1- مقاله‌ی اول با عنوان «تاریخ شفاهی فرماندهان جنگ ایران و عراق»، به‌مثابه سرمقاله و مدخل و مقدمه‌ای بر این مجموعه، حاوی اشارات و اطلاعات در خور توجهی است که به قلم مسئول محترم مرکز، آقای دکتر حسین اردستانی (که از زمره‌ی السابقون و المقربون روایت و راویان جنگ محسوب می‌شوند) نوشته شده است. تأمل در عنوان این مقاله و دیگر مندرجات نشریه، که غالب آنها مصاحبه با فرماندهان جنگ است و ذیل عنوان مقالات(!) جای گرفته‌اند، معلوم می‌کند آنچه انجام گرفته اولاً، از نوع مصاحبه بر گونه‌ی تاریخ شفاهی نیست و ثانیاً، چنانچه مسامحتاً این‌گونه گفت‌وگوها را بتوان گفت‌وشنود از نوع تاریخ شفاهی شمرد، حسب محتوا، آنها را ‌باید ذیل عنوان «تاریخ شفاهی جنگ به روایت فرماندهان» عنوان‌گذاری کرد ـ گرچه حتی در این صورت نیز، عنوان «تاریخ شفاهی جنگ به روایت فرماندهان»، نیازمند عنوان فرعی دیگری است تا آشکار شود، گفت‌وگو حول «چه مسئله و موضوعی» صورت گرفته است.

2- در چکیده این مقاله، «تاریخ شفاهی راه میانبر پژوهش‌های جنگ تحمیلی» خوانده شده؛ راهی که «قادر است به عرصه نویسندگی و پژوهش‌های جنگ ایران و عراق، وسعت قابل‌ملاحظه‌ای بخشیده، ابعاد وسیع این پدیده‌ی بزرگ و تاریخی را جست و جو و ثبت و ضبط کند». این شبه‌تعریف از تاریخ شفاهی گرچه تا حدودی درست است، دقیق و کافی نیست، زیرا روش تاریخ شفاهی، و دست‌یابی به اطلاعات؛ یعنی مصاحبه یا گفت‌وگوی فعال، گرچه در مطلق مطالعات جنگ ایران و عراق کمک کننده است، اما تاریخ شفاهی به تمام معنا ریختاری نوپدید در تولید متن محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، متن در پیکره‌ی تاریخ شفاهی ‌باید مستقلاً بایستگی ارائه و انتشار داشته باشد و ضمناً به جزئیات و دقایقی از شناخت پدیده و رویداد ورود کند که در غیر این روش و رویکرد دستیابی (به) و عرضه‌ی آن ناممکن است. بنابراین، متن برآمده از تاریخ شفاهی، دارای دلالت محتوایی و کالبد متمایز است. یکی از چند ویژگی متن شناختی تاریخ شفاهی این است که متن (اگر چه مکتوب) از طریق خواندن شنیده می‌شود و زبان گفتار در آن نقش معنایی خاص دارد.

3- در مقاله‌ی نخست، نویسنده پس از مقدمه (در بخش راویان و تاریخ جنگ)، «کار سترگ و کم‌نظیر راویان [دفتر سیاسی]» را با کار تاریخ‌نویسان جنگ برابر شمرده و گویی یکسان انگاشته ‌است: «... راویان باید با دفترچه و ضبط صوت و خودکار، فقط به تاریخ‌نگاری جنگ مبادرت می‌کردند... آنها تاریخ نویسان جنگ بودند...». نیز این معنا به ذهن متبادر می‌شود که آقای اردستانی عمل راویان را مطابق با کار مورخان شفاهی فرض گرفته‌اند. در این‌که کار و کارنامه‌ی راویان دفتر سیاسی جنگ سپاه (که اکنون به مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس خوانده می‌شود)، کارنمایی کارستان و بی‌نظیر در تاریخ‌پژوهی و گردآوری اسناد و شواهد شفاهی جنگ بوده است تردیدی نیست و به نظر من، سیر و سابقه‌ی کار راویان و کارنامه‌ی این دفتر و مرکز، مستقلاً بایسته پژوهش و نگارش در قد و قواره یک مجلد (آن هم در قالب تاریخ شفاهی) است و این مهم، بلکه ضرورت را نگارنده با جناب اردستانی و دیگر همکاران راوی‌ ایشان مکرر در میان نهاده است. مع هذا، در باب سنخ کار و کرد راویان باید دانست نه آنان را به‌راستی «تاریخ نویسان جنگ» می‌توان خواند، نه آنچه به شیوه‌ی گفت‌وگو با فرماندهان جنگ انجام داده‌اند، پرسشگری مورخانه به طریق تاریخ شفاهی می‌توان نامید، و این حرف ابداً به معنی نادیده‌انگاشتن سعیِ بی‌مانند و اعتبارِ یگانه‌ی فراهم‌آورده‌های آنان نیست و نگارنده‌ی این سطور مکرر در گفته‌ها و نوشته‌های خود، این حقیقت را گوشزد کرده است.

