تا کنون از ضرورت نگارش نامه دفاع نکرده است. در ادامه با توجه به نکات جدید در نامه اخیر، در باره این موضوع توضیح داده خواهد شد.

   آقای رضایی در نامه اخیر خود برای نخستین بار درباره سابقه نگارش نامه برای درخواست امکانات به نکاتی جدیدی اشاره می کند. وی با اشاره به سفر آقای هاشمی به قرارگاه سپاه در کرمانشاه، در اواخر خرداد 1367، (پس از سقوط فاو و شلمچه)، بنقل از آقای هاشمی می نویسد که ایشان گفت: « چند روز قبل با سران کشور خدمت امام بودیم و گفتیم که یا باید صلح کنیم و یاخواسته های فرماندهان را تأمین کنیم. امام فرمودند: بروید خواسته های فرماندهان را تأمین کنید. ما به امام گفتیم که نیروهای مردمی و سربازانی که فرماندهان می خواهند، زیاد است و نمی‌توانیم آنها را آماده کنیم. مردم به جبهه نمی آیند، امام فرمودند: من دستور جهاد می دهم. گفتیم که هزینه های جنگ را که می خواهند، نمی توانیم فراهم کنیم. امام فرمودند: دستور گرفتن مالیات می دهم. گفتیم ارز و پول خارجی نداریم، امام گفتند: که بروید برای آن فکری بکنید، نفت پیش فروش کنید و تأمین کنید. حالا با توجه به نظرات امام و اینکه من فرمانده جنگ شده ام، شما خواسته هایتان را بنویسید و به من بدهید تا در جلسه سران تصویب کنیم و دولت موظف به تأمین آن بشودبرابر توضیح یاد شده دو موضوع مشخص می شود:

1-  امام در واکنش به سخنان آقای هاشمی در باره اتمام جنگ و یا تامین درخواست فرماندهان، تاکید می کنند  خواسته های فرماندهان را تامین کنید.

2- آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ و برابر نظر امام، به آقای رضائی دستور می دهد درخواستهای مورد نیاز را بنویسید تا در جلسه سران طرح و پس از تصویب از سوی دولت تامین شود.

   آقای رضائی همچنین درباره ذهنیت موجود در فرماندهان قرارگاهها درباره آقای هاشمی و علت خطاب نامه به ایشان و نه امام (پیش از این برای امام نوشته می شد)، می نویسد: «پس از این اظهارات، با فرماندهان قرارگاهها و ستاد سپاه، جلساتی گذاشته و نامه ای در خصوص نیازمندی های صحنه نبرد تهیه و چون ایشان فرمانده جنگ شده بود، نامه را (برخلاف مکتوبات قبلی که خدمت حضرت امام می نوشتیم)، خطاب به آقای هاشمی تهیه کردیم. فرماندهان قدری شک کردند که چطور آقای هاشمی که زیر بار بسیج کشور نمی رفت، این بار از ما می خواهد که خواسته های خود را طرح کنیم. خیلی زود جواب خود را یافتیم. اولاً ایشان از امام نقل کردند که رهبری نظام، بسیج کشور در جنگ را پذیرفته اند. ثانیاً چون فرماندهی را به عهده گرفته اند، باید برنامه خود برای ادامه نبرد را به محضر امام تقدیم کنند.»

  آقای رضایی در ادامه این بحث، با تأکید بر زمان نگارش نامه خطاب به آقای هاشمی در 2 تیر 1367 و یک ماه قبل از پذیرش قطعنامه از سوی امام، می نویسد: «این نامه در تاریخ 2 تیرماه 1367، قریب یک ماه قبل از اینکه حضرت امام قطعنامه را بپذیرند، به دست آقای هاشمی رسیده و این در حالی است که تا چند روز قبل از پذیرش قطعنامه، نظر صریح حضرت امام، بر ادامه جنگ بوده استوی سپس طرح پرسش می کند که؛ « این سوال وجود دارد که طی یک ماه، چه اتفاقی افتاده؟» ایشان بدون توضیحی در این باره می نویسد: «پاسخ به این سوال را به حول قوه الهی، در آینده در خاطراتم خواهم گفت.»

