مقدمه

   آغاز، ادامه و پایان جنگ ایران و عراق، بیانگر سه مسئله اساسی درباره جنگ است که هر کدام در یک دوره زمانی بیشترین مباحث را به خود اختصاص داده است. در حالیکه «مناقشه سیاسی» وجه مشترک هر کدام از مسائل یاد شده می باشد، اما در چند سال اخیر، «مسئله پایان جنگ» در مقایسه با سایر مسائل، بیشتر مورد توجه بوده است.

  نگارش و انتشار کتاب «راز قطعنامه» در سال 1392 از سوی جناب آقای کامران غضنفری، بدلیل  مو ضوع، رویکرد و روش تحلیل، علاوه بر اینکه تجدید چاپ کتاب را به عدد 14 رسانده است، موجب مناقشه درباره صحت تحلیل های مندرج در آن نیز شده است. چنانچه فرمانده وقت سپاه جناب آقای محسن رضایی در این باره به مقام معظم رهبری نامه نوشت و از تحریفات این کتاب گلایه کرد و تأیید رهبر انقلاب، موجب نگارش نامه دیگری از سوی آقای رضایی شد که پس از چاپ آن  در روزنامه جوان، در این وبلاگ نیز در چهار بخش، نقد و بررسی شد. علاوه بر این، نویسنده محترم کتاب در تاریخ 29/5/93 با خبرگزاری دفاع مقدس گفتگو کرده است که موضوع این یاد داشت، قرار گرفته است. به این شکل که ابتدا «پرسش ها»، «روش تحقیق» و «نقطه نظرات تحلیلی» نویسنده، عیناً نقل و سپس نقد و بررسی خواهد شد.

پرسش‌های اساسی

1-در مطالعات و بررسی‌هایی که داشتم به بحث قطعنامه که امام خمینی(ره) از آن به نوشیدن جام زهر یاد کرده بودند برخورد کردم. پرسشی که در ذهن من ایجاد شد این بود که چرا امام در این خصوص از این تعبیر استفاده کرده است؟

2-چرا ابتدا مسئولین از پذیرش آن (قطعنامه 598) سر باز زدند و آنرا مخالف خواسته‌های ملت و عدالت قلمداد کرده و پس از مدتی در مقابل آن سر تعظیم فرود آوردند؟

3-با نوشتن کتاب هم به دنبال این بودم که نشان دهم چرا برخی در مقابل رهبر یک نظام ایستاده و گزارش دروغ و خلاف واقع دادند؟ چرا با گزارش دروغ، مسئولی که به شما اعتماد دارد و با گزارش شما تصمیم گیری می کند، فریب دادند؟ 

4-امام در طول این 8 سال سیری مشخص طی می کرد و از آن منحرف نشدند، اما به یکباره در تیر 67 تغییر موضع داده و قطعنامه را می پذیرند. حتی امام راحل تا 10 روز قبل از پذیرش قطعنامه، در پیامی که در تاریخ 13 تیر در خصوص سقوط هواپیمای ایرباس دادند، بر ادامه دفاع اصرار داشتند. در جلسه 23 تیر 67 که آقای هاشمی رفسنجانی چندین گزارش و نامه را در مقابل امام قرار داده و گزارشی از کارکردهای مسئولین را ارائه می دهد، امام قطعنامه را می پذیرند. در فاصله این ده روز چه اتفاقاتی می افتد؟ در آن جلسه چه صحبت هایی رد و بدل می شود؟

روش تحقیق

  عمده منابع و ماخذهایی که به آنها رجوع کردم در دسترس همگان قرار داشته و دارد. مانند کتاب خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی، مصاحبه ها و سخنرانی های وی و دیگر مسئولین وقت از جمله میر حسین موسوی، محسن رفیق دوست، محسن رضایی، غفوری فرد، مقام معظم رهبری و...؛ همچنین چندین جلد از کتب منتشر شده مرکز اسناد و تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مقالات و روزنامه های آرشیوی و... . علاوه بر این باید گفته شود که از هیچ سند محرمانه ای نیز در مطالعات خود استفاده نکردم.

برداشت‌های تحلیلی

1) در پیام پذیرش قطعنامه امام راحل با تعبیری که ایشان به کار می برند، آدمی احساس می کند این امر تحمیلی و ناخواسته صورت گرفته است و شرایط آن را به امام بزرگوار تحمیل کرده است.

2) قضاوت من در کتاب نیز براساس آموزه های دینی ام است و نمی توانم در این زمینه خنثی باشم. تمام حرف من در کتاب این است که هر نظامی دارای یک رهبر و قائد است که باید از خواسته ها و مطالبات آن پیروی کنیم. امام راحل به ما یاد داد که باید تکلیف مدار باشیم، نه نتیجه مدار و دیگر اینکه منطق ما منطق اسلام است و در آن شکست معنا ندارد. من صریحاً می گویم که در کتاب جانبداری وجود داشت، زیرا صحبتهای امام را حق می دانیم  و به تبعیت از حقانیت ایشان بود که به جبهه رفتیم و امام را به عنوان یک حجت شرعی قبول داریم ... من از حرف ها و مطالبی که زده و نوشته‌ام لحظه ای عقب ننشسته و نخواهم نشست.

3) امام خمینی (ره) از طریق کانال ارتباطی اخبار را دریافت می کرد که از طریق مسئولین منتقل می شد. هاشمی قبل از تیر ماه 1367 پیش امام رفته و اصرار بر پذیرش قطعنامه دارد که امام راحل نمی پذیرند. محسن رضایی از قول موسوی اردبیلی رئیس دستگاه قضایی وقت نقل می کند که : جلسه ای از سران قوا به همراه هاشمی تشکیل می شود  که هاشمی رفسنجانی دوباره قضیه قبول قطعنامه را مطرح می کند، که امام راحل بسیار ناراحت می‌شوند، به طوری که جلسه را ترک می کند. این نشان می دهد امام مقاومت داشته است تا روزی که آقای رفسنجانی چند گزارش از نا به سامانی اوضاع می دهد که باعث می شود امام بفرمایند جام زهر را نوشیدم.

4) از قول حاج احمد خمینی نقل کردیم که فرمودند: پس از انجام عملیات مرصاد با امام راحل در حال تماشای تلویزیون بودیم که تصاویر حضور مردم در جبهه را نشان می داد . امام فرمودند: احمد اگر من می دانستم که مردم این چنین در جبهه حضور دارند هیچ گاه قطعنامه را قبول نمی کردم. این یعنی گزارش خلاف واقع به امام دادند که هیچ کس برای حضور در جبهه استقبال نمی کند. برخی خرده می گیرند که شما با نوشتن این کتاب بعضی از کارهای امام راحل را زیر سوال بردید. پاسخ من این است که امام که، امام معصوم نبود؛ او نیز همچون سایر افراد جامعه بود و علم غیب نداشتند. باید باور کرد که صلحی که امام کردند، صلحی تحمیلی بود.

5) چیزی که در کتاب مطرح کردم این است که مسئولین وقت اعتقادی به جنگ نداشتند، امکانات برای پشتیبانی از جنگ اختصاص نمی دادند تا نیروها نتوانند برای حمله تدارک ببینند. دنبال ان بودند که پایان جنگ سیاسی باشد نه نظامی. جنگ با مذاکرات خاتمه پایان یابد نه با شکست صدام.

ادامه دارد...