4- به نظر من، ارزش بی‌بدیل کار راویان در زمان جنگ را نمی‌توان و نباید در زمره‌ی «تاریخ‌نویسی» جای داد، زیرا تاریخ‌نویسی متأخر از فراهم‌آوری اطلاعات و مدارک و منابع تاریخ شناختی است و عمل شناسایی و گردآوری اطلاعات ـ از آن جمله گفت‌وگو با فرماندهان در مناطق عملیاتی در همان زمان ـ مقدم و مقوم تاریخ‌نویسی است. و تاریخ‌نویسی و تاریخ‌نگاری را حکایتی دیگر است. اما در باب احتمال همانند دانستن راوی‌گری و کار راویان در دفتر سیاسی با شیوه‌ی مصاحبه و عمل مورخانه در تاریخ شفاهی، شاید بتوان اهتمام راویان جنگ در دفتر سیاسی سپاه را گونه‌ای مقدم/ یا مقدماتی و نظیر برای تاریخ شفاهی تلقی کرد اما در نگاهی ژرفاتر ‌باید در این‌جا هم قائل به تفکیک بود و شد. این تفکیک و تفاوت را می‌توان با توجه و تمرکز در عمل راویان زمان جنگ و نحوه‌ی عمل مورخ شفاهی در این زمان دریافت. از آن جمله: عمل راویان در زمان جنگ و هنگام عملیات‌ها، مشاهده و پرسش از فرماندهان، در حال و هوای «باور» و «بارور» شده‌ی جنگ و نبرد و محدود به زمان و مکان واقعه، به‌ویژه متأثر از فضای گفتمانی و متمرکز بر وجوه نظامی بوده است. این نحوه‌ی روایت‌گری بیش‌تر به واقعه‌نگاریِ مبتنی بر مشاهده و شنود شباهت دارد (که البته حائز اهمیت فراوان است)، تا کار مورخ که به زاویای گوناگون رویداد نظر می‌کند و هدف وی شناخت همه جانبه و دقیق واقعه است که در نتیجه‌ی فاصله از متن واقعه به دست می‌آید. این فاصله صرفاً فاصله زمانی نیست.

5- با مداقه در این نکته است که تفاوت کار مورخ/ مورخانه با عمل واقعه‌نگر و واقعه‌نگار فرا دید می‌آید. تأمل بر تفاوت تاریخ‌پژوهی و واقعه‌نگاری و گفت‌وگوهای صورت‌گرفته در این شماره از نگین مفید این مقصود است که دانسته شود صِرف وجود پیشینه و پشتوانه‌ای غنی از کار روایت‌گری راویان در گذشته این مرکز و گفت‌وشنودهای انجام شده‌ی کنونی، بدون توجه به الزامات و ضروریاتِ روش در تاریخ شفاهی، تاریخ شفاهی خوانده نمی‌شود. بنابراین مرکز مطالعات و اسناد دفاع مقدس نیازمند مطالعه و شناخت همه‌جانبه و دقیق تاریخ شفاهی و چیستی و چگونگی آن، علی‌الخصوص فراهم‌سازی شیوه‌نامه‌ای فراخور در این باب است. با عنایت به خوش‌نامی این نهاد و جایگاه والای آن نزد محققان و علاقه‌مندان به مطالعات تاریخی و تاریخ جنگ، حصول این مقصود چندان مشکل نخواهد بود. تحقق این امر به اقبال و پرهیز از فروبستگی مألوف و روی گشاده داشتن مسئولان مرکز و برقراری ارتباط فعال با نهادهای مطالعاتی و پذیرش اهمیت نقد و نظر در این مسیر بستگی دارد.

ادامه دارد ...