1) پژوهشکده مطالعات فرهنگی روایت، در تاریخ 26/5/93 همایشی را برگزار کرد که دکتر حسینعلی نوذری درباره "چرا تاریخ فرهنگی؟" سخنرانی کرد. مباحث ایشان بیش از آنکه پاسخ به چرایی تاریخ فرهنگی در غرب باشد، بیشتر بحث گسترده ای درباره «تاریخ» تاریخ فرهنگی بود. شکل گیری "تاریخ فرهنگی در غرب"، فارغ از ملاحظات موضوعی و روش شناسی، ناظر بر پاسخ به یک مسئله است. انتظار داشتم در همایش یاد شده، با توجه به عنوان آن، این مسئله روشن شود که؛" چرا در غرب رویکرد تاریخ فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است؟ به هر دلیل، نتیجه ای حاصل نشد. شاید برگزاری نشست با چند میهمان و ایجاد فرصت برای پرسش و پاسخ، می توانست زمینه پاسخگویی به این پرسش را فراهم نماید. در پایان همایش گفتگو سه جانبه ای با خانم جمشیدی و دکتر صیامیان، در باره تاریخ فرهنگی جنگ داشتیم که بسیار قابل استفاده بود و زمینه نگارش یادداشت حاضر را، بعنوان "طرح مسئله در باب تاریخ فرهنگ جنگ" فراهم کرد.

2) با فرض اینکه شکل گیری رویکردها، همانند اندیشه ها و روشها، حاصل پاسخ به مسئله است، و فارغ از ملاحظات شکل گیری تاریخ فرهنگی در غرب، این پرسش وجود دارد که؛ چرا باید با رویکرد تاریخ فرهنگی، جنگ ایران و عراق را مورد واکاوی قرار داد؟ برای پاسخ به پرسش یاد شده، علاوه بر این که باید ظرفیتهای موجود در جنگ را برای نگارش تاریخ فرهنگی مورد توجه قرار داد، اما مهمتر از آن، ضرورتهای نگرش فرهنگی به مسئله جنگ، در دوره پس از جنگ است. بعبارت دیگر منطق ناظر بر ضرورت نگارش تاریخ فرهنگی جنگ، بیشتر متاثر از «موضوعات و مسائل جنگ»، در دوره پس از جنگ است. البته این توضیح بمعنای نادیده گرفتن مولفه های فرهنگی جنگ، در زمان جنگ نیست، اما در این یادداشت بیشتر نتایج و پیامدهای جنگ، پس از جنگ، بعنوان ضرورت انتخاب رویکرد تاریخ فرهنگی، مورد توجه قرار گرفته است. حال آنکه واقعه سیاسی و نظامی جنگ، از حیث چرائی و چگونگی وقوع، ادامه و پایان، در حوزه بررسیهای تاریخی، نظامی و راهبردی، بررسی خواهد شد.

3) با توضیح یاد شده، مجدداً باید پرسش را مبنی بر اینکه، چرا باید با رویکرد تاریخ فرهنگی،  جنگ ایران و عراق را مورد واکاوی قرار داد؟ باز بینی کرد. چنانچه روشن است در پرسش یاد شده، تأکید بر انتخاب "تاریخ فرهنگی بمثابه یک رویکرد"، مورد تأکید است. همچنین درباره جنگ ایران و عراق توضیح داده شده که؛ برای نگارش تاریخ فرهنگی جنگ، دوره جنگ مورد نظر نیست، بلکه نتایج و پیامدهای فرهنگی- اجتماعی جنگ، پس از جنگ مورد نظر است. بنابراین ملاحظات ناظر بر نگارش تاریخ فرهنگی جنگ، برآمده از ضرورت بررسی «نتایج فرهنگی- اجتماعی جنگ»، در دوره زمانی پس از جنگ است. در این بررسی مسئله جنگ بعنوان یک متغیر در ایجاد "وضعیت های اجتماعی- فرهنگی"، مورد توجه است.  با این توضیح، پرسش دیگری را باید ابتدا مورد بررسی قرار داد، مبنی بر اینکه؛ نتایج و پیامدهای فرهنگی- اجتماعی جنگ، پس از جنگ کدام است؟چه تاثیری بر حیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران داشته و دارد؟