   هر چند بدلیل اطلاعات و نکات قابل توجهی که وجود دارد، باید منتظر پاسخ ایشان به پرسش یاد شده بود، در عین حال این موضوع از سوی ایشان یادآوری و مورد تاکید قرار گرفته است که، اگر نامه ایشان در پذیرش قطعنامه توسط امام نقش داشته است، چرا امام نزدیک یک ماه پس از آن، درباره پایان جنگ تصمیم گیری کرد؟ در حالیکه تنها 10روز پس از انتشار این نامه، یعنی در تاریخ 13 تیر 1367 و پس از سقوط هواپیمای مسافربری ایرباس، امام پس از دریافت پیام آقای منتظری، در پاسخ می نویسد: «مسئولان نظام باید تمامی همّ خود را در خدمت جنگ صرف کنند ... امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است ... غفلت از مسائل جنگ، خیانت به رسول الله است.» (صحیفه امام – ج 21 – ص 69)

نتیجه گیری

1- توضیحات آقای رضایی درباره نگارش نامه برای درخواست امکانات، تا کنون بر حول این موضوع قرار داشت  که این نامه را به آقای هاشمی و با هدف ادامه جنگ نوشته است. ولی ایشان در نامه اخیر خود، دو موضوع جدید را روشن می کند: نخست؛ سابقه تهیه نامه و تصوراتی که بهنگام نگارش آن وجود داشت و مهمتر از آن؛ طرح پرسش درباره میزان تأثیر نامه در پذیرش قطعنامه از سوی امام است. ایشان در حالیکه در باره یک موضوع اساسی و پیچیده طرح پرسش کرده است، اما پاسخ آن را به آینده موکول می کند.

2- به نظر می رسد روش برخورد آقای رضایی با تهیه و انتشار نامه درباره تأمین امکانات، با تحلیل ایشان از پیچیده‌گی‌های سیاسی- نظامی جنگ و انتقاد از آقای هاشمی بدلیل عدم پشتیبانی از جنگ، همخوانی ندارد. زیرا ایشان تاکید می کند، هدف جنگ سقوط صدام بوده است و با امکانات موجود ارتش و سپاه، دستیابی به این هدف 20 سال طول می کشد، و شاید در این میان صدام برای عملیات آفندی اقدام کند. در همین چارچوب ایشان راه حل پیروزی در جنگ و سقوط صدام را بسیج امکانات کشور برای جنگ ذکر می کند با این توضیح این پرسش وجود دارد که؛ آیا امکاناتی که ایشان برای ادامه جنگ و پیروزی می خواست، غیر از آن بود که تنها از طریق پشتیبانی کشور از جنگ، قابل تأمین بود؟ بنابراین چرا ایشان طی سالهای گذشته، با وجود انتقاد از آقای هاشمی در عدم تامین امکانات برای جنگ، به جای دفاع از نامه تاریخی برای تأمین درخواستها، نسبت به توجیه تهیه فهرست نیازمندیهای جنگ، اقدام کرده است؟

3- برپایه توضیحات فرمانده پیشین سپاه در باره ملاحظات در نگارش نامه برای درخواست امکانات، این نامه به استناد پیچیده‌گی شرایط جنگ و الزامات تامین اهداف جنگ با پیروزی نظامی و سقوط صدام، یک نامه تاریخی و قابل دفاع است. بنابراین مناسب است ایشان با تبیین پیچیده‌گی‌های حاکم بر صحنه جنگ و ضرورتهای ناظر بر پیروزی نظامی بر عراق و سقوط صدام، عوامل و شرایط نظامی و راهبردی موثر در نحوه پایان جنگ را بمثابه درس آموزی برای آینده تبیین کند.

4- کلیه درگیری و جنگهائی که پس از اتمام جنگ ایران و عراق در منطقه روی داده و در جریان است،به ویژه نحوه سقوط و دستگیری صدام، همچنین وضعیت سیاسی و امنیتی عراق پس از صدام، ناظر بر این معنا است که  برای پیشبرد اهداف باید از قدرت نظامی استفاده کرد، ولی اگر میان اهداف،ابزار و مقدورات، تناسب وجود نداشته باشد،و پیامدهای احتمالی هرگونه تصمیم گیری و اقدامی پیش بینی نشده باشد، نتایج جنگ و حتی پیروزی قابل پیش بینی و مدیریت نخواهد بود.

ادامه دارد ...