4) مسئله اساسی در تاریخ فرهنگی جنگ، چنانچه توضیح داده شده، نسبت میان "انسان و جامعه" با جنگ است. در زمان جنگ، وجوه سیاسی- نظامی جنگ، مانع از توجه به نتایج فردی- اجتماعی جنگ می شود، و لذا بیشتر ثبت و نگارش و تحلیل وجوه سیاسی- نظامی مورد اهتمام قرار می گیرد، اما پس از اتمام جنگ، وجوه سیاسی- نظامی اهمیت خود را تدریجا از دست  داده و تاریخی می شود، در حالیکه جامعه عمیقاً درگیر نتایج و پیامدهای فرهنگی- اجتماعی جنگ است. در واقع آنچه با جنگ، در ابعاد سیاسی و نظامی شکل می گیرد، با اتمام جنگ به پایان می رسد، در حالیکه پیامدها و نتایج فرهنگی-اجتماعی جنگ، همچنان در جامعه جریان دارد و تاثیر گذار است.

5) بررسی پرسشهای یاد شده، علاوه بر اینکه تعریف تاریخ فرهنگی را به لحاظ مفهوم و روش، بدون ابتناه به نظریه و روشهای غیربومی، روشن خواهد کرد، در عین حال فهرست موضوعات و روش نگارش تاریخ فرهنگی را نیز تعیین و آشکار خواهد کرد. برای روشن شدن وجه مشترک دوره جنگ و پس از جنگ، با امتداد مفهوم فرهنگ جنگ، بر سه موضوع اساسی برای نگارش تاریخ فرهنگی جنگ، با طرح سه پرسش، می توان تاکید کرد:

الف- در بررسی «تأثیر جنگ بر افراد و جامعه»، فرض بر این است که جامعه ایران پس از جنگ دستخوش تحولات گسترده سیاسی- اجتماعی شده و دیگر همانند زمان جنگ، در وضعیت مستقیم در برابر جنگ، قرار ندارد. همچنین افراد به دو دسته کلی قابل تقسیم هستند: نسل دوره جنگ که مشارکت فعال در جنگ داشتند و یا بی تفاوت و تنها نظاره گر بودند و نسلی که در دوره جنگ متولد شدند و در حالیکه نقش فعالی نداشتند، اما آثار روحی جنگ بصورت مستقیم و غیرمستقیم بر شخصیت و رفتار آنها برجای مانده است. به این اعتبار این پرسش وجود داردکه؛ادراک از جنگ در نزد شاهدان وقایع چیست و چه تاثیری بر تفکر و رفتار آنها داشته و دارد؟

ب- نقش و کارکرد «انسان و جامعه» در جنگ، گاهی در قامت رزمنده - فرمانده مشاهده می شود که اسیر، جانباز و یا شهید شده، یا پس از جنگ ارتقاء مقام سیاسی و نظامی پیدا کرده، یا اینکه در موقعیتهای غیر سیاسی و نظامی، در حال فعالیت هستند. گاهی نقش افراد و جامعه در قامت مقاومت در شهرهای مورد حمله و اشغال شده، یا در پشت جبهه در کمک به جبهه ها، همچنین یا مقاومت در برابر حملات هوایی- موشکی دشمن، خودنمایی می کند. به این اعتبار این پرسش وجود داردکه؛آثار فرهنگی و اجتماعی جنگ کدام است؟ 

ج- نظر به اینکه جنگ در پیوستگی با اهداف انقلاب، بر اهداف و ماهیت جنگ همچنین استراتژی و تاکتیک ها تاثیر گذاشته است، لذا نوعی پیوستگی میان روایت از جنگ و مطالبات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران، همچنین مناقشات سیاسی در باره موضوعات و مسائل جنگ و انقلاب، برقرار شده است،بهمین دلیل بخش مهمی از جریانات سیاسی و فرهنگی کشور را می توان در امتداد موضوعات و مسائل جنگ مورد شناسائی قرار دارد. به این اعتبار این پرسش وجود داردکه؛ چه نسبتی میان روایتهای مختلف از جنگ، با جنگ وجود دارد؟ تاثیر آنها بر شکل گیری جریانات سیاسی و اجتماعی چیست؟